نکته های قرآنی-۸۲

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۸۲
بی وزنی مفهوم اندیشه برانگیزی است! از سویی انسان می تواند بی وزن و سبک بال باشد، هنگامی که از خویش خالی می شود و نشانی از منیّت در او باقی نمی ماند. از خود هیچ ندارد. این بی وزنی، منتهای وزنی است که انسان می تواند در هستی پیدا کند! خود را فقیر می داند و خداوند را غنیّ. بگذارید سه نمونه درخشان از این بی چیزی و بی وزنی در برابر خداوند برایتان نقل کنم.
محراب مسجد شیخ لطف الله بدون شک چشم هنر و فرهنگ ملی و اسلامی ماست. زیباتر از آن نقش ها و رنگ ها و تناسب به دام گمان کسی نمی آید. آن محراب و مسجد سازنده ای دارد که امضایش را بر لوحی در گوشه محراب نقش زده است: « عمل فقیر حقیر محتاج بر رحمت خدا محمد رضا ابن استاد حسین بنّای اصفهانی»
بر این دو واژهٔ فقیر حقیر تامل داشته باشید.

دوم: صدرالممتالهین شیرازی که ستارهٔ پر فروغ آسمان اندیشه و حکمت اسلامی در تاریخ فرهنگ و اندیشهٔ ملت ایران است. در مقدمه ای که بر شرح اصول کافی نوشته است، خود را این چنین معرفی کرده است: « احوج خلق الله و افقر هم الی عفو ربه الکریم، محمد بن ابراهیم الشیرازی ».
سوم: علامه طباطبایی
در پایان مقدمه تفسیر المیزان، که المیزان چشم درخشنده ای است که از آن دید و از آن زاویه قرآن مجید جلوه ای دیگر دارد. قلّه ای است که اگر بتوان از آن قله نگریست، افق قرآن و معارف الاهی طراوت و حلاوتی دیگر داراست…امضای علامه طبابایی چنین است: « الفقیر الی الله محمد حسین الطباطبایی »
آن سه فقیر، بر تارک فرهنگ و هنر و معارف دینی ما ایستاده اند! ثروتمند تر از انان کجا می توان سراغ گرفت. گرانبها تر از مسجد و محراب شیخ لطف الله و عزیز الوجود تر از تفسیر المیزان؛ و دوران ساز تراز کیمیای اندیشه و نظر صدرالمتالهین ؟آن سه این غنای بی کرانه را از فقر خویش یافته اند.
فقیر مثل خسی که با سیلاب به سوی دریا می رود. به تعبیر علامه طباطبایی:
من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد
بی وزنی دیگر ، خسی است که با هرزاب به سوی کویر تفته می رود. خشک می شود و غباری رها...
آنانی که خداوند می گوید در قیامت وزنی ندارند.کسانی اند یا کسانی بوده و خواهند بود که گمان می کنند غنی هستند! غنایی در برابر خداوند. فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا/۱۰۵
آنان در روز قیامت وزنی و اعتباری و ارزشی ندارند. از این رو میزانی هم برای سنجش اعمال انان نخواهد بود. به اصطلاح منطقی ها، سالبه به انتفاء موضوع
در صحیح بخاری و مسلم روایتی از پیامبر اسلام در این باره نقل شده است. اندیشه بر انگیز و دقیق، یک تابلو برای فهم آیه ؛« در قیامت مردی بسیار تنومند را می آورند؛ او در برابر خداوند به اندازهٔ بال پشه ای وزن و اعتبار ندارد!» (۱)
ماوردی در تفسیر النکت و العیون، نوشته است؛ بی وزنی آنان ناشی از بی خردی و بلاهتشان است.

**************
پی نوشت:
(۱) صحیح بخاری، حدیث ۴۴۷۳ صحیح مسلم، حدیث ۵۱۲۰
در سنن ترمذی حدیث شماره ۲۳۴۷ از پیامبر اسلام روایت شده است که: اگر دنیا در نظر خداوند به اندازهٔ بال پشه ای ارزش داشت، کافران در حسرت جرعه ای آب می ماندند!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)