نکته های قرآنی-۷۳(۱)

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف-۷۳(۱)
یکی از خوانندگان نکته های قرآنی یاداوری کردند چرا در بارهٔ آیهٔ شماره ۹۹ در مبحث قیامت و دمیدن در شیپور مطلبی ننوشتم؟ حق با ایشان است! از این رو بازگشتی دارم به همان ایه و توضیحی در بارهٔ دمیدن در صور یا شیپور. از حسن اتفاق همین بحث بستر بسیار مناسبی برای اندیشیدن و تدبّر در باره زبان قرآن است. قرآن مجید با کدام زبان با ما سخن می گوید؟ بدیهی ست که مراد صورت و ظاهر زبان نیست که زبان قرآن مجید زبان عربی مبین است.(نحل/۱۰۳ و شعراء/۱۹۵)
وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ ۖوَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا/ ۹۹
و در آن روز آنان را رها مى‌كنيم تا موج‌آسا بعضى با برخى درآميزند و [همين كه‌] در صور دميده شود، همه آنها را گرد خواهيم آورد.
سخن بر سر قیامت است، آن ردم استوار و بسیار مستحکمی که ذوالقرنین ساخته بود؛ با خاک یکسان می شود و امواج مردمند، یاجوجیان و ماجوجیان که می جوشند و در هم آمیخته می شوند. مثل موج های انسانی جمعیت های کثیر که نمی توان دیگر فرد را از فرد تشخیص داد. در چنان هنگامه ای است که در صور دمیده می شود…
این بحث دمیده شدن در صور به شش روایت در هیجده آیه مطرح شده است. به گمانم تتبع آیه الله مکارم شیرازی و فضلای همکار ایشان در تفسیر نفحات القرآن (۱) را می توان تتبعی دقیق و کامل تلقی کرد. البته نتیجه گیری و یا نظریه تفسیری مقوله دیگری است. در واقع ایشان نظریه طبرسی را راهنمای خود قرار داده اند و از دو نظریه در این باره سخن گفته اند؛ نظریه ای صورتگرایانه و نیز نظریه تاویلی معنا گرا.
البته بعدا به نظریه شیخ طوسی در تبیان اشاره می کنم، ایشان نظریه تفسیر ظاهری صور و دمیدن در آن را در یک مورد، سوره زمر، مسکوت گذاشته اند و در سوره نمل نیز به عنوان قول دوم ذکر کرده اند.. طبرسی پس از ایشان-تفسیر طبرسی به نحو مشهودی وامدار تفسیر تبیان است- به هر دو قول در کنار هم اشاره کرده اند.

