نکته های قرآنی-۸۸

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۸۸
درآغاز سورهٔ کهف کلمه به عنوان یک موضوع مطرح شد. آن کلمه با کلمات که در پایان سوره مطرح شده است. به کلی متفاوتند! آن کلمه هیچ اصالت و اعتباری نداشت. تنها صدایی یا صوتی بود بر زبانی و دهانی… قرآن برای واژهٔ کلمه در آیهٔ ۵ کهف، تعبیر بزرگ را به کار برده است! پیداست نوعی طنز و انکار در این تعبیر وجود دارد. كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا
بزرگ سخنى است كه از دهانشان برمى‌آيد. [آنان‌] جز دروغ نمى‌گويند.
در بیان دیگری برای نشان دادن، بی اعتباری چنین سخنانی، قرآن آن سخنان را کلمه ای که تنها بر زبان می گردد و از دهان کسی خارج می شود، تعبیر می کند. (مومنون/۱۰۰)
کلمه ای که ریشه و بنیاد ندارد. آن سخن-کلمه- سخن آنانی بود که در برابر توحید ، باوری شرک الود داشتند و برای خداوند فرزندی-پسری قائل بودند.
چنان که می دانیم، قرآن مجید بر توحید خداوند تمرکز و اصرار دارد ؛ شناخت خداوند را امری بدیهی و فطری می شناساند.
می توان کلمه را به دو گونهٔ کلمهٔ اصیل و حقیقی و نیز کلمه بی بنیاد و کذب تقسیم کرد. آنانی که در برابر خداوند و توحید او سخنی می گویند، کلمه و کلامشان کذب است و آنانی که از خداوند و توحید او سخن می گویند؛ کلمه ٔ خداوند حقّ (یونس/۳۳)
صدق و عدل( انعام/۱۱۵ ) زیبایی (اعراف/۱۳۷) و برترین ( توبة/۴۰) است.
در تصویر و تعبیر دیگری در سورهٔ ابراهیم از دو نوع کلمهٔ طیّبة و کلمهٔ خبیثة سخن گفته شده است.
بدیهی است وقتی کلمه ای رنگ و بوی الهی دارد، ماندگار خواهد بود، قطره ای است که به دریا پیوسته است. هنگامی که کلمه ای بر بنیاد ی پوچ و کذب بنا می شود؛ ریزگردی ست که محو می شود.

در دیوان شعر منسوب به امام حسین علیه السلام، چنین مضمونی وجود دارد. انسانی زیانکار که خانهٔ خود را بر زمینی سست و لغزنده بنا می کند. خانه اش فرو می ریزد.
افی السبخات یا مغبون تبنی
و ما ابقی السباخ علی الاساس (۱)
در سوی دیگر کلمات خداوندند. منتهایی برای شمارش و شناخت این آیات-پدیده ها، نه در وجه مادّی آن و نه در وجه معنوی اش نه در ظاهر و نه در باطن وجود ندارد.
چارلز گیب یکی از الهی دانان و شاعران معاصر، کتابی دارد به نام:
reading light
در این کتاب از زاویه دید و شناخت نور به انسان و جهان و هستی نظر کرده است، در واقع در پرتو چراغ مطالعه ای در درون و از درون، هستی و انسان و خدا را تفسیر کرده است یا دیده است.
سروده است:
There are a million universes
in each beating of your heart. (2)
در هر تپش قلب ما
هزار هزار جهان وجود دارد!
گویی اگر بخواهیم فقط کتاب انسان را بشناسیم و بخوانیم، عمر ما بسنده نیست. چه رسد به کتاب طبیعت و هستی...چه رسد به کتاب کلمات خداوند قرآن مجید.
در تفسیر شعراوی به عنوان نکته ای قرآنی، شیخ متولی شعراوی نوشته است یا گفته است. درختان جهان مدام در حال تکثیر و نشو و نمایند؛ اما مقدار آب از آغاز افرینش ثابت بوده و ثابت مانده است. ایشان باور دارد که برغم تغییر و تبدّل ، آب همچنان ثابت است. مثلا اگر درختی یا جنگلی از آب تغذیه کند و درختان سبز شوند و برکشند و ببالند و جنگل آتش بگیرد، مقدار آب همچنان در خاکستر جنگل باقی می ماند…
در هر صورت سخن بر سر پایان ناپذیر بودن کلمات خداوند است. کلمات خداوند در کتاب تکوین و کلمات خداوند در کتاب انسان…


************
پی نوشت:
(۱) دیوان الامام الحسین، اعداد: عبدالرحیم ماردینی، دمشق دارالمحبة ، ۲۰۰۴ ص ۱۱۳

سبخة، زمینی نمکی و سست است که نه گیاهی در ان می روید و نه امکان ساخت خانه ای بر آن متصور است.
(2) Charles P Gibbs, light reading,p 7
کتاب مشخصات نشر ندارد. در کنفرانس پارلمان ادیان در سالت سیتی به دستم رسید.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)