نکته های قرآنی ۱۹-۵

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره كهف(۵)

هنگامی که خداوند راوی قصه است، عنصر زمان و دانای کل تعریف دیگری پیدا می کند. او فراتر از زمان است و یا زمان مثل موم در سرپنجه تقدیر او نرم است. تمام گذشته و اکنون و آینده می توانند گاه در یک نقطه سیال و فرّار فشرده شوند. افزون بر آن، رخداد ها نابود نمی شوند! همه آن چه که در هستی، در تمام تاریخ هستی اتفاق افتاده و می افتد و خواهد افتاد؛ در محضر خداوند زنده است. از این رو در قیامت، انسان ها اعمال خویش را می بینند، نه این که تصویری از اعمال بلکه خود اعمال!روزى كه هر كسى آنچه كار نيك به جاى آورده و آنچه بدى مرتكب شده، حاضر شده مى يابد؛ و آرزو مى‌كند: كاش ميان او و آن [كارهاى بد] فاصله‌اى دور بود. ( آل عمران/۳۰)
او همه چیز را می داند، حتی گفتگوهای درونی انسان با خویشتن خویش، از شاهرگ گردن به انسان نزدیک تر است،( سوره ق/۱۶)
تمام پدیده ها در حضور او هوشمندند و او را تسبیح می گویند؛ هیچ چيز نيست مگر اين كه در حال ستايش، تسبيح او مى‌گويد، ولى شما تسبيح آنها را درنمى‌يابيد. به راستى كه او همواره بردبار آمرزنده است.( اسراء/ ۴۴) تسبیح خداوند در هستی جاری ست. به عنوان نمونه در نسبت زمان و مقوله تسبیح؛ زرکشی به نکته بسیار مهمی اشاره کرده است. از این رو تسبیح با فعل های گذشته ( سَبّحَ )، حال ( سَبّحْ)، آینده (یُسَبّحُ ) و وجه مصدری ( سُبحان) در قرآن ذکر شده است. چهارده سوره در قرآن مجید با تسبیح آغاز شده اند، هفت مورد به صفات کمالی خداوند و هفت مورد به نفی صفات سلبی اشاره دارد. (۱)انسان نیز وقتی از زاویه دید دانای کل داستان می نویسد، یا به قول میلان کندرا، گیرنده ای را در ذهن شخصیت داستانی خویش کار می گذارد و از گفتگوی درونی او می نویسد؛ جای خداوند نشسته است!از نگاه خداوند چگونه می توانیم به زمان بنگریم؟ او درکجای زمان ایستاده است ویا زمان چه نسبتی با او دارد؟ شیخ محمد متولی شعراوی، مفسر بزرگ قرآن مجید، که تفسیر پر لطف شفاهی او با عنوان خواطر در دست است؛ مجموعه کتابی با عنوان معجزة القرآن در ده جلد نوشته است. - او برای من بسیار عزیز بود و هست. افزون بر دانش و دقت و نکته دانی و نکته یابی های پر لطفش در تفسیر قرآن مجید، آن حال خوش اش که مثل جریان معطری فضای مسجد امام حسین علیه السلام در خان خلیلی در قاهره را فرا مي گرفت و مشتاقان تفسیر قرآن مجید را شیفته و شیدا، آن چهره ساده و لباسی که همانند فلاحان بود ؛ و آن لهجه ی مصری خوش طنینش که هیچ زنگاری از خودنمایی در آن نبود و نیست. بیش از آن که با تفسیر قرآن، بر دانش مستمعان می افزود، با دم گرمش شعله ایمان را در قلب ها می افروخت.- در جلد نخست کتاب معجزه قرآن، به نقل از یک نسخه خطی نکته بسیار قابل توجهی را نقل کرده است: « یا زمن و فیک کل الزمان» (۲) ای زمانی که در تو تمامی زمان هاست! شعراوی در این باره به زمان جاری در گستره زمین اشاره می کند، در هر منطقه ای زمان مشخصی جاری است. در این سوی زمین روز است و در سوی دیگر شب، همزمان در تمام زمین صدای اذان بلند است؛ نماز های اوقات گوناگون! چنان که زمان طلوع و غروب هم جاری است و ما در ماه رمضان این سیال بودن زمان و جریان آن را با توجه به تغییر وقت افطار و اذان صبح حس می کنیم.
وتَری الشمس! تمامی این مفاهیم را در خویش جمع کرده است! مفهوم سیال بودن زمان و زمان از دید خداوند، مفهوم زنده بودن رخداد، تسبیح آفتاب و توجه خداوند به اصحاب کهف!
پیامبر نگاه دیگری داشت! نگاهی که ساحت آن را هیچ خدشه ای ،خاشاک و خسی نپوشانده بود! نگاهی که یافتن اش همان آرزو ی آرمانی انسانی است؛ تا به آن نقطه برسد و از آن بلندا هستی را نگاه کند.
بعد از این ما دیده خواهیم از تو بس
تا نپوشد بحر را خاشاک و خس
مثنوی، دفترششم/۲۳۱۱
به دلیل، در دسترس نبودن واژگان متناسب، از واژه نگاه، دید و یا دیده استفاده می کنیم. در اینجا دید و نظرگاه مفهومی بسی فربه تر و فراتر از مفهوم ساده دیدن و دیده دارد.
گویی تمامی ظرفیت خواست و دانایی انسان در نظرگاه او فشرده می شود. هایدگر در هستی و زمان، به دقت به این مفهوم نگریسته است.دیدنی که سایه اش بر سر شنیدن و استشمام کردن و لمس کردن هم می افتد. « بنا براین تجربه‌ٔ حواس به طور کلی حظّ بصر نامیده می شود.» (۳) مولوی البته در اوجی دیگر دیده را مطرح کرده است. او از محدوده شناخت حسی فراتر رفته است. چشم دیگری، چشمِ چشمْ مراد اوست. از این رو جان منکر، به دلیل بهره مند نبودن از همان نگاه دیگر، روی به انکار آورده است. انکار می کند، چون از آن دیدار دیگر به دور است!
چه داند جان منکر این سخن را
که او را نیست آن دیدار دیگر
دیوان شمس/ غزل ۱۰۳۹
نگاهی که جهان های سه گانه را می نگریست! بلکه در مقامی ایستاده بود که به تعبیر صدرالمتالّهین شیرازی، بین هر سه جهان گونه ای موازنه برقرار کرده بود! از جهان مُلک و شهادت تا جهان ملکوت و غیب ، تا جهانی س
وم، یوسف به همین مقام دست یافته بود که تاویل خواب می کرد. صدرالمتالّهین باور دارد که شناخت رازهای قرآن و شیوه های قرآنی از این منظر ممکن است!(۴)

***********
۱-زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، تحقیق ابی الفضل الدمیاطی، دارالحدیث، قاهره ۲۰۰۶، ص،۱۱۷-۱۱۸
۲-محمد متولی شعراوی، معجزة القرآن، نشر اخبارالیوم، جلد ۱،
۳-مارتین هایدگر، هستی و زمان، ترجمهٔ سیاوش جمادی، ققنوس، تهران، ۱۳۸۶، ص، ۴۱۳-۴۱۲
۴-صدر المتالهین شیرازی، الحکمة المتعالیة، دار احیاء التراث العربی، بیروت،۱۹۸۱ ،جلد ۹، ص، ۳۰۲

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)