نکته های قرآنی ۱۹-۵۵

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۵۵ )

ذوالقرنین یا کورش کبیر
مولانا ابوالکلام آزاد، رهبر فکری و سیاسی مسلمانان و حتی هندوان در نهضت استقلال طلبی هند به قرآن مجید و تفسیر آن دلبستگی داشت. از او تفسیر ناتمامی از قرآن در دست است به نام ترجمان القرآن؛ در این تفسیر تقریبا نیمی از قرآن مجید تفسیر شده است. ایشان به سوره کهف و داستان های این سوره هم توجه داشتند. تفسیر ایشان از سوره کهف به شکل مستقل منتشر شده است. جواهر لعل نهرو به ابوالکلام عنوان «میر کاروان» داده بود! اشاره ای به شخصیت تاثیر گذار و جذاب ابوالکلام که در سی و چهار سالگی رهبر کنگره هند شده بود. شهرت او در کشور ما با ترجمهٔ کتابش، ذوالقرنین یا کورش بزرگ، گسترده شد. سعید نفیسی در تیرماه سال ۱۳۳۰ شمسی بر کتاب مقدمه کوتاه و البته با اهمیتی نوشت و از تلاش ابوالکلام به عنوان یک نعمت علمی و ادبی یاد کرد. رسالهٔ ابوالکلام توسط مورخ نامدار باستانی پاریزی ترجمه شده است. نظریه ابوالکلام هنگامی اعتباری ویژه پیدا کرد که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، نظریه ابوالکلام را بر اقوال دیگر در مورد ذوالقرنین مرجح دانست..
امین اصلاحی نیز در تفسیر تدبر القرآن، نظریهٔ ابوالکلام را پذیرفته است. محمد متولی الشعراوی در تفسیر خواطر، کورش را مرجح می داند و با تاکید بر بت پرست بودن اسکندر مقدونی، اسکندر را به عنوان مصداق ذوالقرنین نمی پذیرد. ابوالعلی مودودی در تفسیر تفهیم القرآن و آیه الله جوادی املی در تفسیر خویش، با احتیاط با این قول مواجه شده اند و هر دو نظریه ابوالکلام را منوط به پژوهش بیشتر و یافت قرینه های افزون تری کرده اند.
واقعیت این است ، اگر مفسران قران مجید با دقت و تامل کتاب مقدس را خوانده بودند. تامل در رویای دانیال و کتاب عزرا و اشعیا و کتاب دوم تواریخ، تردیدی باقی نمی نهاد که ذوالقرنین همان کورش کبیر پادشاه افتخار آمیز ایران است.
.ابوالکلام آزاد هفت دلیل برشمرده است تا اثبات کند که ذوالقرنین همان کورش کبیر است. با توجه به دلایل او می توان موارد دیگری را افزود، علاوه بر آن می توان استدلال را با تکیه بر اسناد بیشتری تقویت کرد.
یکم: کورش موحد و خدا پرست بود. آئین زردشت سپیتمان ، آئینی توحیدی است. پرستش و نیایش اهورامزدا خداوند متعال، در مرکزیت باور دیانت زردشتی است. کسانی که زردشتیان را به دوگانه پرستی و یا آتش پرستی متهم می کنند. از این آئین پاک آسمانی بی خبرند! به تعبیر امیرمومنان علی علیه السلام، الناس اعداء ما جهلوا! دشمنی برخی مردم به دلیل عدم شناخت آنان است! از حقیقت امری بی خبرند. از سویی هم دانش خویش را تمام و کمال تلقی می کنند و با هر چه به نظر آن ها نا آشنا می رسد مخالفت می کنند.
مطالعه دقیق متن اوستا، به ویژه یسنا، به روشنی نشان می دهد که زردشت پیامبری موحد بوده است. می دانیم که آئین زردشت از قرن ششم پیش از میلاد مسیح علیه السلام تا قرن هفتم میلادی، آئین و دیانت رسمی دولت و ملت ایران بوده است. کورش هخامنشی نیز زردشتی بوده است. شیوه سلوک مبتنی بر دادگری و مهر ورزی و حکمت و مدارا، ریشه ای ژرف در آئین زردشتی دارد..
در بحث وجود شناسی یکی از مهمترین قواعد شناخت، باور به مقولهٔ تشکیک وجود است. این باور را حاج ملاهادی سبزواری در منظومه به این نحو سروده و توضیح داده است:
الفَهلویُّون الوجودُ عندَهم
حقیقةٌ ذاتُ تَشکُّکٍ تَعُم
مراتباً غِنیً و فَقرا تَختَلف
کالنّورِ حیثُما تقوّی و ضَعِف
این داوری در حقیقت سنگ بنای فلسفه اشراق است. محسن بیدارفر در تبیین این ابیات اشاره کرده اند که راه و روش اندیشهٔ شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی بر همین مذهب استوار شده است. تفاوت در کمال و نقص ، در نسبت با انوار حقیقیه است. (۱)
توجه به باطن امور، از صورت گذشتن و به حقیقت اشیاء توجه داشتن، اندیشه ای زردشتی است. این که مولوی می گوید: بایستی به آبِ آب نگریست.
آب را دیدی نگر در آبِ آب، و یا: آب را آبی ست کو می راندش! سرچشمه این اندیشه های ناب درگات ها به روشنی دیده می شود. در آتشکده اتشی که نمیرد روشن بود. افزون بر آن آتشِ ورهرام یا اتش بهرام، آتشِ آتش است.
کورش محصول یک فرهنگ دینی و آئینی، با این لطافت ها در مبانی اندیشه و ایمان است. خوش بختانه مستندات بسیار مهمی در باره باور توحیدی کورش افزون بر متون اوستایی و پهلوی که مبانی اعتقادی زردشت را نشان می دهد؛ در کتاب مقدس بار ها به کورش اشاره شده است. علاوه بر کتاب دانیال نبی، که پادشاه پارس را با دوشاخ تصویر کرده است. در کتاب تواریخ دوم، کتاب عزرا و کتاب اشعیا، آیات بسیار مهمی در بارهٔ کورش وجود دارد. تلفظ عبری نام کورش، شباهت تمام به تلفظ این واژه در زبان پارسی دارد.
نخستین آیهٔ کتاب عزرا، که در واقع تکرار آیات ۲۲ و ۲۳ کتاب تواریخ دوم هست، چنین است:
و در سال اول کورش پادشاه فارس تا کلام خداوند بزبان ارمیا کامل شود، خداوند روح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد . آن را نیز مرقوم داشت و گفت* کورش پادشاه فارس چنین می فرماید یهوه خدای آسمان ها جمیع ممالک زمین را به من داده…
این آیات نه تنها نشانه خداپرستی و یا یکتا پرستی کورش است، بلکه نشانه ای است که او مورد توجه خداوند بوده است. بدیهی است که در متن کتاب مقدس از خداوند با عنوان یهوه یاد شده و نه اهورا مزدا.
ستایش شخصیت کورش در کتاب اشعیاء باب ۴۴ آیهٔ ۲۸ نیز بسیار مهم است.« و در بارهٔ کورش می گوید: که او شبان من است و تمامی مسرّت مرا باتمام خواهد رسانید.»
می دانیم که واژه شبان معمولا به عنوان صفت خداوند و یا پیامبران در کتاب مقدس مطرح شده است. (۲).

