نکته های قرآنی-۷۸

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف-۷۸
أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا ﴿١٠٥﴾
[آرى،] آنان كسانى‌اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند، در نتيجه اعمالشان تباه گرديد، و روز قيامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد.
واژه کفر به معنای پوشاندن و یا ندیدن است.
در مفردات راغب: « کفر به معنای ستر الشیئ ، پوشاندن چیزی، تفسیر شده است. شب را از آن جهت کافر گفته اند که تاریکی اش اشخاص و اشیاء را می پوشاند.»
کفران نعمت نیز به همین معناست.
در معلّقهٔ لبید ، کفر برای نشاندادن پوشیده شده ستارگان توسط ابرهای شبانگاه ، مطرح شده است:
فی لیلة کفر النجوم غمامها (۱)
در قران مجید در یک مورد واژهٔ کفّار، برخی مترجمان قرآن را با دشواری رویارو کرده است. کفار در آیه ۲۰ سورهٔ حدید، یُعجب الکفّار، به معنای کشاورزان است که دانه را در زمین پنهان می کنند. وقتی دانه سر می کشد و می بالد از رشد بوته ها خوشدل و شگفت زده می شوند. ترجمه کفار در این آیه کافران نیست!
در صحاح اللغة کفر برای پوشاندن زره رزمندگان نیز به کار رفته است. نه پوشیدن زره، بلکه پوشاندن زره! هنگامی که رزمنده بر روی زره خود لباسی می پوشد. مثل همه آنانی که جلیقه ضد گلوله می پوشند! قدر مشترک تمامی این تعابیر همان پوشاندن است. منتها کفر معنای دقیق دیگری هم داراست. هنگامی که انسان برغم اگاهی خود، نسبت به امری چشم می پوشد و یا در صدد انکار بر می اید. امام صادق علیه السلام در روایتی که ابوعمرو زبیری از ایشان روایت کرده است، در تقسیم بندی پنجگانه مفهوم و مصادیق کفر، این گونه کفر را در ذیل عنوان جحد-انکار -تقسیم بندی کرده اند.(۲ )
پیداست آنان که پرده بر چشمشان افتاده است، نمی توانند آیات را ببینند. آنانی نیز که توانایی شنیدن ندارند، نمی توانند آیات را بشنوند. آیات هم، می تواند نشانه های خداوند در کتاب تکوین و طبیعت باشد و هم ایات قران مجید. قرآن مجید در واقع آینه ای است که کتاب تکوین ، طبیعت ، جهان و افق جان انسان در آن پیداست؛ بدیهی است به اجمال تمام…
نکته اندیشه برانگیز دیگر این است که آیه می گوید:آیات ربّهم
نشانه های پروردگارشان…واژه ربّ نزدیکترین نسبت را با انسان پیدا می کند. چنان که در قرآن مجید، شاًن پدر و مادر را هم با لطف تمام، شان ربوبیّت معرفی کرده است! هم خداوند ربّ ما ست و هم پدر و مادر.
وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ، اسراء/۲۴
و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.»
پدر و مادر نیز پروردگار ما هستند، به ویزه مادر که ما از جسم و جان او تغذیه کرده ایم و بالیده ایم و چشم به جهان گشوده ایم. البته در موردی دیگر خداوند احسان به پدر و مادر را در کنار توحید قرار داده است. به غیر خداوند را نیرستید و به پدر و مادر خویش احسان کنید!(بقرة/۸۳)
مرحوم حاج آخوند، روحانی مهاجران، گه گاه هنگامی که سخن از خداوند به میان می آمد، می گفت خداوند از پدر و مادر به شما نزدیک تراست و از پدر و مادر هم شما را بیشتر دوست دارد! آن گاه زمزمه می کرد:
به ظلمت ز نور خدا می گریزی                      تو لب تشنه ز آبِ بقا می گریزی
ز مادر بود مهربان تر خدایت                         تو جانب به قهر از خدا می گریزی
به قرآن ندایت کند رب سبحان                      چرا بی جهت زین صدا می گریزی
اگر می گریزی ز بیگانه بگریز                        چرا دیگر از آشنا می گریزی (۳)

واژهٔ ربّ تمامی آن آهنگ آشنا را در بر دارد. حال پرسش این است که قرآن می پرسد: چرا شما نشانه های چنین پروردگاری را نمی بینید!
نشانه های خدایی آشنا، همان خدای نزدیک تر از ما به ما، خدای دوست داشتنی که می توان با او سخن گفت ، روی ماهش را به تعبیر مستور بوسید! همان ربّی که در ربّنای شجریان جلوه می کند و در سایه مهرش به او پناه می بریم.


*********
پی نوشت
۱- (معلّقات، ص ۱۷۷ ( معلقه لبیید
۲- اصول کافی، ج ۲، ص ۳۸۹ باب وجوه الکفر
۳-نمی دانم این شعر از کدام شاعر است! اگر نشانی یافتید ما را کنید خبر

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)