نکته های قرآنی ۱۹-۷۱

نوزدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف (۷۱)
ذوالقرنین هنگامی که ردم را ساخت، آن کار کارستان را نشانه ای از رحمت خداوند تفسیر کرد. این تفسیر هم دلیلی است بر موحد بودن ذوالقرنین و حکمت او که خداوند را که به او تمکن و سبب هر امر و چیزی را داده بود، از یاد نبرده بود.و نیز باور او به معاد و روز رستاخیز
قَالَ هَـٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي ۖ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ ۖ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا /۹۸
گفت: «اين رحمتى از جانب پروردگار من است، و[لى‌] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم كوبد، و وعده پروردگارم حق است.»

از ترجمه پارسی فولادوند پیداست ایشان دکّاءَ را دکّاً تلقی کرده اند. از این رو تعبیر درهم کوبیدن را که مصدری است به کار برده اند. در ترجمه انصاریان در بین دوکمان ترجمه مناسب آمده است: آن را درهم کوبد [و به صورت خاکی مساوی با زمین قرار دهد]
دکاء معنایی فراتر از دکاً داراست.ذوالقرنین می گوید، خداوند این ردم را همانند زمینی صاف خواهد کرد! در این تغبیر بدیهی است که ویران شدن ردم هم غیر مستقیم بیان شده است. به تعبیر زمخشری: أي أرضاً مستوية
آن باروی بلند آهنین و مسین با خاک برابر و هم سطح زمین خواهد شد.
ماوردی سه معنا برای این واژه بیان کرده است، صاف همانند زمین، پاره پاره شدن و ویران شدن و همواری با زمین
ابوالسعود به نکته بسیار پر لطفی اشاره کرده است. پس از آن که ذوالقرنین به رحمت خداوند استناد و اشاره می کند که آن ردم نشانهٔ رحمت خداست، به سرانجام ردم و ویرانی آن، چنان که گویی هیج نشانی از ردم بر جای نخواهد ماند؛ اشاره می کند. سخن او گواهی بر قدرت خداوند است. نشانه ای از عظمت قدرت خداوند پس از گستردگی رحمت او.
مفهوم رحمت و انتساب آن دستاورد بزرگ و کوشش نمایان ذوالقرنین و مردمی که از او یاری خواسته بودند، یک مضمون ثابت و بنیادی در هر چهار داستان سورهٔ کهف است. حضور خداوند!
یکم: اصحاب کهف از خداوند رحمت طلبیدند، آتنا من لدنک رحمة (آیه ۱۰) خداوند هم به رحمت خویش که اصحاب کهف را فرا گرفت اشاره می کند. يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ/۱۶
دوم: در داستان بوستاندار مغرور و متکبر، دوست فقیرش به او می گوید، خداوند اگر بخواهد باغی بهتر از باغ او به آن شخص مومن به رحمت خداوند خواهد بخشید.(آیه ۴۰) از سیاق سخن او در می یابیم که به رحمت گسترده خداوند امید و باور دارد.
سوم: ویژگی خضر در داستان موسی و خضر، علاوه بر علم لدنی او، بهره مندی او از رحمت الهی است که بر اندیشه و جان خضر رنگی خدایی زده است. آتیناه رحمة من عندنا ( آیهٔ ۶۵) بار دیگر در آیهٔ ۸۲، خضر در تاویل رفتار خود و ساخت دیوار، ان کار را به رحمت خداوند مستند می کند.
ذوالقرنین به تعبیر امین احسن اصلاحی در تفسیر تدبر، کار خود را به فضل و کَرم و کرشمهٔ الهی منتسب می کند.(۱(
مفهوم قدرت و هیبت الهی نیز در هر چهار داستان به عنوان یک مفهوم اصلی مشهود است.
یکم: بنمایه داستان اصحاب کهف، نشانه روشنی از قدرت خداوند است.
دوم: در داستان بوستاندار، وقتی صاعقه باغ او را می زند و باغ را به شوره زاری خشک و سوخته تبدیل می کند، شاهد قدرت خداوندیم.
سوم: گرچه در داستان موسی و خضر، نشانه های قدرت به اشکاری و گستردگی دو داستان اصحاب کهف و ذوالقرنین نیست، لکن خضر بدون تکیه بر قدرت خداوند، چگونه می توانست ان رفتار شگفت انگیز و یا هولناک را انجام دهد؟
مفهوم معاد و باور به روز بازپسین ، نیز مفهوم مشترک در هر چهار داستان است.
یکم: خواب اصحاب کهف نشانه ای از رستاخیز انسان در روز قیامت است.
دوم: دوست مومن باغدار متکبر، او را به روز بازپسین ارجاع می دهد.
سوم: خضر، در تاویل قتل نوجوان، به این نکته اشاره می کند که ان نوجوان می توانست موجب طغیان و کفر پدر و مادرش شود، این تاویل نگاهی به قیامت و روزبازپسین دارد.
این سه مفهوم بنیادی، رحمت و قدرت و معاد، به تمام داستان ها جهت و ساختاری متناسب می دهد.
ذوالقرنین که سرچشمهٔ توانایی و حکمت نظری و عملی خود را از خداوند می داند، زبان به حمد خداوند می گشاید و رحمت الهی را سرمنشاء تمام امور می داند و افزون بر آن در افق قیامت تنها خداوند را مالک و موثّر می انگارد؛ روزی که وعده خداوند محقق می شود. آیات آغاز سوره حمد همین مفاهیم سه گانه را داراست. الحمد لله رب العالمین،
الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین. حمد و رحمت و معاد مفاهیم کلیدی همین آیات است. واژهٔ مالک به روشنی قدرت خداوند را بیان می کند. خداوندی که تمامی آفرینش انسان ها و رستاخیز انسان ها برای او به مثابهٔ آفرینش و رستاخیز یک تن است!(لقمان/۲۸)

********
پی نوشت:
(۱) اصلاحی، تدبّر، ج ۴ ص ۶۲۲

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)