نکته های قرآنی ۱۹-۶۰

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۶۰ )
قرآن مجید برای ذوالقرنین دو ویژگی ممتاز تعریف کرده است، توانایی و تدبیر. واژه مکنّاه فی الارض و نیز واژهٔ سببا، در آیهٔ ۸۴ به همین دو ویژگی اشاره دارد. ذوالقرنین با شیوه رفتار خویش و نیز مبانی گفتارش نشان می دهد که شایستگی ولایت تفویض شده از سوی خداوند را داراست و از حکمت و بصیرت برخوردار است. این ویژگی های قدرت و توانایی مبتنی بر حکمت و بصیرت و تدبیر و توانایی وارادهٔ تصمیم گیری به هنگام در بارهٔ شیوه حکومت داود در قرآن مجید نیز مطرح شده است.
وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ ص/۲۰ و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله‌دهنده عطا كرديم

استواری حکومت، مبتنی بر حکمت است و توانایی و تدبیر در تصمیم گیری. همان که در شیوه حکومت داود و ذوالقرنین به روشنی مشاهده می شود. در تاریخ حکومت های دینی، به ویژه حکومت هایی که به نام اسلام برای خود مشروعیت و مقبولیت کسب کرده اند، به جای حکمت شاهد، استفاده و تکیه و تاکید بر قدرت بوده ایم. قدرت برهنه و بی مهار، و یا قساوت به عنوان شیوه مختار حکومت انتخاب شده است. امویان و عباسیان و عثمانی ها با همین شیوه حکومت می کرده اند. کمترین سخن ناموافقی را بر نمی تافته اند. با گمان افراد را طرد می کرده اند و آزار می داده اند و با شبهه به قتل می رسانده اند. آن چه در حکومت داعش در عراق و سوریه شاهدیم تنها نشانه هایی از همان شیوه حکومت است. والا قتل تمامی مخالفان در کربلا و بعدا سرهای بریده آنان را از کربلا تا شام از شهر به شهر گرداندن، غیر از نشان دادن قساوت و قدرت حکومت یزید معنای دیگری می تواند داشته باشد…
(اکنون که همین سطور را می نویسم و درباره حکومت ذوالقرنین و داود می اندیشم. با خود می گویم: ای کاش کسانی باشند و با صراحت و صدق و مهر به آیه الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران بگویند، شیوه ایشان در تداوم حصر آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد، که همگی آنان هفتاد سالگی را پشت سر نهاده اند و از خبر ها پیداست که بیمارند و در راه رفت و آمد به بیمارستان. این تداوم حصر نه با حکمت نسبتی دارد و نه با تدبیر و نه بصیرت! این حصر مثل لکهٔ تاریکی بر نام آیه الله خامنه ای افتاده است. چنانکه حصر پنجسالهٔ آیه الله منتظری را دیگر با هیچ دریایی نمی توان شست. کاش ایه الله خامنه ای به سخن کسانی که خیر خواه ایشان هستند و به افق های دور دست نگاه می کنند توجه کنند! دست کم این سخن متنبی را به یاد بیاورند که:
اذا انت اکرمت الکریم ملکته
و اذا انت اکرمت اللئیم تمردا!
و ما قتل الاحرار کالعفو عنهم
و من لک بالحرّ الذی یحفظ الیدا
(۱)
البته سخن خداوند متعال رنگ و بوی دیگری دارد! پیامبر اسلام از زبان قرآن، و یا قران مجید از زبان پیامبر اسلام روایت می کند که: وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ شعراء/۱۱۴
شاید هم نامه بهاره هدایت به همسرش امین، که ماندگارست و از شعر سعدی هم موثر تر، بتواند اندکی از سختی قساوتی که در پس نقاب شکستهٔ عدالت نیمه پنهان است،بکاهد.
دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
با هر ملاک و میزانی که بسنجیم و داوری کنیم، وجهی برای ادامه حصر و نیز تداوم زندانی بودن بسیاری از زندانیان باقی نمانده است…)
حکمت همین ویژگی را داراست که اجازه نمی دهد قدرت، رنگ قساوت بگیرد. قدرتمند، پادشاه یا حاکم خود را مرکز و محور بداند. او در نسبت با خداوند هر امری را تعریف می کند. در داستان موسی و خضر، خضر با صراحت به موسی گفت: من به فرمان خداوند اقدام کرده ام، تمامی کارهایم با فرمان خدا بود!( آیهٔ ۸۲) ذوالقرنین هم تمام کارها را در سایهٔ رحمت خداوند می داند.(آیهٔ ۹۸) هیچ جایی برای من و منیت وجود ندارد.
ذوالقرنین برای پادافره یا پاداش اشخاص، معیار و میزان روشنی دارد. معیار و میزان خوشایند و پسند شخصی و سلیقهٔ او نیست. تا برای او بسرایند:
هر عیب که سلطان بپسندد هنر است! او ظلم را عیب می داند و عمل صالح را امتیاز به حساب می آورد.
سید قطب، در تفسیر همین ایات به شیوه رفتار حکومت ها با مخالفان و منتقدانشان اشاره می کند. آن ها نظر و رای حاکم و یا حکومت را حق مطلق می انگارند و مخالف و منتقد را نیز مخالف یا دشمن دین و خدا!
شیوه ای که در دوران فرعون زمان موسی، رامسس دوم ، مذهب مختار بود. فرعون به مردم گفت: می خواهم موسی را بکشم،من نگرانم و واهمه دارم، موسی می خواهد دین شما را تغییر دهد، و یا در زمین فساد ایجاد کند!وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ غافر/۲۶
دین و آئین همان بود که فرعون می پسندید و فساد همان بود که او نمی پسندید. مبنای داوری و ارزش سنجی بر حسب اراده و نظر فرعون شکل می گرفت.
معیارهای ذوالقرنین بر اساس اراده و خواست خداوند شکل می گیرد. او با ظلم می ستیزد و مومنان عامل صالح را پاداش می دهد. این موضوع یعنی دوگانه شرک/ایمان و یا ظلم/عمل صالح همان مفهومی است که در ابتدای سوره کهف به عنوان بنیاد و محور سوره مطرح می شود. هر چهار داستان در واقع بازگشتی به همان مفهوم بنیادی دارند. به عبارت دیگر داستان ها به مثابه اقماری هستند که در همان مدارو بر همان محور می گردند. در بخشی از آیه دوم سوره کهف به بشارت به مومنانی که عامل صالحند و پاداشی نیکو خواهند گرفت اشاره شده است. واژه های کلیدی ایمان، عمل صالح، اجرا حسنا، همگی در آیهٔ ۸۸ تکرار شده اند. با این تفاوت که در این آیه به جای اجر از واژهٔ جزاء استفاده شده است. این تفاوت ناشی از وظیفه و یا رسالتی است که خداوند بر عهدهٔ ذوالقرنین می نهد.(آیه ۸۶)
همین مضمون در تفسیر و تحلیل داستان اصحاب کهف با تاکید بر همان کلید واژه ها تکرار شده است.(آیه ۳۰)

*********
پی نوشت:

(۱)-شرح دیوان المتنبّی، عبدالرحمن البرقوقی،دارالکتب العلمیة، بیروت ۱۴۲۲، جلد اول، جزء الثانی ، ص ۸و۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)