نکته های قرآنی ۷۳-۵


میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف ۷۳-۵
موضوع قابل توجه دیگر در نفخ صور و یا نقر ناقور، از بُعد تفسیر ظاهری آیه، مراتب و یا مراحل دمیدن در صور است. از این زاویه هم می توانیم بین نفخ صور و نقر ناقور تفاوت قائل شویم. قرآن مجید با صراحت به دو بار یا در دو مرحله دمیدن صور اشاره کرده است. بدیهی است که اگر مطابق نظریه تفسیری شیخ طوسی صور را جمع صورت تلقی کنیم، این تلقی به ایات دیگر از جمله آیه ۶۸ زمر که در باره دو مرحله سخن گفته است؛ تعمیم می یابد.
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّـهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ ، زمر/۶۸
و در صور دميده مى‌شود، پس هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است بيهوش درمى‌افتد، مگر كسى كه خدا بخواهد؛ سپس بار ديگر در آن دميده مى‌شود و بناگاه آنان بر پاى ايستاده مى‌نگرند.
به روشنی در میان دو مرحله تمایز می بینیم. از این رو مفسران این دو مرحله را اصعاق- میراندن- و احیاء-زنده گرداندن- نامیده اند.
امام فخر رازی، حدیثی از پیامبر روایت کرده است، در آن حدیث از سه مرحله سخن گفته شده است. مرحله فَزَع، صعق و قیام. در این صورت مرحلهٔ فزع را می توان مرحله مقدماتی قیامت و یا رستاخیز تلقی کرد. در قرآن مجید به این مرحله اشاره شده است.(نمل/۸۷ و انبیاء/۱۰۳)
فزع به معنای هول و هراس است. مثل هول و هراسی که ناشی از زلزله ای است که نه تنها برخی خانه ها، بلکه تمام جهان را ویران کند… انسان ها هراسیده و بی پناهند. کسی به داد کسی نخواهد رسید. از این رو قرآن این ماجرا را فزع اکبر نامیده است.
قشیری در لطائف، فزع را به معنای فراق و نومیدی از رحمت خداوند تفسیر کرده است. در تفسیر ماوردی نکته هراس آوری وجود دارد! فزع به معنای مرگِ مرگ است! گویی مرگ را در برابر دیدگان حیرت زده تمامی انسان ها و عالمیان سر می بُرند و اعلام می کنند که از این پس دیگر مرگی نخواهد بود، هنگامهٔ مرگ کُشان است! خیال کنید در همین جهانی که ما زندگی می کنیم، اگر پیری بود و مرگ نبود، چه هول و هراسی فضای زندگی را می انباشت!
در آن واقعهٔ فزع اکبر، کودکان از هراس پیر می شوند…ناصر خسرو در قصیدهٔ نخست دیوانش-که جزو زیباترین قصیده های اوست، با مطلع: ای قبّهٔ گردندهٔ بی روزن خضرا، به همان هول و هراس قیامت اشاره می کند:
آن روز در آن هول و فَزَع بر سر آن جمع
پیش شهدا دست من و دامن زهرا

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)