نکته های قرآنی ۱۹-۱۳


نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره كهف (۱۳)
باغدار می بیند، تنهای تنهاست، زمهریر تنهایی! پیش از این می گفت، به ثروت و بوستان و نفراتش دل خوش است. اکنون در برابر بوستان سوخته ایستاده ؛ هیچ صدایی نیست که او را بخواند ، یاری اش کند و شعلهٔ امیدی را در دلش برافروزد، ، خودش هم ناتوان و درمانده بود.

وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّـهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا / ۴۳ و او را در برابر خدا گروهى نبود، تا ياريش كنند، و توانى نداشت كه خود را يارى كند. (فولادوند)
قشیری نوشته است، هنگامی که فردی داغ نشان طرد از سوی خداوند بر پیشانی اش زده شد، چه کسی می تواند او را دریابد و یاری کند؟ کدام فرشته یا پیامبر می تواند دست او را بگیرد؟ نه دوستی مانده است و نه یاوری! فردی را تصور کنید که از شدت سرما و ضعف جسم و جان نمی تواند بر پای خود بایستد، هیچ کسی هم در ان برهوت نیست که او را یاری کند. در این مرحله دشوار و ویران کننده است که خدا را می یابد و می بیند! مثل فرعون که درست در آن واپسین دم زندگی، وقتی در موج های سنگین نیل غرقه بود و با آن لباس سنگین و زربفت و پر جواهر در نیل خروشان غوطه می خورد؛ خداوند را خواند! و از ایمان خود و قوم و سپاهش به خداوند سخن گفت ! (یونس/۹۰) خداوند در پاسخ به فرعون نکته بس لطیفی را در قرآن اورده است: الان!؟ اکنون!؟
به تعبیر حافظ:
در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت
الان قد ندمت و ما ینفع الندم
اکنون! پس از مثال داستانی یک زنگ به صدا در می آید و مثال جمع بندی و نتیجه گیری می شود: هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّـهِ الْحَقِّ ۚ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا / ۴۴ آنجاست که ولایت از آن خداوند بر حق است، هموست که خوش پاداش‌تر و بهترین بخشنده نیک سرانجامی است‌. (خرمشاهی)
ولايت به همين صورت الولایة فقط همین یک بار و در همین آیه مطرح شده است. نکته اندیشه برانگیز واژه هنالک است که در ابتدای آیه آمده است. این واژه گویی همان صدای زنگ هشدار است! به تعبیر شعراوی این واژه در اوج واقعه مطرح می شود؛‌در هنگامه یک اتفاق غریب! این واژه نُه بار در قرآن آمده است؛ تمامی موارد نیز حکایت از نوعی غرابت در رخداد دارد؛ مانند آیهٔ ۳۸ سورة مریم و آیهٔ ۱۱ سورة احزاب. وِلایت به معنای قدرت و وَلایت به معنای نصرت است. در برخی از روایت های قرائت های هفتگانه قران مجید هر دو وجه آمده است. اکثرا با توجه به سیاق آیه وَلایت را ترجیح داده اند. سخن بر سر بی یار و یاوری و تنهایی بوستاندار بود؛ زنگ پایانی مثال داستانی می گوید، یاری از خداوند است. او وليّ مطلق و بر حقّ است. طباطبایی در المیزان، ولایت را به معنای نصرت تفسیر کرده است؛هنگامی که انسان در سیطره بلاء و مصیبت قرار می گیرد، و تمامی وسایل و راه های نجات بر او بسته است، غیر از خداوند یاوری نخواهد داشت. او ولیّ انسان است. غیر از خداوند، جز سراب وهم چیزی در برابر انسان نیست! در تفسیر بیان السعادة گنابادی، ولایت به معنای تصرّف و نصرت و تربیت تفسیر شده است.
اصحاب کهف از زندگی مادی و رفاه خویش صرف نظر کردند تا در سایه ولی خود که خداوند بود، به سر برند و ستم را تایید نکنند. خداوند خود را ولیّ مُرشدآنان معرفی کرده است. ( آیهٔ / ۱۷)
پیش از این اشاره کردم، در بیان داستان اصحاب کهف، داستان ابتدا به نحو فشرده مطرح شد، سپس قرآن به تفصیل داستان پرداخت؛ حتما توجه دارید که تفصیل قرآن هم مبتنی بر ایجاز است! در مثال داستانی، عکس آن اتفاق افتاده است. مثال داستانی با دقت و تفصیل- در چهارچوب مثال داستانی- بیان شد، ناگاه شاهد یک تمثیل هستیم که عصارهٔ مثالِ داستانی را بیان می کند.
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا/۴۵
و براى آنان زندگى دنيا را مَثَل بزن كه مانند آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم؛ سپس گياه زمين با آن درآميخت و [چنان‌] خشك گرديد كه بادها پراكنده‌اش كردند، و خداست كه همواره بر هر چيزى تواناست.(فولادوند)
زندگی همین است، اشیانه هایی بر کف باد! به تعبیر نیما در افسانه، که او نیز از یک تمثیل قصه ساخته است:
آه ديري است كاين قصه گويند
از بر شاخه مرغي پريده
مانده بر جاي از او آشيانه
ليك اين آشيان ها سراسر
بر كف بادها اندر آيند
رهروان اندر اين راه هستند
كاندر اين غم ، به غم مي سرايند
او يكي نيز از رهروان بود

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)