نکته های قرآنی ۱۹-۴۶


نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۴۶ )
خضر پیامبر-انسانی فرا زمانی و فرا مکانی است! سخنان او، شیوهٔ سلوک او رنگ و بوی دیگری دارد. به عنوان نمونه، وقتی کمیل بن زیاد نخعی از امام علی علیه السلام درخواست کرد که دعای خضر را به او بیاموزد؛ امام علی به کمیل گفت: بنویس! و دعای معروف کمیل را برایش خواند تا بنویسد.(۱) می دانیم دعای کمیل از زمرهٔ پر لطف ترین و زیبا ترین دعا هاست. افزون بر این روایاتی دالّ بر ملاقات امام علی و خضر در منابع شیعه وجود دارد. نکته مورد توجه در این روایات، سخنان خضر است. سخنان او از بعد زیبایی و غنای معنی شبیه احادیث قدسی ست. امام علی در هنگام زیارت خانهٔ کعبه می بیند فردی پرده خانه کعبه را در دست گرفته و دعا می خواند، می گوید: «یا من لا یمنعه سمع عن سمع و یا من لا تغلّطه المسائل و یا من لا تبرّحه الحاح الملحّین و لا مسالة السائلین، ارزقنی برد عفوک و حلاوة رحمتک»
ای آن که هیچ شنیدنی او را از شنیدنی دیگر باز نمی دارد! ای آن که تزاحم درخواست ها او را به اشتباه نمی افکند! ای آن که پافشاری و التماس اصرار کنندگان و درخواستِ درخواست کنندگان او را خسته نمی کند! به من خنکای گذشت و شیرینی رحمتت را بچشان! از امام علی نقل شده است، در شب غزوهٔ بدر ایشان خضر را در خواب می بینند. از خضر می خواهند که دعایی یا ذکری به ایشان بیاموزد تا در فردای نبرد از آن استفاده کند. خضر این ذکر را به علی علیه السلام می آموزد: «یا هُوَ یا مَن هُوَ الّا هُو»، ای او! ای کسی که جز او خدایی نیست. (۲)
در موردی دیگر، وقتی علی بالای منبر سخن می گوید، می بینند پیرمردی تکیه بر عصا از گوشهٔ مجلس برخاست و پرسید:نشانه های انسان با ایمان کدام است؟ علی به این پرسش به تفصیل پاسخ می گوید. اما پس از آن کسی نشانی از پرسنده نمی یابد. گفته می شود که او خضر بوده است.(۳)
وقتی پیامبر اسلام در گذشته است. خضر را می بینند که در کنار درخانهٔ پیامبر ایستاده است و به خانواده پیامبر تسلیت می گوید.
این مجموعه روایات در هیچ یک از منابع نُه گانه اصلی حدیث اهل سنت، صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ترمذی، سنن نسائی، سنن ابی داود، سنن این ماجه، سنن دارمی، مسند احمد حنبل و و موطاء مالک و نیز شرح های کلاسیک برخی از این متون اصلی، فتح الباری شرح صحیح بخاری، شرح النووی بر صحیح مسلم، تحفة الحوذی در شرح سنن ترمذی، شرح سیوطی و حاشیه سندی بر سنن نسائی، فوق المعبود در شرح سنن ابی داود، شرح سندی بر سنن ابن ماجه و المنتقی در شرح موطاء مالک، مشاهده نمی شود.
به گمانم گرایش شیعه و منابع درجه اول آن به تاویل و امور باطنی در باور شیعه و نیز توجه به ظواهر و اشعریت در فهم کلامی مبانی دینی در سوی دیگر، موجب این فاصله شده است.
از این رو، مقوله خضر وارد فرهنگ عامه و ادبیات اهل سنت نشده است. در متون دینی ، تفسیری و حتی ادبیات به ویژه شعر، حضور خضر متناسب با همان آیاتی است که در سورهٔ کهف از خضر سخن گفته شده است.
نکتهٔ دیگر، نسبت خضر با نوعی رهبری معنوی ویژهٔ الهی است. به تعبیری او از نحوه ای فرّه الهی برخوردار است. دانش او نسبتی با سرچشمه دانش الهی-علم لدنّی- دارد. این ویژگی با مقولهٔ دکترین امامت در آئین شیعه همخوانی دارد. در حالی که چنین مفهومی در متون اهل سنت دیده نمی شود. خضر در متون شیعی پیامبر است و در مرحله ای بالاتر هم قرار می گیرد. به همین دلیل روشن که موسی ماموریت پیدا می کند تا از مکتب خضر خوشه چینی کند. خضر از دستیابی به شناخت حقیقت امور برخوردار است در حالی که موسی به عنوان یک پیامبر صاحب شریعت، چنان دانش و شناختی نداشته است.

پی نوشت:
۱ - محمد محمدی ری شهری، دانشنامه امام علی(ع)، قم، انتشارات دارالحدیث،۱۳۸۶،ج ۱۰، ص ۱۵۴ تا ۱۵۶

۲- همان ج ۱۲، ص ۱۵۸-۱۵۹
۳- همان، ج ۱۱، ص ۴۳۳

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)