نکته های قرآنی ۱۹-۴۴

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۴۴ )
داستان موسی و خضر در حرکت بیان می شود. داستان زنده و پویاست. مراد از حرکت در داستان چیست؟
یکم:روایت با سفر موسی و یوشع به مجمع البحرین آغاز می شود. سفر دریایی موسی و خضر، گذار به محلی که خضر ان نوجوان را کشت، سفر به قریه و شهر … در متن داستان موسی به واژه سفر هم اشاره می کند. به عبارتی تمام داستان در فضای باز دریا و شهر اتفاق می افتد.
دوم: فعل هایی که در داستان به کار رفته ست، اکثریت قریب به اتفاق آن ها به نحوی حرکت را تداعی می کند. مانند: ابرح ، ابلغ، امضی، بلغا، اتخذ سبیله سربا، جاوزا، ارتدّا، وجدا، اتبعک، فانطلقا ( سه بار)، رکبا، خرقها، تغرق، اتیا، ینقض، اقامه، یعملون فی البحر، یرهقهما، یستخرجا
سوم: مجموعه ۲۳ آیهٔ داستان موسی و خضر را می توان به ۸۲ جمله تقسیم کرد، جمله های اسمیّه و فعلیّه، این جمله های کوتاهِ پی در پی ، به داستان و روایت نوعی حرکت و یا شتاب می بخشد.
چهارم: موسیقی و یا ایقاعات و زنگ پایانی آیات، حرکت را تداعی می کند. به عنوان مثال در همان نخستین آیه، در متن یک حرکت داستان آغاز می شود. ابرح و ابلغ و امضی فعل هایی هستند که شور و تمنا و حرکتِ درونی موسی را روایت می کنند.
پنجم: حرکت در درون روح و روان موسی آغاز شده است. مثل دریایی که تلاطم موج های آن را می بینیم، صدای امواج را می شنویم. نشانهٔ این دریا و حرکت و تحول آن، ماهی یی ست که می بایست در محل تلاقی دو دریا زنده شود! در فصل همراهی با خضر، شاهد توفانی شدن دریای روح موسی هستیم. ابرهای تاریکی که چهره دریا را می پوشاند، اضطراب موجها و بی تابی روح پاک و درخشان موسی که تاب آنچه را که می بیند ندارد. مرحله سوم، تاویلِ مرحلهٔ دوم است. دریا آرام می گیرد. قلب موسی مطمئن می شود. موج ها نرم می خرامند و آفتاب ملایمی بر دریا می تابد. حیرت و بی تابی موسی به حسرت تبدیل می شود. داستان گویی ابتدایی دارد که راوی برای ما نمی گوید. انتهایی دارد که از آن منتها بی خبر می مانیم. آخرین سخن موسی با خضر چه بود؟ آن ابتدا و این منتها، تنها در تفسیر مفسران و داستان های پیامبران -قصص الانبیاء-که با افسانه و اسطوره و اسرائیلیّات آمیخته است، دیده می شود.
قرآن داستانی را روایت می کند که ما در فهم و بازسازی داستان در ذهن خود، نقشی فعال پیدا می کنیم. به ویژه وقتی که در داستان فقط یک نام خاصّ وجود دارد، موسی! بقیه نام ها به شکل عامّ بیان شده اند.تمامی ناشناس اند. فتی، جوانی که همراه موسی بود. بنده خداوند که رحمت و علم لدنی داشت، مساکینی که کشتی آن ها را پادشاهی می خواست غصب کند، کودکی که کشته شد. مردمی که بی مروّت و چشم تنگ بودند و از ضیافت موسی و خضر خودداری کردند. کودکان یتیمی که گنجی داشتند. می بینید تمامی این نام ها و جای ها، حتی مجمع البحرین در روایت قرآن نا مشخص است. نمی دانیم داستان در کدام نقطه و نیز در کدام زمان معین در دورهٔ زندگی موسی اتفاق افتاده است.
یعنی: داستان می تواند در همهٔ زمان ها و همه مکان ها جاری باشد. ما می توانیم بازیگری دیگر در داستان باشیم.
این حکایت گفته شد زیر و زبر
همچو فکر عاشقان بی پا و سر
سَر ندارد چون ز ازل بودست پیش
پا ندارد با ابد بودست خویش
بلک چون آبست هر قطره از آن
هم سرست و پا و هم بی هر دُوان
حاشَ لله این حکایت نیست هین
نقد حال ما و تست این خوش ببین
مثنوی، دفتر اول/بیت ۲۸۹۷-۲۹۰۰

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)