نکته های قرانی-۹۰

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۹۰
پیامبر اسلام خود به خوبی به این نکته متوجه یا متفظن بود که وجه بشری او و همانندی اش با دیگران در همان وجه، غباری از مبالغه نگیرد و برای او ویژگی هایی فرا-بشری تصور نکنند. مدام به بندگی خویش اشاره می کرد و پرهیز می داد که در باره اش سخنی اغراق آمیز گفته شود.(۱)
همین مضمون در سورهٔ انعام نیز با توجه به وجه بشری پیامبر و وجه تمییز وحی مطرح شده است.:
قُل لَّا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّـهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ﴿٥٠﴾
بگو: «به شما نمى‌گويم گنجينه‌هاى خدا نزد من است؛ و غيب نيز نمى‌دانم؛ و به شما نمى‌گويم كه من فرشته‌ام. جز آنچه را كه به سوى من وحى مى‌شود پيروى نمى‌كنم.» بگو: «آيا نابينا و بينا يكسان است؟ آيا تفكّر نمى‌كنيد.»
در واقع تاکید بر وجه بشری پیامبر همراه است با وجه تفاوت او که همان وحی است.
کسانی که کوشیده اند برای وحی وجهی بشری تبیین کنند و وحی را محصول ذهن پیامبر می دانند. به این تفکیک روشن توجه نداشته اند. اگر وحی از زمرهٔ الهام شاعرانه بود. دلیلی برای این تفکیک وجود نداشت.
البته معنای این سخن این نیست که ما مقولهٔ وحی را از وجه الهی و آسمانی اش فروکاهیم و آن را محصول خود پیامبر تلقی کنیم. این فروکاستن به نحوه های متفاوت و مختلف و با ادبیات متفاوتی در تاریخ اسلام و تاریخ قرآن مطرح شده است.
قران مجید خود به روشنی سخنان مخالفان پیامبر و کسانی که به وحی به عنوان امری الهی و به قران به عنوان کلام خداوند باور نداشتند، اشاره کرده است. مناسب است مروری بر آن اقوال داشته باشیم. مخالفان پیامبر اسلام، مشرکان و کافران هشت گونه داوری و تعبیر مختلف در بارهٔ پیامبر و قران مطرح کرده اند. هر هشت داوری و تعبیر در قرآن مجید ذکر شده است.
یکم:
قرآن جادوست و پیامبر اسلام هم جادوگر. این دو مضمون به تفکیک در قرآن مجید بیان شده است.
الف: سحر مبین ، آیات قرآنی جادویی اشکار است. ( هود/۷)
ب: سحر یوثر، (مدثر/۲۴) قران جادویی است که دیگر جادوگران به پیامبر اموخته اند.
ج: سحر مستمر (قمر/۲) قران جادویی بر دوام است! به عنوان مثال عصایی نیست همچون عصای موسی که دمی اژدها شود و باز به صورت اولیه خویش بازگردد، بلکه این جادو بر دوام است. جادویی زنده و جاری/
دوم:
الف: پیامبر ساحر است. خود جادوگر است.(یونس/۲) مضمون آیه دوم سوره یونس شباهتی با آیه ۱۱۰ کهف دارد. به وجه بشری پیامبر تاکید می کند. و او را فردی از جنس خود همان مردم، رجل منهم، معرفی می کند..
ب: پیامبر مسَّحر است. یعنی جادو شده است. گویی دیگرانی هستند که پیامبر را جادو کرده اند. (شعراء/۱۵۳ و ۱۸۵)
دوم: قرآن، خواب های پریشان پیامبر است. ( انبیا/۵)
سوم: قرآن افترا و دروغ است و پیامبر هم مفتری و کذاب ( انبیا/۵)
چهارم: پیامبر شاعر است و قران شعر ( انبیاء/۵ و طور/۳)
پنجم: دیگران پیامبر را در نوشتن و یا فراهم آوردن قران یاری کرده اند. ( فرقان/۴)
ششم: قران افسانه های پیشینیان است و پیامبر افسانه سرا (انفال/۳۱ و نحل/۲۴ و فرقان/۵ و قلم/۱۵ و مطففین/۱۳)
هفتم: پیامبر مجنون است. و قران نشانی از جنون او (حجر/۶ و شعراء/۲۷ و قلم/۵۱ و تکویر/۲۲)
هشتم: کاهن، پیامبر کاهن است. کاهن با جادوگر تفاوت هایی دارد.(طور/۲۹ و حاقه/۴۲)
کدام کتاب را می شناسید که داوری های هشتگانه مخالفان خود را به تفکیک و با دقت بیان کرده باشد!
ریشه و پیوند تمامی این داوری های هشت گانه، این بود که آنان نمی توانستند و یا نمی خواستند بپذیرند که قرآن سرچشمه و سر منشائی الهی و آسمانی دارد. پیامبر همانند آنان بشری این جهانی و محدود و مقید در قیود زمان و مکان و شرایط و ظرفیت انسانی و بشری خویش است. این کتاب آوای دیگری و از جای دیگری است.
تمامی این هشت داوری و تعبیر را می توان از زمان پیامبر اسلام تا روزگار ما، در گذار سده ها پیگیری کرد و نشانه هایی از این داوری ها را که در هر زمانی به نحوی بروز پیدا کرده است به روشنی دید. به عنوان نمونه مستشرقانی که با پیشینهٔ دگم های مسیحی و یا کلیسایی در باره قران و پیامبر اسلام کتاب نوشته اند، به وجه جادویی و کهانت و کذب و افترا و اقتباس از کتب مقدس پیشین به ویزه تورات بیشتر استناد کرده اند.
متکلمان یهودی از قرن هفتم هجری به این سو بر دیوانه بودن پیامبر اسلام تاکید کرده اند و از واژهٔ مشوگا מְשׁוּגָע که در عهد قدیم برای کسانی که به دروغ خود را پیامبر می دانسته اند، استفاده می کردند.
دائرةالمعارف کاتولیک در ذیل محمد و محمدیانیسم، به برخی از اقوال کلیسا در بارهٔ پیامبر اسلام اشاره کرده است. به عنوان نمونه مارتین لوتر پیامبر اسلام را به عنوان یک روح اهریمنی و نخستین فرزند شیطان معرفی کرده است.(۲)
*********
پی نوشت:
(۱) بحارالانوار، ج ۲۵ ص ۲۶۵
(۲) Catholic Encyclopedia (1913), Volume 10
Mohammed and Mohammedanism
by Gabriel Oussani
https://en.wikisource.org/wiki/Catholic_Encyclopedia_(1913)/Mohammed_and_Mohammedanism

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)