نکته های قرآنی-۹۲

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-٩٢
در قرآن مجید هم مقوله وحی به صورت های مختلف بیان شده است. بدون توجه و تفکیک صورت بندی قرآن در این باره، نمی توان معنای روشنی از وحی دریافت. صورت بندی قرآن در بارهٔ وحی به پیامبران که آن را وحی رسالی ، تشریعی و یا حتی نبوی می توان خواند در آیات شماره ۵۱تا۵۳ سوره شوری مطرح شده است.
نحوه های مختلف وحی:
یکم:
الف: وحی به پیامبر اسلام (آل عمران/۴۴ و هود/۴۹ و یوسف/۱۰۲ و نساء ۱۶۳ و انعام/۱۹)
ب: وحی به موسی: ( اعراف/۱۱۷ و ۱۶۰ و یونس /۸۷ و شعراء/۵۲ و۶۳)
ج: وحی به نوح: (نساء/۶۳ )
دوم: وحی به حواریون مسیح (مائده/۱۱۱)
سوم: وحی به مادر موسی (قصص/۷)
چهارم: وحی به فرشتگان ( انفال/۱۲)
پنجم: وحی به آسمان (فصلت/۱۲)
ششم: وحی به زمین (زلزلة/۵)
هفتم: وحی به زنبور عسل (نحل/۶۸)
هشتم: وحی زکریا به پیروانش.(مریم/۱۱)
افزون بر این موارد هشتگانه، از واژه وحی برای وحی شیاطین انس و جنّ نیز استفاده شده است. برخی از آنان به برخی دیگر وحی می کنند.(انعام/۱۱۲)
از میان این وجوه نه گانه وحی، قرآن مجید تنها وحی به پیامبران را-وحی رسالی- به سه صورت تبیین کرده است. موارد دیگر به همان شکل کلی مطرح شده است. از این رو وحی به اسمان و زمین و زنبور عسل به عنوان وحی تکوینی، تلقی شده است. وحی به مادر موسی و حواریون را می توان همان الهام الهی تلقی کرد
. وحی از زبان زکریا، در واقع بیان اشاره اوست .وحی شیاطین در واقع همان وسوسه انگیزی آنان است.
صورت بندی سه گانه وحی رسالی در سوره شوری به این شکل مطرح شده است. به این نکته توجه کنید که سوره شوری ( سوره ۶۲ بر حسب ترتیب تنزیل) نیز سوره ای مکی است و پیش از سوره کهف ( سوره ۶۹ بر حسب ترتیب تنزیل) نازل شده است. در سوره شوری نیز آیات ابتدا و انتهای سوره در بارهٔ وحی و قرآن مجید است.

وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيم (شوری/۵۱)
و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز [از راه‌] وحى يا از فراسوى حجابى، يا فرستاده‌اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد. آرى، اوست بلندمرتبه سنجيده‌كار.
در این آیه همان مرزبندی ایه ۱۱۰ سوره کهف وجود دارد. بشر با هویت بشری خویش نمی تواند به آستان وحی رسالی راه پیدا کند و خداوند با او یا او با خداوند سخن بگوید و دریافت کننده وحی رسالی باشد. به تعبیر قشیری انسان ها از وجه بشری و صورت و جنس بشری خویش با یکدیگر همانندند. تخصیص از سوی خداوند انجام می شود و فردی به عنوان پیامبر انتخاب می شود. نکته دیگر، در این آیه وحی و صورت های مختلف آن در ذیل کلام خداوند تقسیم بندی شده اند.
کلام خداوند به سه صورت به پیامبر می رسد؛ یکم: کلام را مستقیما می شنود. دوم: کلام را از وراء حجاب می شنود. وراء در این آیه به معنای جهت جغرافیایی نیست. چنان که خداوند از وراء انسان بر او احاطه دارد. (بروج/۲۰)
سوم: فرستاده ای از سوی خداوند پیام را برای رسول می آورد.
وحی رسالی را می توان از سه جهت بررسی کرد.
یکم: هستی شناسی وحی
دوم: معرفت شناسی وحی
سوم: پدیدار شناسی وحی

عدم تفکیک آن صورت بندی نه گانه واژه وحی در قرآن و نیز عدم توجه به صورت بندی سه گانه کلام خداوند در سوره شوری و نیز عدم تمییز وجوه شناخت سه گانه وحی می تواند موجب ابهام و یا برداشت ها و تفسیر به رای بدون اتکاء به متن و نص باشد.
وحي یک اشارهٔ شتاب ناک است. مثل برق نگاهی که با پیامی می درخشد. انگشتان دستی و یا لبی که با حرکت خود پیامی را می فرستد. قاضی فاضل از شاعران دوران ایوّبی سروده است:
نظرت الیها نظرة فتحیّرت
دقائق فکری فی بدیع صفاتها
فاوحی الیها القلب انّی احبها
فاثّر ذاک الوحی فی وجناتها
گفتگوی نگاه و دل، نشانه های وحی اند. شاعر از زیبایی و لطافت محبوبه خود به وجد آمده است. تاثیر و نشان پیام مهر خود را در جهره محبوبش می بیند!
وحی به عنوان و مفهوم اشاره در سورهٔ مریم/۱۱ آمده است :
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَىٰ إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
پس، از نمازگاه به ميان قوم خويش بيرون آمد، و به آنان اشارت كرد كه بامداد و شبانگاه [خداى را] به پاكى ياد كنيد.( ترجمه مجتبوی)
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد!
این درخشش برق همان وحی است! پیامی روشن و بی کلام. وحی به معنای اشارت...
ابن عربی نوشته است، کودکی که به دنیا می آید و پستان مادر را به دهان می گیرد، این شوق نوشیدن شیر و شیوه نوشیدن به او وحی شده است.
وحی به معنای نوشته نیز در آثار برجای مانده از ادبیات پیش از اسلام دیده می شود. لسان العرب و نیز دائرة المعارف قرآن به بیتی از لبید بن ربیعه اشاره کرده اند، که از جمله معلقات هفتگانه ثبت شده است. شرح دقیق این معلقه را می توانید در شرح زوزنی ببینید.(۱)
فمدافع الریّان عرّی رسمها
خلقا کما ضمن الوُحیَّ سلام ها
وُحیّ در این بیت جمع وَحْی و به معنای نوشته است. لسان العرب وحی را همان اشاره و کنایه و پیام و الهام و سخن نهانی و هر چه به دیگری القا شود، معنا کرده است.
ابن عربي در فتوحات هر دو جه اشاری بودن وحی و نیز شتابنده بودن وحی را تبیین کرده است. و تفاوت اشارت با عبارت را به خوبی توضیح داده است(۲)

***********
پی نوشت:
(۱) شرح المعلقات السبع، زوزنی،ص ۲۳۹
(۲) ابن عربی، فتوحات المکیة، ص ۱۰۶۳ـ مکتبة وراق
الوحي : ما تقع به الأشارة القائمة مقام العبارة من غير عبارة فان العبارة تجوز منها إلى المعنى المقصود بها ولهذا سميت عبارة بخلاف الأشارة التي هي الوحي فانها ذات المشار إليه


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)