نکته های قرآنی-۷۷

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف-۷۷
واژهٔ ننبئکم
این واژه به معنای آگاه کردن است. تنها در ترجمه پارسی مکارم شیرازی این واژه به خبر کردن ترجمه شده است. که البته دقیق نیست. نباء به معنای آگاهی است و یا خبر آگاهانه! در مفردات راغب در تفسیر و تبیین نباء به سه نکته توجه شده است.
نباء فائده ای بزرگ دارد.-اهمیتی بسیار- توسط آن ما نسبت به امری آگاهی پیدا می کنیم یا گمان ما به طرف یقین تقویت می شود. به خبر، نباء گفته نمی شود مگر این که سه ویژگی داشته باشد، از کذب بر کنار باشد، متواتر باشد و خبری از سوی خداوند و یا پیامبر او باشد.(۱)
ابو هلال عسکری در کتاب الفروق اللغویّه، با تایید نظر اصفهانی نوشته است، نباء خبری است که شانی عظیم داشته باشد و نبوّت هم از این واژه گرفته شده است.(۲)
البته تتبع در آیات قرآنی نشان می دهد که قرآن نباء را به معنای خبر دروغ هم به کار برده است. مانند: إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا حجرات/۶ اگر انسان بدکاری خبری برایتان آورد، در بارهٔ ان تحقیق کنید.
مترجمان پارسی قران مجید که آیه ۱۰۳ کهف را، اگاهی ترجمه کرده بودند، در این مورد تمامی از واژهٔ خبر استفاده کرده اند که دقیق و متناسب است. می توان قول راغب اصفهانی و عسکری را اینگونه پذیرفت که با توجه به سیاق آیات در مواردی که نباء از سوی خداوند است، چنان مختصات سه گانه ای را داراست و البته دیگر در بارهٔ سخن خداوند نمی توان گفت که موجب غلبهٔ ظنّ به سمت یقین می شود، می بایست گفت موجب یقین می شود!
لزوما واژهٔ نبی هم به معنای کسی ست که از آگاهی ویژه ای بهره ور است. نبیّ اسم فاعل بر وزن فعیل است. انسانی که از سوی خداوند به او آگاهی ویژه ای اعطا شده است. وقتی او ماموریت رسالت پیدا می کند تا آن آگاهی ویژه، آن آتش الهی را به میان مردم ببرد و به جان آن ها شعله ای از آگاهی الهی بزند، او را پیامبر می خوانیم. همین آیه ۱۰۳ سورهٔ کهف یک پیام روشن است، به ما می گوید؛ پرده از پیش چشمتان برگیرید، سنگینی سایه افکنده بر شنوایی تان را برطرف کنید، از زندان وهم و گمان و خودستایی برون آیید ، آیات خداوند را ببینید و یاد خدا را زنده دارید! این پیام است. مهمترین پیام و یا پیام مرکزی اسلام و قرآن هم همین است، خداوند را به یاد داشتن و در شعلهٔ این یاد خویشتن حقیقی خویش را یافتن و شناختن.
****************
(۱) مفردات راغب اصفهانی، ص ۹۷۲
(۲) ابو هلال العسکری، الفروق اللغویّه، ص ۵۳۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)