نکته های قرآنی-۹۷

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۹۷

برای شناخت وحی به گمانم می بایست نخست بر شیوهٔ تبیین وحی از نگاه قرآن مجید تکیه کرد. قرآن خود وحی را چگونه تبیین می کند ؟ تحمیل نظر خویش و یا وام گرفتن از واژگانی دیگر با بار معنای متفاوت، تنها بر ابهام و گم گشتگی می افزاید. مولوی در همین باره سخنی بسیار دقیق و راه گشا دارد:
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس
وز کسی کاتش زده ست اندر هوس
پیش قرآن گشت قرآنی و پست
تا که عین روح او قرآن شدست
(مثنوی، دفتر پنجم/بیت۳۱۲۹ -۳۱۲۸)
از این رو مولوی کسانی را که به تاویل قرآن می پردازند و به جای شنیدن سخن قرآن از قرآن، سخن خود را از زبان قرآن بیان می کنند. به دو شکل تفسیر کرده است. یکم: انان به جای تاویل قرآن به تبدیل قرآن پرداخته اند. سخن دیگری را به قرآن نسبت داده اند. هست تبدیل و نه تاویل است آن! ( مثنوی، دفتر پنجم/ بیت:۳۱۲۶)
دوم: آنان در حقیقت مبنای تاویلشان، هوایشان است!
کرده ای تاویل حرف بکر را
خویش را تاویل کن نه ذکر را
بر هوا تاویل قرآن می کنی
پست و کژ شد از تو معنیِّ سنی
(مثنوی، دفتر یکم/ بیت ۱۰۸۰-۱۰۸۱)
سخن مثنوی و مولوی متکی بر سخن پیامبر اسلام و امام علی علیهم السلام است. آنان بر تصدیق و تفسیر آیات قران نسبت به یکدیگر تاکید کرده اند. افزون بر آن امام علی تعبیر استنطاق قران را نیز مطرح کرده است. به سخن آوردن قرآن. به سخن اوردن قران متفاوت از شیوه ای است که ما سخن خود را بر قرآن تحمیل کنیم و یا اندیشهٔ خویش را بر قرآن تطبیق

شاید هم از این رو مولوی این تعبیر را به کار برده است که:
عقل قربان کن به پیش مصطفی!
حسبی الله گو که اللهم کفی
همچو کنعان سر زکشتی وا مکش
که غرورش داد نفس زیرکش
( مثنوی، دفتر چهارم/ بیت۱۴۰۸-۱۴۰۹)
کنعان همان پسر نوح است که گمان می کرد می تواند به صخره و قله کوه پناه ببرد. موج او را دربرگرفت و با خود برد. صخره نماد تکیه بر خویش و عقل و رای خویش است. همان که حافظ گفت:
فکر خود و رای خود در مذهب رندی نیست
کفر است در این مذهب خود بینی و خود رایی
از این رو مولوی، پیامبر اسلام را دریافت کننده وحی می داند و نه /افرینندهٔ وحی. در فیه ما فیه، با نقل این بیت:
گرچه قرآن از لب پیغمبر است
هرکه گوید حق نگفته کافر است
گفته است:
در راه ها کاروانسراها ساخته اند بر سر حوض ها مرد سنگین یا مرغ سنگین که از دهان ایشان آب می آید و در حوض می رود، همهٔ عاقلان می دانند که آن آب از دهان مرغ سنگین نمی آید، از جای دیگری می آید.(۱)
در آیات ۱۵ و ۱۶ سورهٔ یونس به روشنی بر نقش و وظیفه پیامبر اسلام و نسبت او با مقولهٔ وحی تصریح شده است. او نمی تواند از پیش خویش سخن بگوید. نمی تواند ایات قرآن را دگرگون کند. او خود تابع وحی است و نه وحی تابع او.
« وچون آيات روشن ما بر آنان خوانده شود، آنانكه به ديدار ما اميد ندارند مى‌گويند: «قرآن ديگرى جز اين بياور، يا آن را عوض كن.» بگو: «مرا نرسد كه آن را از پيش خود عوض كنم. جز آنچه را كه به من وحى مى‌شود پيروى نمى‌كنم. اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم.»
در واقع نسبت پیامبر با وحی نسبت تابع و متبوع است و نه برعکس. چنان که می دانیم و بعدا در این باره خواهم نوشت. پیامبر در دوران مکی برای این که وحی با سخنان ایشان آمیخته نشود. مسلمانان را از حفظ و یا کتابت سخنانشان پرهیز می دادند. تا تمام توجه و تاکید مسلمانان بر کتابت و حفظ و قرآن باشد. چنان که می دانیم، قرآن خواندن خط مشی مسلمانان بود. در نماز هم آیات قرآن مجید را می خواندند.
هانس کونک، فلیسوف الهی دان آلمانی، سه جلد کتاب در فرصت سه دهه در بارهٔ یهودیت، مسیحیت و اسلام نوشته است. او به مقایسهٔ کلی هر سه دین ابراهیمی پرداخته است. معتقد است:« در آئین یهود، قوم یهود محور هستند. در مطالعه عهد عتیق شاهدیم که گویی محور روایت، زندگی قوم بنی اسرائیل و سرزمین آنان است. در مسیحیت یک شخص محور و مرکزیت دین است، شخصیت مسیح
به عنوان مسیحا و پسر انسان و در اسلام، کتاب یعنی قرآن مرکزیت دارد.» (۲)
اگر پیامبر اسلام پدید آورندهٔ کتاب بود، از دید مسلمانان البته، پیامبر مرکزیت پیدا می کرد. چنان که مسیحیانی که پیامبر ما را پیامبر الهی تلقی نمی کردند، به مسلمانان محمدیان می گقتند. هانس کونک به همین موضوع به عنوان اشتباه مسیحیان در شناخت اسلام اشاره کرده است. (۳)
به عنوان نمونه در سخنرانی های ویلیام جیمز در گیفورد در تمامی مواردی که به مسلمانان اشاره می کند، از همین واژهٔ محمدیان- محمدیانیسم- استفاده کرده است.(۴)
***********************
پی نوشت:
(۱) فیه ما فیه، انتشارات سنائی، تهران ۱۳۷۸ ص ۲۶۴
(2) Hans Küng, Islam past, present&future, Oxford, Oneword,2007, p57
(3) ibid, p.59
(4)
http://www.hudevbooks.com/library/william_james_var.pdf
p. 106 , 121 , 126, 215, 219 , 222 , 229 , 263 , 314 , 316

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)