نکته های قرآنی ۱۹-۲

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره كهف(۲)

دو واژه که در واقع از سویی متقابلند و از سوی دیگر جمع هر دو به ما کمک می کند تا موقعیت قرآن مجید را به درستی درک کنیم.
درست مثل دو مفهوم روز و شب و یا نور و ظلمات، آب و تشنگی. این مفاهیم بدون وجه مقابل یا مخالف به درستی درک شدنی نیستند. همان که گفته شده است: تعرف الاشیاء باضدادها.
ضدّان لمّا استجمعا حسُنا          والضدُّ يظهر حسنه الضدُّ
در واقع مفهوم ضد یا مفهوم مخالف است که به شناخت بهتر و دقیقتر ما کمک می کند. این دوواژه عِوَج و قَیّماً هستند.
الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجًا ۜ﴿١﴾ قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا ﴿٢
ستايش خدايى را كه اين كتاب [آسمانى‌] را بر بنده خود فرو فرستاد و هيچ گونه كژى در آن ننهاد* [كتابى‌] راست و درست، تا [گناهكاران را] از جانب خود به عذابى سخت بيم دهد، و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته مى‌كنند نويد بخشد كه براى آنان پاداشى نيكوست .( فولادوند)
در کتاب کژی-عوج- نیست و کتاب راست و درست -قیم- است.
در زبان عربی، واژه عوج با کسره عین متفاوت از عوج با فتحه عین است. اولی به معنای کژی در معناست و دومی کژی در صورت و ظاهر، راغب اصفهانی این دو مفهوم را به خوبی از یکدیگر تمییز داده است. عَوَج ، کژی است که با چشم سر تشخیص داده می شود و عِوَج ، کژی ست که با چشم دل و اندیشه می توان تشخیص داد. ماوردی در النکت و العیون به این دو مفهوم از کژی اشاره کرده است. همین مفهوم کژی در معانی در سوره زمر/۲۸ نیز آمده است. در موارد مکرری نیز واژه عوج در مورد کسانی به کار رفته است که می خواسته اند در راه خداوند کژی و کاستی پدید آورند. ابن عجیبه در تفسیر بحر المدید، سه مشخصه برای عدم کژی ذکر کرده است: « باختلافٍ في اللفظ، وتناقض في المعنى، وانحراف في الدعوة » در واژه ها شاهد اختلاف، در معانی شاهد تناقض و در دعوت پیامبر شاهد انحراف نیستیم. ترتیب عبارت ابن عجیبه دقیق و اندیشیده شده است. اگر در واژه ها شاهد کژی بودیم این کژی به معانی تسری پسدا می کرد و کژی در معانی موجب آسیب دیدن پیام می شد.
قیّم، از بعدی دیگر بر راستی و درستی قرآن تاکید می کند. به بیان دیگر این دو واژه در باره تمام آیه های قرآن مجید و نیز تمام سوره ها و کل قرآن صادق است. در قرآن شاهد انسجام زبانی و معنوی و ساختاری هستیم. قشیری درتفسیر لطائف الاشارات، قَیّماً را عدم تعارض و تناقض بین آیات قران معنا کرده است. وقتی آیات با یکدگر معارض و مخالف و متناقض نیستند؛ بدیهی است که می بایست بین ایات یک سوره، ایات یک سوره با دیکر آیات سوره ها، خود سوره ها با یکدیگرجمعیتی و تناسبی داشته باشند. به عنوان نمونه، واژه قیما در سوره کهف، نسبت روشنی با همین واژه در سوره انعام/۱۶۱ دارد: قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ، بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده است: دينى پايدار، آيين ابراهيمِ حق‌گراى! و او از مشركان نبود.»

در ترجمه فولادوند، قیما در سوره کهف، راست و درست و در سوره انعام، پایدار ترجمه شده است. در حقیقت قیما ترکیب هر سه واژه پارسی ست! پایداری و دوامی که به اعتبار راستی و درستی ممکن است. قیما در کهف صفت قران در انعام صفت دین و در سوره روم/۳۳ صفت فطرت انسانی ست، که لباس دین پوشیده است. راز گشای این سه گانه، آیات ابتدای سوره رحمان است، که قرآن بر خلقت انسان تقدم دارد! فطرت الهی و قرآنی انسان مقدم بر آفرینش اوست. که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی!

جمع صورت با چنین معنی ژرف
نیست ممکن جز ز سلطانی شگرف
مثنوی/ دفتر سوم/۱۳۹۳سلطان شگرف به تعبیر فیلسوف الهی حاج ملا هادی سبزواری: من لا یشغله شان عن شان و لا یمنعه فعل) عن فعل را مظهر است.(۱
در مجموع شاهد کلام منسجم می باشیم. این داوری، با داوری یی که آیات قرآن را و یا قرآن را مشوش و با نظم پریشان تلقی می کند، کاملا متفاوت است.
********
۱-شرح مثنوی،حاج ملا هادی سبزواری،کتابخانه سنائی، بی تا، ص.۲۰۷

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)