نکته های قرآنی ۱۹-۴۲

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره كهف (٤٢ )
تاویل داستان
به گمانم دقیق ترین بحث و بررسی در بارهٔ مفهوم تاویل در قرآن مجید از علامه طباطبایی ست. ایشان در ذیل آیه معروف بحث محکم و متشابه، سورهٔ آل عمران/۴تا۷ به این موضوع پرداخته اند. در همان جا هم نگاهی به داستان موسی و خضر دارند.
در این باره انشاالله به مناسبت به تفصیل خواهم نوشت، اما به اشاره و برای فهم بهتر داستان موسی و خضر، فشرده سخن ایشان را نقل می کنم. ایشان یک عبارت کوتاه و جامع دارند: « هي الحقيقة التي يتضمنها الشيء ويؤول إليها ويبتني عليها؛ تاویل حقیقتی است که موضوع یا پدیده متضمن آن است، بازگشتش بدان است، و بر آن بنیاد نهاده می شود.»
این جمله یا عبارت از ان عباراتی است که بایست علامه طباطبایی شد و چنین نوشت!
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس
وز کسی کآتش زده اندر هوس
مصداق همان: لا یمسّه الا المطهرون
تمامی آیات قرآن مجید از دید علامه طباطبایی تاویل پذیرند، و این تاویل در مورد آیات احکام، ملاکی است که آیات متضمن آن ملاک و بازگشتشان بدان و بنیادشان بران است. تاویل فعل، همان مصلحت و غایت حقیقی فعل است. تاویل واقعه، علت آن است.
به گمانم در نقد آیه الله محمد هادی معرفت بر نظریه تاویلی علامه طباطبایی، نوعی شتابزدگی و یا عدم دقّت مشهود است. معرفت می خواهد تاویل را در چارچوب تفسیر ایاتی که متشابه هستند، منحصر کند. نظریه طباطبایی را از اوج به دامنه می آورد، تا در چارچوب فهم خویش ان را بگنجاند.لزوما برای ایشان ان نظریه غریب و بعید از ذهن تلقی شده است. استدلال معرفت این است که نظریه طباطبایی با فهم متداول و معروف گذشتگان و امروزیان متفاوت است.(۱)
با نظریه تاویلی طباطبایی ما به اوجی تازه می رویم. همان تعبیر پیامبر اسلام که فرمود :
انّ هذا القرآن هو حبل الله و هو النور المبین
این قرآن رشته ای الهی و نوری روشنگر است! محدود کردن تاویل در حوزه آیات متشابه، و خود را در میدان فهم متعارف گذشتگان محصور کردن، با امتناع فهم قلمرو بسیار ژرف و گسترده ای از دریای معانی قرآن رویارو می شویم. وقتی قرآن رشته یا رسنی است از نور و تا خداوند امتداد یافته! فهم قرآن نمی تواند در یک عصر و یا نسل متوقف باشد. قرآن یک پدیده همیشه زنده است. به تعبیر امام محمد باقر علیه السلام : مثل آفتاب و ماه در گردش و جلوه است! (۲)
وقتی خضر سخن از تاویل می گوید، پیداست او از حقیقتی سخن خواهد گفت که بر موسی مکتوم مانده بود. تاویل او تاویل یک ماجراست. ماجرایی که همه ما در زندگی خویش با مشابه آن رویاروییم! از این رو خضر در فرهنگ دینی و فرهنگ عامه ما یک پدیده تاریخی و سپری شده نیست. او هم مثل آفتاب و ماه جریان دارد. جریان رحمت الهی و علم لدنّی الهی.
تا انسان در این راه بی نهایت و پر هیبت بداند که:
بی نهایت حضرت است این بارگاه
صدر را بگذار صدر توست راه
مرحله ای که حتی انسانی مثل حافظ در اوج اندیشه و خیال ملکوتی خویش از خضر هم آن سو تر می رود و می سراید:
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خَضِر بهره سرابی دارد


**********
پی نوشت:
۱-- محمد هادی معرفت، التاویل فی مختلف المذاهب و الآراء، تهران المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة ۱۳۸۵
ص، ۱۴ و ۱۵
۲- ابوجعفر محمد بن الحسن بن فروخ الصفّار، بصائر الدرجات، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۲۰۱۰ ص، ۲۳۲ حدیث شماره ۷
از امام محمد باقر در باره سخن پیامبر اسلام: انّ للقرآن ظهرا و بطنا پرسیدند. ایشان در توضیح سخن پیامبر گفته اند:
ظهره تنزیله و بطنه تاویله منه ما قد مضی و منه ما لم یکن، یجری کما تجری الشمس و القمر!
بسیار بسیار روایت درخشنده ای است! ظاهر قرآن همان تنزیل آن است. همان عبارات قرآن مجید و باطن ان تاویل آن است. این روایت همان نظریهٔ علامه طباطبایی را تایید می کند که تاویل شامل تمام ایات قرآن می شود. تاویل برخی ایات انجام شده است و برخی دیگر هنوز هنگام تاویلشان فرا نرسیده است. قران مثل آفتاب و ماه جریان دارد!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)