نکته های قرانی-۸۰

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ كهف-۸۰
آن زیانکاران خودپسند، که زیانشان از سرمایه بود و نه از سود، و گمان می کردند که به راه راست می روند و شیوه رفتار شان نیکوست؛ دو نشانه مشخص دارند. یکم: آیات پروردگارشان-ربّهم- را نمی بینند و از سر انکار بر می آیند و دوم به لقای خداوند باور ندارند و یا لقای خداوند را انکار می کنند. موضوع یا دکترین لقای خداوند در قرآن مجید و احادیث پیامبر اسلام و امامان شیعه، یکی از جذاب ترین مباحث است.
در جان موسی چه می گذشت که طالب نظری به سوی و روی خداوند بود؟ «ربّ ارنی انظر الیک!» پروردگارم خودت را به من بنما تا تو را ببینم!در جان پیامبر اسلام چه می گذشت که گفت: « لي ساعة مع ربي لا يسعني فيها ملك مقرب ولا نبي مرسل » مرا با خداوند هنگامی ست که آن هنگامه گُنجای هیچ فرشته مقرب و یا پیامبر مرسلی نیست! در جان امیر مومنان جه می گذشت که در پاسخ ذعلب یمانی که پرسیده بود: « ای امیر مومنان! ایا پروردگارت را دیده ای؟» گفت: « پروردگاری را که ندیده باشم نمی پرستم!» ( نهج البلاغه/خطبه ۱۷۹)
در نامه ای به معاویه در بارهٔ ویژگی های یاران خود، نوشته است: آنان لقای خداوند را از هر چیز دیگری بیشتر دوست می دارند.( نامه/۲۸) در نامه ای به مردم مصر نوشته است: من مشتاق لقاء خداوندم. ( نامه/۶۲)
موضوع لقاءالله در قرآن مجید درنسبت با دو گروه باورمندان و ناباوران مطرح شده است. هر گروه تقسیم بندی یا مراحل تعریف شده ای دارند.
ناباوران به لقای خداوند
یکم: آنانی که دچار فراموشی اند و نسبت به لقاء به تعبیر قرآن نسیان دارند.(جاثیه/۳۴ و سجده/۱۴ و اعراف/۵۱)
دوم: آنانی که نسبت به لقای خداوند در تردید و دو دلی هستند.( فصلت/۵۴ و سجده/۲۳)
سوم: آنانی که از لقای خداوند نومیدند. (یونس/۷ و۱۱ و ۱۵ ، فرقان/۲۱)
چهارم: آنانی که لقای خداوند را دروغ می پندارند و تکذیب می کنند.( روم/۱۶ و اعراف/۱۴۷ و انعام/۳۱ و یونس/۴۵)
پنجم: آنانی که لقای خداوند را انکار می کنند و کفر می ورزند.( سجده/۱۰ و روم/۸)
باورمندان به لقای خداوند
یکم: آنانی که به لقای خداوند امید دارند.( کهف/۱۱۱ و عنکبوت/۵)
دوم: آنانی که به لقای خداوند باور دارند. (انعام/۱۵۴)
سوم: آنانی که به لقای خداوند یقین دارند.( رعد/۲)
بدون اندیشیدن در باره هشت مفهومی که گفته شد و دقت و تدبّر در باره این نکته بسیار مهم، که هر مفهوم مثل شک و ایمان و نومیدی و امید و یقین و کفر، خود دارای مراتب و مراحلی است؛ به اصطلاح مقول به تشکیک است. آن وقت در می یابیم که با چه موضوع پردامنه و ژرفی رویاروی هستیم. شناخت این مناسبات، به روشنی معماری و میناگری قران مجید را در بیان و تبیین لقای خداوند نشان می دهد.
بگذارید بروم بر سر یادداشت های قرآنی ام، که شرح گفتگو های قرآنی با مولانا شیخ ناظم حقانی است، تا زمین و آسمان خندان شود!
-لقای خداوند چیست؟

«لقای خداوند؟ الله اکبر جلّ جلاله ! ببین فرض کنیم یک عاشق پاکبازی معشوقه اش را گم می کند.- مکث کرد، تابش برق چشمان سبزآبی شیخ ناظم- یا مادری یگانه فرزند محبوبش را گم می کند. پریشان می شود تا معشوقه و یا فرزند را پیدا کند. همه جا را می گردد. همه شهر را…همه دنیا را! از وحشت نیافتن سرسام می گیرد؛ به او می گویند آن که گم شده است خودش هست! معشوقه یا فرزند در خانه است. گاهی این جستجو تمام عمر را در بر می گیرد. برخی جستجو را فراموش می کنند. برخی نومید می شوند. برخی می گویند از اساس معشوقه ای یا فرزندی در کار نبوده است. دروغ است…برخی از پای نمی نشینند. امید دارند که معشوقه یا فرزند را بیابند…»
انگار سخن و تمثیل او تابلویی بود با نگاه به مضامین آیات…
معاد در واقع نسبت روشنی با مقولهٔ لقاءالله دارد. مرتضی مطهری متفکر ارجمند- که تا به حال کسی نتوانسته است جای خالی او را پُر کندـ در بارهٔ معاد نوشته است، آیات معاد حدود ۱۴۰۰ آیه است؛ در بارهٔ هیچ موضوعی حتی توحید تا به این حد در قرآن مجید تفصیل وجود ندارد.
صدرالمتالهین نکتهٔ تامل انگیز و البته لطیفی را در بحث معاد از این سینا روایت کرده است. انسان هایی که در مراحل نازل عقلانی اند و یا دچار بلاهت، خداوند آن ها را پس از مرگ در زمرهٔ اجرام سماوی قرار می دهد! گویی از خیر لقاء آن ها می گذرد!(۱)
همین مضون را ایشان در شرح اصول کافی در شرح احادیث مربوط به عقل به نقل از کتاب اعتقادات شیخ مفید، اورده اند:« ارواح پس از مرگ دو گونه سرنوشت پیدا می کنند؛ گروهی به سمت پاداش و پادافره می روند، و گروه دیگر ابطال می شوند!» در واقع تمام می شوند.(۲)


************
پی نوشت:
(۱) الحکمة المتعالیة ، ج ۹ ص ۴
(۲) ، شرح اصول الکافی ، ج ۱ ص ۲۳۳و ۲۳۴صدرالمتالهین شیرازی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)