نکته های قرآنی ۱۹-۷۰

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۷۰ )
مفسرانی که باور دارند هر دو واژهٔ اسطاعوا و استطاعوا همانندند. نوشته اند تنها برای پرهیز از تکرار حرف ت از استطاعوا حذف شده است. لکن اگر سخن ثعالبی را در کتاب الاعجاز و الایجاز(۱) قابل توجه و تامل بدانیم و بپذیریم که به تعبیر او، قرآن کلام الموجز المعجز است؛ داوری ما متفاوت خواهد بود.
ابن کثیر(د. ۷۷۴ق) در تفسیر خویش به این نکته توجه کرده است. باور دارد واژه ها- در تعبیر ایشان الفاظ- متناسب با موقعیت قرار گرفته اند. « قابل كلاً بما يناسبه »، عبور از ردم آسان تر از نقب زدن در آن است؛ از این رو اسطاعوا برای عبور و استطاعوا برای نقب زدن استفاده شده است. این جمله کوتاه ابن کثیر که متن اصلی اش را آوردم، جمله بسیار پر معنا و راهگشایی ست. در واقع این تناسب واژه با معنا و ساختار در تمام قرآن صادق است.
علاوه بر ابن کثیر، بقاعی (د. ۸۸۵ ق) در تفسیرنظم الدرر فی تناسب الایات و السور، به این موضوع پرداخته است؛ افزون بودن حرف ت دلالت می کند که کندن نقب دشوارتر از عبور از ردم بوده است.(۲)

شیخ طاهر بن عاشور(د. ۱۹۹۳ق) در تفسیر التحریر و التنویر، در تفسیر همین آیه، به این نکته و قاعده توجه کرده است که:زيادة المبنى تدل على زيادة في المعنى.
وقتی در ساختار فعل مبانی بیشتری به کار می رود، نشانه معنای گسترده تری است. در واقع ساخت واژه، گستره و ژرفای معنا را نشان می دهد. در این مورد با حذف حرف ت چنین اتفاقی افتاده است.
در معلّقهٔ طرفة بن العبد، از واژه تسطیع استفاده شده است.منتها پیداست که حذف تاء به ضرورت وزن شعر صورت گرفته است و گرنه معنا در واقع همان تستطیع است. سخن بر سر مرگ است که کسی نمی تواند از مرگ خویش مانع شود:
فإنْ كنتَ لا تَسْطيعُ دَفْعَ مَنيّتي ... فَدَعني أبادِرْها بما مَلَكَتْ يدي
زوزنی در شرح این بیت معلّقهٔ‌ طرفة نوشته است:
فإن كنت لا تستطيع أن تدفع موتي عني ...
(۳)
نکته قابل توجه، شیوه استفاده از همین واژگان با همین تفاوت در داستان موسی و خضر بود.خضر دو بار از کم تابی و ناشکیبایی موسی در همراهی سخن می گوید. در هر دو بار واژه ها متفاوتند:
یکم: ما لم تستطع علیه صبرا ( آیه/۷۸)
دوم: ما لم تسطع علیه صبرا ( آیه/ ۸۲)
موسی در روایت نخست هنوز راز رفتار خضر را نمی داند و نمی تواند تاب شکیبایی داشته باشد. از این رو واژهٔ تستطع استفاده شده است. بار دوم، هنگامی ست که خضر از هر سه واقعه راز گشایی کرده است و آن سایه سنگین از سینه و ذهن موسی تارانده شده است، نفس راحتی کشیده است! در این مورد خضر از واژهٔ تسطع استفاده کرده است. می خواهم بگویم دقیقا شیوه استفاده از اسطاعوا و استطاعوا ، شباهتی شگفت از بعد میناگری های زبانی با واژه های تسطع و تستطیع دارد.

************
(۱) ثعالبی الاعجاز و الایجاز، ص ۱
(۲) در متن تفسیر بقاعی عبارت مخدوش آمده است. معنا و مقصود و شیوه استدلال او روشن است منتها عبارت معکوس معنا می دهد: وزيادة التاء هنا تدل على أن العلو عليه أصعب من نقبه
چنان که می دانیم، افزونی تاء در مورد کندن نقب است و نه بالا رفتن از ردم
(۳) شرح المعلقات السبع، زوزنی ص، ۱۰۸
معلعقه طرفة بیت ۵۶

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)