نکته های قرانی ۱۹-۹

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره كهف(۹)
مثال داستانی، باغدار خود شیفته از آیه۳۲ شروع می شود و تا آیه ۴۲ ادامه پیدا می کند. آیه ۴۴ مثل زنگ اخر مثال داستانی است. پس از آن در آیه ۴۵ یک تمثیل در یک ایه مطرح می شود. از ایه ۴۶ تا ۵۹ تبیین و توضیح و تفسیر همین مثال داستانی و تمثیل است. امام علی علیه السلام این تعبیر بسیار مهم روش شناسانه در باره قرآن را دارند که: یُفَسِّرُ بَعضُه بَعضا، پاره ای از قرآن پاره ای دیگر را تفسیر می کند. معنی قرآن ز قرآن پرس و بس!
پس از بیان مثال داستانی و تمثیل شاهد تفسیر هستیم.
مثال داستانی:
در این مثال از دو نفر که گویی با هم دوستند و یا دست کم آشنا- برخی مفسران آن دو را برادر خوانده اند-(۱)
یکی از آنان دو باغ دارد. تاکستان هایی بزرگ که دور تادورشان درختان نخل کاشته شده است. میانه این دو تاکستان هم، مزرعه است و نهر پر آبی جاری است. از تصویر ارائه شده از دو تاکستان متوجه می شویم که رودی از میان نخل ها جاری است. در مزرعه درختان گونه گون وجود دارد، هیچ درختی در میوه دادن کاستی ندارد، همه سنگ تمام می گذارند! ان مرد باغدار رو به سوی دوستش می کند و می گوید: من از تو ثروت بیشتری دارم و نفرات توانا تری!
واقعیت این است که در تابلو تاکستان ها و نخل ها و مزرعه همه چیز کامل است. هیچ کاستی و نارسایی به چشم نمی آید. از این رو باغدار خود شیفته می شود و طغیان می کند. دارائی و توانائی او را به سرکشی در برابر خداوند و فخر فروشی بر خلق خدا می کشاند. این نسبت میان انسان و توانایی های اوست. توانایی از جنس مال، قدرت و حتی منزلت. اگر انسان سرچشمه این توانايي ها و داشته ها را از خود بداند، از آن بلندا برخاک می افتد.
درنگی داشته باشیم در باره ان بوستان شگفت انگیز، نخستین پرسشی که به ذهن می اید چرا خداوند از دو بوستان سخن می گوید؟ عدد دو نشانه چیست؟
واقعیت این است که انسان افزون طلب است و مدام می خواهد بر شمارش آن چه دارد بیفزاید.ذهن شمارشگرش از افزونی داشته ها، در هر قلمرو شادمان می شود. سورة همزة که داستان چنین انسانی را رپوایت می کند؛ و آن سوره ربط ساختاری دقیقی با این مثال داستانی دارد، به شمارشگری انسان اشاره دارد. الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ / آیة ۲ كه مالى گرد آورد و برشمردش.
عدّده… نشان از بسیار شمردن دارد. یادتان هست در دوران کودکی سکّه های عیدی را مدام می شمردیم و می گفتند اگر زیاد بشمرید، کم می شود.
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخردهٔ لای کتاب (۲)
این شمارش تبدیل به سبک زندگی می شود، هویت فرد با شماره ها و شمارش شکل می گیرد. قرآن در سوره الرحمان از دو بوستان دیگر هم سخن گفته است، جنتّان!( الرحمان/۴۶) این دوباغ مثال داستانی سورة کهف نابود می شوند، آن تاکستان های زیبا و افراشته، داربست هایشان فرو می ریزد، دیوار های کوشک بوستان بر سر سقفش آوار می شود. لکن آن دو بوستان سوره الرحمان، مدام شکفته تر و دلگشاتر و زنده تر می شود. بوستان دل انسان مومن!

