نکته های قرانی-۱۰۱

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۱۰۱
ج: عَفَا اللَّـهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ توبة/۴۳
خدايت ببخشايد، چرا پيش از آنكه [حال‌] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى؟
ظاهر آیه بر سهو پیامبر دلالت می کند. عتابی لطیف! همین که ایه با عفا الله آغاز شده است پیداست که سخن بر سر لطفی ست عتاب آلود. این آیه معرکهٔ آراء مفسران قران مجید است.

مجاهد بن جبر المخزومی، (د.۱۰۴ق) که تفسیرش از زمرهٔ قدیمی ترین تفاسیر قرآن مجید است. خطاب و عتاب را متوجه پیامبر می داند. توضیح ایشان این است که: أَنه قال ناس: استأْذِنوا الرسول، فإِن أَذن لكم فاقعدوا، وإِن لم يأْذن لكم فانفروا
گروهی از مردم-منافقان- گفته بودند، از پیامبر کسب اجازه کنید. اگر اجازه باقی ماندن در مدینه را داد، باقی می مانید اگر هم اجازه نداد، فرار کنید! در واقع بنایشان بر همراهی با پیامبر نبوده است طبری در تفسیر جامع البیان، توضیح روشنگری در ابن باره نوشته است. اونیز باور دارد که عتاب خداوند متوجه پیامبر است. هنگام آمادگی و عزم سفر برای رویارویی با رومیان در جنگ تبوک، پیامبر اسلام به منافقان اجازه داد که در مدینه بمانند و همراه مجاهدان به تبوک نروند. خداوند این اجازه یا تصمیم پیامبر را نقد کرده است که چرا چنین اجازه ای دادی! اگر اجازه نمی دادی برای تو آشکار می شد که راست گویان و دروغ گویان چه کسانی هستند. کنایه از این که اگر پیامبر اجازه ماندن در مدینه به منافقان نمی داد، آن ها از همراهی با پیامبر خودداری می کردند و دروغشان که امادهٔ حهاد
در رکاب پیامبرند، اشکار می شد. در واقع بنایشان بر همراهی با پیامبر نبوده است.
طبرانی( د.۳۶۰ ق) در تفسیر الکبیر واژهٔ ذنب -گناه- را برای پیامبر به کار برده است.« ای عفاالله عنک ذنوبک »

چنان که رسم معمول مفسران پس از طبری است، بسیاری از مفسران سخن و نوشته طبری را بدون اشاره به ماخذ
در تفاسیر خود آورده اند. مانند سمرقندی (د. ۳۷۵ق) در تفسیر بحرالعلوم . قشیری (د.۴۶۵ق) در لطائف الاشارات توجیه دیگری در این باره دارد. امکان لغزش-زلّت- برای پیامبران را در صورتی که در دو قلمرو « تبلیغ امر دین» و نیز« تعیین امر شریعت»
نباشد، مجاز و یا ممکن تلقی کرده است. در مورد پیامبر اسلام هم، این آیه را نشانهٔ ترک اولی می داند. و سیاق و سبک آیه را نیز روایتی از شیوه سخن گفتن محبوب با محبوب
زمخشری در تفسیر کشّاف با واژگان و عباراتی تامل انگیز و دور از انتظاردر این باره سخن گفته است.
می توان گفت تقریبا عموم مفسران، عتاب به پیامبر و امکان سهو و یا خطا و یا ترک اولی از سوی پیامبر را متناسب با آیه تفسیر کرده اند. چنان که شیخ طوسی (د.۴۶۰ ق) در تبیان و طبرسی (د.۵۴۸ ق) در مجمع البیان از ترک اولی توسط پیامبر سخن گفته اند. امری که بهتر بود انجام نمی شد.
البته علامه طباطبایی در بحث مستوفایی در المیزان، نه تنها عتاب را متوجه پیامبر ندانسته اند؛ بلکه به گونه ای روش پیامبر را با توجه به در سیاق آیات موجه دانسته اند و تایید کرده اند، کاوش در نظر ایشان را بایست در جای خود انجام داد.
براساس نظریه علامه طباطبایی پیامبر به هیچوجه مرتکب، سهو و یا نسیان و حتی ترک اولی نمی شود. خطا و گناه که دیگر امر دیگری است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)