نکته های قرآنی-۸۳

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۸۳
آنانی که خداوند برایشان وزنی قائل نیست و در قیامت نه به آنان نگاهی می کند و نه با آنان سخنی می گوید، دو مشخصهٔ دیگر برایشان بیان شده است. سخن از سرانجام آنان است که در جهنم خواهند بود و هم تبیین شیوه و منش آنان در این جهان است، شیوه شان استهزاء باورهای اهل ایمان است!
جهنم یکی از وازه های کلیدی قرآن مجید است که در کنار فردوس-بهشت- مطرح می شود. در همین سورهٔ کهف هم در بحث معاد هر دو واژه مطرح شده اند. معمولا جهنم همراه یا در برابر جنت ذکر می شود و در مواردی مثل سوره کهف در برابر فردوس.
پایان بندی سورهٔ کهف بحث معاد است و چگونگی رویارویی انسان کافر و مومن با چنان آیندهٔ محتومی.
یک نکته قابل تامل در بارهٔ جهنم وجود دارد. ایا جهنم یک مکان مشخص و ثابت است؟ قیامت به لحاظ زمانی و مکانی در پایان تاریخ و در محل معینی اتفاق می افتد؟ واقعیت این است که ما انسان ها در این جهان و در ظرف زندگی خود اسیر و محاط در دایرهٔ زمان و مکان هستیم. از این رو نمی توانیم زمانی دیگر و مکانی دیگر و شرایطی دیگر را به خوبی تصور کنیم و یا در یابیم که آن زمان و مکان و شرایط متفاوت از زمان و مکان و شرایط ما باشد. شاید هم یکی از دلایل کسانی که آیات خداوند و معاد و قیامت را به ریشخند می گیرند، همان فهم عرفی انان از این مقولات در این جهان و عالم مُلک و شهادت است. برای جهنم و جحیم واژهٔ عرض ( کهف/۱۰۰) و برزت ( نازعات/۳۶ و شعراء/۹۱) و جیئ (فجر/۲۳) و برای بهشت واژهٔ ازلفت ( شعراء/۹۰ و ق /۳۱ و تکویر/۱۳) در قرآن به کار گرفته شده است. آیا این واژه ها مشابه هستند ؟ تفاوت آن ها با یکدیگر کدام است؟ گویی جهنم و بهشت مثل یک اتفاق در برابر انسان ها ظهور می کند!
گویی بایستی فهم متعارف از زمان و مکان را تغییر داد و با نگاهی دیگر و فهمی دیگر از بهشت و جهنم سخن گفت.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)