نکته های قرآنی-۸۶

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۸۶
قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا/۱۰۹
بگو: «اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركب شود، پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد، قطعاً دريا پايان مى‌يابد، هر چند نظيرش را به مدد [آن‌] بياوريم.»
این آیه به لحاظ مضمون شباهتی به ایه ۲۷ سورهٔ لقمان دارد: وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّـهِ ۗإِنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و اگر آن چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد، سخنان خدا پايان نپذيرد. قطعاً خداست كه شكست‌ناپذير حكيم است.
کلمات خداوند چیستند که پایان ناپذیرند؟ در آیه ۲۷ لقمان، تابلو بی منتهایی کلمات گسترهٔ بیشتری پیدا کرده است. هفت دریا هم نشانه کثرت است. یعنی بی نهایت دریا! در آیهٔ ۱۰۹ کهف تنها از یک دریا سخن گفته شده بود. آن هم دریایی از مرکب که برای نوشتن کلمات خداوند بسنده نیست.حتی اگر بحر را اسم جنس تلقی کنیم، که شامل همهٔ دریاها می شود. باز وقتی نماد و نشانهٔ کثرت هفت به میان می آید می توان تفاوت دو آیه یا دو وصف را دریافت. به گمانم این تفاوت تشبیه و تصویر در دو آیه به دلیل کلمات ربوبی در آیه ۱۰۹ کهف و کلمات الوهی در آیه ۲۷ سوره لقمان است. کلمات ربی و کلمات الله!
علامهٔ طباطبایی در تفسیر این ایه به نکاتی اشاره کرده اند که فقط در تفسیر المیزان دیده می شود. سخنی نو که حلاوت و طراوتی دیگر دارد.
» اين آيه بيان مستقلى است براى وسعت كلمات خداى تعالى، و اينكه كلمات او نابودى پذير نيست، و به همين جهت بعيد نيست كه تنها نازل شده باشد نه در ضمن آيات قبل و بعدش، ليكن اگر در ضمن آيات ديگرى نازل شده باشد، آن وقت مربوط به تمامى مطالبى است كه در اين سوره مورد بحث قرار گرفته است.»
نکته دیگری که در تفسیر ایشان امده است. همان نکته ای است که به تعبیر ایه الله جوادی املی، المیزان را المیزان کرده است!
پدیده های بیشمار، که اگر تمامی دریاهای این جهان و همه جهان ها جمع شوند، نمی توانند مرکّب بسنده ای برای نوشتن کلمات شوند، معمولا مفسران به همین تعابیر اکتفا کرده اند که کلمات بی منتهایند. علامه طباطبایی توجه به دلالت کلمات بی منتها بر اسم جمال و جلال خداوند کرده اند. این کلمات چگونه می توانند بر آن نام ها حقیقتا دلالت کنند. نه این که دلالت نمی کنند. اما ما چگونه می خواهیم خورشید و ماه را در آینه چشمه ای یا دریایی ببینیم.
آب دریاها اگر بی نهایت بار هم بر هم افزوده شوند. تمام درختان زمین اگر قلم شوند و تمام انسان ها اگر نویسنده، نمی توانند کلمات خداوند را بنویسند و شمارش کنند. یک مثال روشن و زنده! با تمام دریاها و قلم ها و انسان ها آیا می توان سررشتهٔ اعداد را گرفت ونوشت و به سرانجام رسید! این یک بی نهایت قابل تصور است.
به تعبیر حافظ:
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)