نکته های قرآنی ۱۹-۶۱


نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۶۱ )

در بارهٔ واژهٔ مهم سببا
پیش از این اشاره کردم که واژهٔ سببا در داستان ذوالقرنین به مثابهٔ واژه صبر در داستان موسی و خضر است. هر دو واژه چهار بار در هر داستان تکرار شده اند. اخیرا در تفسیر ابن برّجان (د.۵۳۶ ق) نکته بسیار قابل توجهی دیدم.
ابن برجان سبب را اینگونه معنا کرده است: ای انباناه بحقائق [الاسباب] و علومها من کل مطلوب، و القدرة علیه . الارادة منه
واژهٔ الاسباب که در بین نشانه آورده شده است، محقق کتاب شیخ احمد فرید المزیدی درتوضیح در حاشیه نوشته است: در نسخهٔ خ [ الاشیاء]
به نظر می رسد همان نسخهٔ خ دقیق و متناسب با تعریف است. سبب راهی است به شناخت حقیقت اشیاء دانش هایی که در بارهٔ امری که جویا هستیم ما را یاری می کند، توانایی تسلط بر موضوع و آن را در فعلیت قرار دادن.(۱)
واژهٔ آب در زبان پارسی به مایع بی رنگ و بی بویی اطلاق می شود که مایهٔ زندگی ست. آب، اسم ان مایع است، اما سبب دانشی ست که به ما می گوید این آب از ترکیب سنجیده دو گاز اکسیژن و هیدروژن با نسبت معین حاصل شده است. سبب دیگر به ما می گوید ان دو گاز ترکیب دهندهٔ آب با هم چه وجه شباهت یا تفاوتی دارند…در واقع با سبب ما به درون پدیده راه پیدا می کنیم. و از راز و رمز ان با خبر می شویم.
یک واژه بسیار دقیق دیگر ، هم در داستان موسی و خضر مطرح شده است و هم در داستان ذوالقرنین… در داستان موسی و خضر ان واژه در نسبت و سببیت با صبر تعریف می شود و در داستان ذوالقرنین در نسبت و سببیت با سبب! واژهٔ خُبْر. خضر به موسی گفت: وقتی که بر امری احاطهٔ خُبر نداری چگونه می توانی شکیبا باشی؟ ( آیه ۶۸) این واژه در آیه ۹۱ در باره ذوالقرنین مجددا مطرح شده است.كَذَٰلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا اين چنين بود!، و قطعاً به خبرى كه پيش او بود احاطه داشتيم.

خُبر با خَبَر متفاوت است. خَبَر دانش ما نسبت به ظاهر پدیده است و خُبر دانش ما نسبت به باطن و درون پدیده. موسی در وادی ایمن به خانواده اش می گوید: لعلی آتیکم منها بخَبَر!(نمل/۲۷ و قصص/۲۹) برایتان پاره ای از اتش بیاورم یا ببینم چه خبر است!
اما خضر ناشکیبایی موسی را ناشی از فقدان خُبر می داند و خداوند در وصف ذوالقرنین از خُبر او سخن گفته است. رحمت و رضوان خداوند بر روح پاک مولانا شیخ ناظم حقانی، که نسبت بین صبر و خُبر و نیز سبب و خُبر و تفاوت مابین خُبر و خَبَررا او برایم گفت و در جای دیگری نشنیده بودم، ندیده بودم !
آیات قرآن مجید از نگاه او و در نگاه او جلوه ای دیگر پیدا می کرد و بر زبان او و با واژگان او به لایه های پنهانی اززیبایی معانی واژه ها و آیات راه می یافتیم.
در صحیح بخاری حدیثی دلکش و قدسی در بارهٔ بهشت روایت شده است. خداوند متعال در باره بهشت گفته است: « بهشتی برای بندگانم آماده کرده ام که هیچ چشمی ندیده است و گوشی نشنیده است و بر خاطر کسی گذر نکرده است» (۲)

بهشت حضور بندگان خاص خداوند، گویی نشانه های همان بهشت آرمانی را داراست.وقتی از قرآن مجید سخن می گویند؛ افق های تازه ای را بروی شما می گشایند، نادیده و ناشنیده و ناگذرنده بر ذهن شما!


************
پی نوشت:
(۱) ابن برّجان، تفسیر التنبیه الافهام الی تدبر الکتاب الحکیم و تعرف الایات و النباء العظیم، تحقیق، احمد فرید المزیدی،( بیروت دارالکتاب العلمیة ۱۴۳۴ ق) ج ۳ ص،۴۵۹-۴۶۰
(۲) صحیح بخاری، حدیث شماره ۳۰۷۲ و صحیح مسلم، حدیث شماره ۲۸۲۴

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)