باغ دل را سبز و تّر و تازه بین
پر زغنچهٔ ورد و سرو و یاسمین
( در باره ان دو باغ، جنتان، انشاالله در بحث سوره الرحمان خواهم نوشت، بمَنّه و یُمنه.)
آن چه رنگ و روی خدایی دارد می ماند و ان چه متکی بر نفس خود شیفته و خود مدار است ویران می شود.
نکته دوم، روایت تاکستان و درختان نخل در باغ است. می دانیم که این دو، تاک و نخل، به ویژه برای صحرا نشینان تمام زندگی است! اگر نهر پر ابی هم از میانه نخل ها بگذرد، شادمانی به آسمان می رسد. برای بیان جریان شتاب آب در نهر واژه فَجَّر نا به کار رفته است. چریان آب می خروشد و تمام بوستان را آبیاری و ابادان می کند.! هر جا كه در روايتي يا وصفي براى جريان جوشش آرام اب بوده است، واژه به کار رفته متفاوت است از جایی که جریان آب پر شتاب و خروشنده است. موسی با عصایش بر سنگ می زند و جریان اب ارام از سنگ می جوشد! فَانْفَجَرَتْ منه…( بقرة/۶۰) واژه خود به خود مثل صدای آب ارام جریان می یابد! دو حرف ساکن نون و ت که با یکدیگر از لحاظ آوایی نزدیکند، این ارامش را نقش می زنند و صدای فتحه ف و ف و ج و ر، همان صدای پای آب است.
هنگامی که سخن بر سر جوشش شتابناک آب است. علامت تشدید به میان می آید و واژه ساختاری دیگر پیدا می کندو مثل : یَتَفَجَّرُ منه الانهار…( بقرة/۷۴ و اسراء /۹۱)
به گمانم در ترجمه: و فَجَّرنا خلالهما نهرا می بایست به این ویژگی واژه به کار رفته توجه داشت. در ترجمه زمانی آمده است:« و در میان آن دو {باغ} جویباری جاری داشته بودیم.»
و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم.» ( مکارم شیرازی)
و میان آن دو باغ نهری شکافتیم.» ( صادقی تهرانی)
هر یک از این دو باغ میوه اش را می داد و چیزی از آن میوه نمی کاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.» ( انصاریان)
نهر پرآب شاید نزدیکترین ترجمه برای فجرنا باشد! اما نهری می تواند پر آب باشد، اما آرام! واژه فجرّنا، تلاطم نهر را هم تصویر می کند!
میدانی در تفسیر معارج التفکر و دقائق التدبر، به نکته بسیار دقیق و لطیفی اشاره کرده اند. از واژهٔ فجّر، استنباط کرده اند که چشمه هایی در میان دوباغ در فاصیه نخل ها از زمین می جوشید و نهر در واقع حاصل پیوند آب چشمه ها بود.(۳)!
****************
۱-زمخشری و طبرسی و نسفی و بقاعی و دیگران، نوشته اند که آن دو برادر از قوم بنی اسرائیل بودند. یکی از آن ها خداباور و دیگری ناباور بود. نام خداباور را زمخشری قطروس، رازی براطوس ذکر کرده است. مفسران دیگری مانند، ثعالبی و قشیری آن دو را دو برادر از اهالی مکه نوشته اند. ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد که مومن بود و برادرش اسود بن عبدالاسد که کافر بود؛ پیداست حق با قرآن مجید است که ما را در این وادی نمی افکند که آن دو واقعا چه نام داشتند، چه نسبتی داشتند؛ باغشان در کدام شهر و واقعه در چه سالی اتفاق افتاده است و… لبّ داستان روایت شده است. اصل معناست و نه پیمانه، و معنی اندر وی بسان دانه ای است.
۲-بخشی از شعر عیدانهٔ شهریار قنبری که با صدای فرهاد ماندگار شد
۳-المیدانی، معارج التفکر و دقائق التدبر، جلد ۱۳، ص، ۳۷۰ ( مکتبة الوقفیة)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)