تمامی این ویژگی ها یکم- شبان خداوند، دوم-کمال بخش شادی خدا، سوم-برانگیختن شدن روح کورش توسط خداوند، چهارم-داشتن دوشاخ ،
پنجم-توسعه حکومت او در شرق و غرب عالم، ششم-داشتن ماموریتی الهی در دفاع از ستم دیدگان ؛ هماهنگ و همخوان با ویژگی ها ذوالقرنین در قرآن مجید است.
این نکته را به یاد بیاوریم که پرسش در بارهٔ ذوالقرنین از سوی عالمان یهود مطرح شده بود. که خود قرینهٔ دیگری بر درستی این نظریه هست.

**********
پی نوشت:
۱ - حاج مولی هادی سبزواری، شرح المنظومة فی المنطق و الحکمة، تحقیق محسن بیدارفر، انتشارات بیدار، (قم،۱۳۸۶) جزء اول، ص ۲۰۳

۲- شبان به عنوان تعریفی برای خداوند و پیامبران استفاده شده است. نگاه کنید به:
سفر پیدایش، ۴۸/ آیهٔ ۱۵ و مزامیر، ۲۳ ، و حزقیال /۳۴ آیهٔ ۱ ، خداوند شبان من است
یوحنا ۱۰/ آیات ۱۱ و ۱۴ ، مسیح خود را شبانی خوب معرفی می کند.
در متن عبری اشعیاء واژه رُعی یا همان راعی به زبان عربی به معنای شبان به کار رفته است.کورش شبان من است

האֹ מֵ ר/ לְ כרֶ ש / רֹ עִ י !

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)