نکته های قرآنی ۱۹-۶۸

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۶۸ )
مردم از تجاوز قوم یاجوج و ماجوج به تنگ امده بودند. آن ها یاجوج و ماجوج را قومی معرفی کردند که در زمین تباهی ایجاد می کردند، به تعبیر قرآن مجید، مفسد فی الارض بودند. در باره ریشه دو واژهٔ یاجوج و ماجوج بسیار سخن گفته شده است. در باره شکل و شمایل انان و شیوه رفتارشان هم انبوهی از مطالب عجیب و غریب وجود دارد.
نکته مهم این است که ما در کتاب مقدس، در کتاب حزقیال نبی (در عهد قدیم) و در در رسالهٔ مکاشفه یوحنّا( در عهد جدید)، در باره یاجوج و ماجوج سخن گفته شده است. هر دو نفر یعنی حزقیال نبی ( باب ۳۸و ۳۹) و مکاشفهٔ یوحنّا( باب ۲۰)، رویا های خود را روایت کرده اند. این دوواژه در یونانی و نیز عبری גוג ומגוג و بعدا در زبان های اروپایی به صورت گوگ و مگوگ نقل شده است. تفاوتی را در میان این دوواژه در روایت کتاب مقدس می توان دید. گویی گوگ نام قومی است که در سرزمین مگوگ زندگی می کرده اند. در روایت کتاب مقدس به زبان عبری گوگ نام سرزمین و مگوگ نام قوم آمده است.
ابن قتیبه در کتاب معارف، یاجوج و ماجوج را از نسل یافث بن نوح می داند.
دو روایت در بارهٔ سرزمین این قوم وجود دارد. یکم: آن ها در منطقه ای در آسیای مرکزی ،نزدیک به ترکمنستان امروزی به سر می بردند. دوم: در آسیای صغیر در منطقه ای بین آدربایگان و ارمنستان زندگی می کردند. روایت دوم در بیشتر تفاسیر قرآن مجید مانند تفسیر کبیر رازی آمده است.
زمخشری نام ها را به صورت آجوج و ماجوج نیز روایت کرده است.ابن قتیبه در معارف، یاجوج و ماجوج را از نسل یافث بن نوح می داند. آن ها قومی بودند که به هنگام بهار به مردمان همسایه یورش می بردند، هر چه سبز بود، گیاه و میوه و کشتزارها را می خوردند، هر چه خشک شده بود، می بردند و مردم را می کشتند و آزار می دادند. مشخصات بدنی آن ها هم حیرت انگیز و مهیب بوده است. یک گوش خود را به عنوان زیر انداز استفاده می کردند و گوش دیگر رواندازشان بود!
در اسکندرنامه منسوب به فردوسی، مختصات یاجوج و ماجوج این گونه روایت شده است:
بدین کوه سر تا به ابر اندرون
دل ما پر از رنج و دردست و خون
ز چیزی که ما را پی و تاب نیست
ز یاجوج و ماجوج مان خواب نیست
چُن آیند بهری سوی شهر ما
غم و رنج باشد همه بهر ما
همه رویهاشان چو روی هیون
زبانها سیه دیده‌ها پر ز خون
سیه روی و دندانها چون گراز
که یارد شدن نزد ایشان فراز
همه تن پر از موی و موی همچو نیل
بر و سینه و گوشهاشان چو پیل
بخسپند یکی گوش بستر کنند
دگر بر تن خویش چادر کنند
ز هر ماده‌ای بچه زاید هزار
کم و بیش ایشان که داند شمار (۱)

مشخصاتي كه ابوالفتوح رازی برای یاجوج و ماجوج بیان کرده است، به سخن فردوسی شباهت دارد:
« و گوش های بزرگ دارند یکی پر موی چون پشم کوسپند، و یکی اندک موی، چون بخسپند یکی لحاف کنند و دیگر دواج سازند، و هیچ از ایشان نباشد که بمیرد الّا آن که هزار فرزند بزاید.» (۲)

از خواسته مردم از ذوالقرنین، پیداست آنان توان وتصور مقابله با یاجوج و ماجوج را نداشتند،هم از بعد هراس آور بودن شکل و شمایل آنان و هم از لحاظ تعداد نفرات آنان؛ از این رو خواستند که ذوالقرنین با ساختن سدّی راه را بر یورش یاجوج و ماجوج ببندد.
************
پی نوشت:
(۱) شاهنامه، دفتر ششم، ص ۹۹
(۲) تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱۳، ص ۳۶و ۳۷

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)