نکته های قرانی ۱۹-۸

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره كهف(۸)
مثال باغدار شیفته گمان خویش!
پس از داستان اصحاب کهف، یک مثال و یک تمثیل روایت شده است. پیش از این که مثال و تمثیل را بررسی کنیم، ضرورت دارد در باره این شیوه قرآنی، بهره گیری از مثال و تمثیل درنگی داشته باشیم. کتاب های متعددی، از زاویه دید متفاوت در باره امثال قرآن نوشته شده است. بیش از هزار سال است که قرآن شناسان در این باره اندیشیده و نوشته اند. شاهد باریک اندیشی هایی نیز در این قلمرو هستیم. به ویژه در دوران معاصر، برخی پژوهشگران با توجه به نقد مدرن ادبی، به بررسی مثال ها در متون مقدس پرداخته اند و نکته های جذابی مطرح کرده اند.(۱)

واقعیت این است که مثال های قرآنی، به سه گروه تقسیم می شوند. گروه نخست مثال هایی هستند که ساختار داستانی دارند. شخصیت ها در مثال مثل شخصیت های داستانی با یکدیگر گفتگو می کنند. برای نظر خویش دلایلی ارائه می دهند. در متن مثل با تصویر گری های دقیق و شگفت انگیزی روبرو می شویم. گروه دوم تمثیل هایی هستند که داستان ندارند، در واقع یک تابلو در برابر ما ترسیم می شود، تا موضوعی را بهتر و به نحو حسّی دریابیم. گروه سوم مثل هایی هستند، که نحوه ای قیاس را در ذهن ما مطرح می کنند.
مثال ها چرا در قرآن مطرح شده اند؟ قرآن خود در این باره توضیح داده است. همانگونه که مسیح علیه السلام نیز در انجیل، از مثال های بسیاری بهره می برد و در باره نقش و تاثیر مثال نیز سخن گفته است. (۲)
برخلاف عهد جدید که سرشار از مثال است، در عهد قدیم و یا به شکل مشخص در تورات کمتر شاهد بهره گیری از مثالیم. گرچه نام یکی از کتاب های عهد قدیم، امثال سلیمان نبی است و در باب نخست همان کتاب هم در بارهٔ مثال سخن گفته شده است، بیشتر از مثال اندرز ها و حکمت های سلیمان، که گویی گفتار لقمان با پسرش در قرآن مجید را به یاد ما می آورد؛ مطرح شده است. در مزامیر داود در مزمور ۷۸/۳ آمده است، « دهان خود را به مثل باز خواهم کرد.» چندان شاهد مثل نیستیم. می توان گفت، کاربرد مثال در عهد قدیم نادر است.(۳).
قرآن برای طرح مثال ها، سه مدعا یا هدف را بیان کرده است. یکم: مثال ها برای اندیشیدن است، ( حشر/۲۱) دوم: برای به یاد آوردن است.(ابراهیم/۲۵ ، زمر/۲۷) و سوم: برای خردورزی و افزودن دانایی ست.( عنکبوت/۴۱) امام علی علیه السلام در وصف و ستایش قرآن، به عبرت ها و مثال های قرآنی توجه داده اند.(۴)
در قرآن برای مثال زدن، دو واژه به کار رفته است، ضرب و صرف؛ یضرب الله الامثال (ابراهیم/۲۵) و صرّفنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل( اسراء/ ۸۹) صرّفنا، به معنای تبیین است و نه آوردن، چنان که بیشتر مترجمان پارسی قرآن ، ترجمه کرده اند. در واقع مثال ها از روشنایی برخوردارند، می توان از آن ها عبرت آموخت و راه را شناخت.
این عبرت هنگامی بیشتر زمینه اش فراهم می شود، که مثال ساختار داستانی دارد. در سوره کهف، نخست یک مثال داستانی بیان شده است و پس از آن همان داستان در تمثیلی فشرده شده است! آن چنان تصویرگری و روایت مثال باغدار شیفته و دوستش! زنده است و دقایقی از افق دید و سبک زندگی و اندیشه آنان نقش شده است که گویی ما در همان مثال داستانی (۵)، سیمای آن دو شخص را می بینیم. فردی که شیفته خود و دارایی های خویش است و گمان نمی کند که در ورای این زندگی عشرت زده، جهانی دیگر و خدایی باشد؛ و فرد دیگری که او را از سخنانش و فقرش می شناسیم و از حکمتی که در سخن و اندیشه اش موج می زند.

**************
پی نوشت :
۱- Leland Ryken, how to read the Bible as litrature,Academie Books,Michigan, 1984, chapter 8.parables, p.139
۲-در انجیل متی و لوقا شاهد مثال های دقیق ، عبرت آموز و اندیشه برانگیزی هستیم. مسیح با مثال و تصویر سخن می گفت. میتوان تمام مثال های او را نقاشی کرد! یاران او نیز گاه به صرافت می افتادند و از مسیح می پرسیدند که چرا از مثال بهره میگیرد و مرادش چیست؟ (متی، باب ۱۳، آیه /۱۰) پطرس از مسیح می خواهد که مثال ها را برای او توضیح دهد.( متی، ۱۵/۵) عیسی می گوید به قدر استطاعت هر فردی می توان با او از مثال سخن گفت. ( مرقس/۴/۳۴)
در باب ۱۳ متی و باب ۱۸ مثال های مختلفی ذکر شده است. گاه مثال ها داستان دارند؛ مثل داستان دوپسر( متی ۲۱/۲۸) و بذر نیکو و بذر تباه ( متی ۱۳/۲۴) گاه مثال در یک سطر فشرده شده است، ظاهرا داستانی ندارد اما می توان بر اساس همان تابلو داستان های بسیاری را در کارگاه خیال، نقش زد. مثل مثال: « و مثلی برای ایشان آورد که هیچ کس پارچهٔ از جامهٔ نو را بر جامهٔ کهنه وصله نمی کند…» ( لوقا ۵،/ ۳۶) و یا تمثیل شگفت انگیز و تکان دهنده ای در انجیل یوحنا، تمثیل جسم و جان مسیح! که در مراسم عشاء ربّانی متمثل می شود. ( یوحنا ۶/ ۴۸ تا ۵۸)

۳-کتاب امثال سلیمان نبی، باب ۱ آیات ۱تا ۷ ؛ امثال سیلمان برای آن است که حکمت و عدالت دانسته شود، برای یافت ادب معرفت آمیز، عدالت و استقامت و انصاف…تا مرد حکیم بشنود و دانایی خویش را بیفزاید و انسان خردمند، دور اندیشی بیاموزد.

۴-نهج البلاغة ، خطبه یکم: کتاب ربکم فیکم…و عبره و امثاله
۵- برخی پژوهشگران عرب زبان هم از عنوان مثال حکائی استفاده کرده اند.
امیرقلی امینی در کتاب داستان های امثال کوشیده است داستانی را که در پشت هر مثل پنهان شده است، توضیح دهد. در مثال داستانی یا مثال حکائی، آن داستان در متن مثال آمده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)