نکته های قرآنی ۱۹-۶۳

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۶۳ )
در داستان ذوالقرنین، از آنجا که بحث بر سر شیوه حکومت و اعمال قدرت مبتنی بر عدالت و رشد انسان هاست. واژهٔ سَبَبا را می توان به معنای حکمت حکومت بر مردم تاویل کرد. در این شیوه، حاکم نه تنها به امکانات توجه می کند و برای حلّ هر مشکلی راه درست و دقیق آن را می شناسد؛ بلکه خود امکانات می آفریند.
عنصر اصلی حکومت او حکمت و جهت اصلی نگاه او عدالت و ژرفا بخشیدن به توانایی مردم، یاد اوری آنان و خود به حضور و نقش خداوند ست.
خداوند هم نگاه رحمانیت و رحیمیتش جلوهٔ تمام دارد. در مرحلهٔ نخست سفر به غرب، وقتی شیوه تعامل با مردم را به ذوالقرنین تفویض می کند. به او می گوید: می توانی آنان را مجازات کنی و یا پاداش نیکو دهی!
شیوهٔ بیان در واقع خط مشی رفتار ذوالقرنین را تعریف می کند. چگونه؟ به واژه های آیهٔ ۸۶ دقت کنید:
قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا
فرموديم: «اى ذوالقرنين، [اختيار با توست‌] يا عذاب مى‌كنى يا در ميانشان [روش‌] نيكويى پيش مى‌گيرى.»
واژهٔ حُسنا به نحو بسیار لطیفی ترجیح در رفتار را از عذاب و یا مجازات مردم مغرب منصرف کرده است! گویی عذاب یک شیوه رفتار است و رفتار نیکو شیوه ای دیگر. از این رو ذوالقرنین نیز مجازات نهایی ستمگران را به خداوند واگذار می کند. علامه طباطبایی به حق، با نقد نظریه مفسرانی که عذاب را در این آیه به معنای قتل گرفته اند؛ فراتر رفته و عذاب را منحصر در قتل تفسیر نکرده است. پیداست اصل بر عذاب نیست، چنان که رحمت خداوند بر خشم او پیش گرفته و می گیرد. خداوند بهشت را هم به بها می دهد و هم به بهانه! فرصت هایی فراهم می کند که انسان ها با درخشش برقی و جلوه ای از تاریکی به در آیند و راه درست را پیدا کنند.
شیوه حکومتی پیامبر اسلام نیز همین گونه بود. از دشمن خشمگین تیغ بر کف، رفیقی شفیق و فداکار می ساخت!
در نبرد صفین، مالک اشتر دید، او در رویارویی با سپاه معاویه، بسیار چابک می جنگد و شمشیر می زند، اما در شیوه رفتار امام علی علیه السلام نوعی درنگ و کندی پیداست. در ذهنش گذشت که او بهتر از علی شمشیر می زند! علی به او گفت: مالک من وقتی شمشیر می زنم می اندیشم آیا این فردی که در برابر من است و اکنون تیغ بر کف با من می جنگد؛ اگر فرصت دیگری داشته باشد، آیا راه درست را پیدا نخواهد کرد؟
از این رو علی در میدان جنگ، اسب تیز تک نداشت! اسب او کند بود. اگر جنگاوری از نبرد کناره می کشید و می گریخت، علی او را تعقیب نمی کرد. اگر زخمیان خوارج به خانه مردم پناه می بردند، آنان را با پیکر های زخمی از خانه ها بیرون نمی کشید تا مجازات کند.
واژهٔ حسنا در حقیقت همین پیام روشن را داراست که اصل بر مجازات نیست. چنان که همین واژه در آیه ای دیگر کارکردی لطیف و مشابه دارد.
وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ نحل/۶۷
و از ميوه درختان خرما و انگور، باده مستى‌بخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد. قطعاً در اين‌[ها] براى مردمى كه تعقل مى‌كنند نشانه‌اى است.
وقتی حسناً برای رزق به کار رفته است و سکراً بدون وصف آمده است. پیداست قرآن می خواهد رزق حسن -خوراک نیکو-را بر سکرا -مایهٔ مستی بخش-ترجیح دهد. این آیه هنگامی است که هنوز نوشیدن شراب تحریم نشده بود.
از زمخشری بعید بوده است، که تعبیر حسنا را بر سکرا هم تعمیم داده است!
امام فخر رازی به روشنی به این نکته توجه کرده اند و تفاوت و تمییز این دو تعریف سکرا و رزقا حسنا اشاره کرده است.
و تاکید کرده است که حسنا شامل سکرا نمی شود.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)