یکم: روایت های ششگانه
الف: نفخهٔ صور ( زمر /۶۹ و نمل/ ۸۷ و یس/۵۱ و حاقّه / ۱۳-۱۴ و مومنون/۱۰۱ و کهف/۹۹ و طه/۱۰۲ و نباء/۱۸ و انعام/۷۳ و ق /۲۰
ب: صیحة (یس /۵۳ و ص /۱۵ و ق/۴۲ )
ج: ناقور (مدثر/۸ -۹)
د: صاخّه (عبس/۳۳)
ه:قارعة (قارعة /۱)
و: زجرة (صافات/۱۹)
در این شش روایت صور و ناقور در واقع وسیله ای هستند که در آن ها دمیده می شود و صیحه و صاخّه و قارعة و زجرة، بیان چکونگی آن توفان صدای شگفت اند. نخستین پرسشی که به میان می اید تفاوت همین واژگان است. در تفسیر نفحات القرآن به این موضوع پرداخته نشده است. نخست می بایست یک فهم زبانی-معنایی روشن از واژگان داشته باشیم؛ پس از آن می توان به تبیین و یا تفسیر آیات از هر دو زاویه دید پرداخت. زاویه دیدی که به صورت و ظاهر آیات توجه می کند و زاویه دیگری که صور را نمادین و زبان قرآن در این مورد را زبانی رمز گونه تلقی می کند. زبانی که بایست از آن رمزگشایی کرد و نیاز به تاویل دارد.
واژهٔ نفخ به معنای دمیدن پنج بار در موقعیت های متفاوت در قرآن مجید مطرح شده است؛ دمیدن خداوند در گل سرشته شده( حجر/۲۹) دمیدن عيسي درهيات گِلی که پرنده شد(آل عمران/۴۹) دمیدن جبرائیل در گریبان مریم مقدس(انبیاء/۹۱) دمیدن مردم در آهن پاره ها برای ساخت ردم (کهف/۹۶) و دمیدن در صور(کهف/۹۹) اسماعیل حقّی در روح البیان به تمامی این موارد اشاره کرده است. كوراني ىر ملاحظات خود بر مفردات راغب، به این نکتهٔ مهم اشاره کرده اند، که نفخ در مواردی معنای حقیقی و در مواردی معنای مجازی دارد.(۲) این نکته قابل توجه است، در قرآن مجید واژه نفحه نیز فقط یک بار امده است. این دو واژه با هم متفاوت هستند
وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ، انبیاء/۴۶
و اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: «اى واى بر ما كه ستمكار بوديم.» (فولادوند)
شمه ای که در برابر نفحه استفاده شده است. این تعبیر را نخستین بار مرحوم الهی قمشه ای در ترجمه خود استفاده کردند؛ دیگر مترجمان، فولادوند ، آیتی و خرمشاهی همین تعبیر را اقتباس کرده اند. ترجمه لطیفي هم هست، شمّه به معناي رائحه است. مترجمان دیگر نفحه را کمترین ( مکارم شیرازی) و وزشی ( صادقی تهرانی) و دمی( معزی) و دم -اندکی-( مجتبوی) ترجمه کرده اند.به گمانم ترجمه ابوالفتوح رازی گویا تر است. ایشان نفحه را دمی ترجمه کرده اند، که در ترجمهٔ معزی اقتباس شده است
.
فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ ، حاقّه/۱۳

پس آنگاه كه در صور يك بار دميده شود.( فولادوند) البته اگر ترجمه می شد، در صور یک دم، دمیده شود، به نصّ نزدیک تر بود. نکته مورد توجه این است که تمامی مترجمان پارسی قران مجید نفخه و نفخ را دمیدن ترجمه کرده اند.
عطار نیشابوری گویی هر دو واژه را همسان انگاشته است. و نفخهٔ انجام را همانند نفحهٔ آغاز تلقی کرده است:
حقیقت در هوالله هو ببین باز
گرفته نفحه در انجام و آغاز
تفاوت ظریفی که این دوواژه دارند، در شیوه کاربرد شان است. نفحه به معنای دم یا وزش است. اما نفخه به معنای دمیدن درکسی یا چیزی است.
***********
۱-http://al-shia.org/html/ara/books/lib-quran/nafahat6/fehrest.htm
نمی دانم آیه الله مکارم و فضلای همکار ایشان که نام تفسیر موضوعی خود را نفحات القرآن، نام نهاده اند؛ به این نکته توجه داشته اند که واژهٔ نفحه یکبار در قرآن و ان هم به عنوان نفحهٔ عذاب ذکر شده است. وقتی عنوانی برای یک کتاب تفسیر قرانی انتخاب می شود، می بایست نوعی سازگاری و همنواختی با واژگان قرآن داشته باشد. زمخشری در ذیل آیهٔ ۴۶ سوره انبیاء نفخه را به مفهوم اندک مایگی دانسته است. از سوی دیگر، مثلا جامی می تواند نام کتاب خود را نفحات الانس بگذارد. نام گذاری زیبا و پسندیدنی هم هست. اما عنوان یک تفسیر وقتی نفحات است، بی درنگ در ذهن شما همان آیه نفحهٔ عذاب و یا معنای لغوی نفحه تداعی می شود.
البته پیامبر عظیم الشان ما در روایتی از نفحات الرحمن هم سخن گفته اند، که نفحات القرآن حتما با همان رویکرد ، و یا با اقتباس از نام « نفحات الرحمن فی تفسیرالقرآن» نوشتهٔ شیخ محمد بن عبدالرحیم نهاوندی ( ۱۳۷۱-۱۲۹۱ ق) انتخاب شده است.
۲- مفردات راغب، ص ۱۰۰۵

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)