نکته های قرآنی-۱۰۳

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف-۱۰۳

دوم: شیخ صدوق
شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه، احادیث مربوط به سهو النبی را نقل کرده است. افزون بر آن از متن و پیام احادیث مورد نظربا صراحت تمام دفاع کرده است. ایشان مخالفان سهوالنبی را افرادی اهل غلوّ معرفی کرده است.
شیخ صدوق روایتی را به نقل از حسن محبوب به نقل از سعید اعرج روایت کرده است: شنیدم امام صادق علیه السلام گفته اند: « خداوند پیامبر اسلام را در خواب فرو برد تا این که آفتاب دمید. پیامبر از خواب که برخاست دو رکعت نماز پیش از فجر و نماز صبح را به جای آورد. خداوند پیامبر را در نماز دچار سهو کرد و ایشان در رکعت دوم سلام دادند. ذوالشمالین گفته است این امر در واقع نشانهٔ رحمت خداوند بود، تا اگر مومنی در خواب ماند و یا دچار سهو شد، خویش را ملامت نکند، با خود بگوید پیامبر هم با این مساله روبرو شده است.» (۱).
شیخ صدوق در این باره نظریه خود را به صراحت و وضوح نوشته است: «غالیان و مفوّضه-که لعنت خداوند نثارشان باد!- سهو النبی را انکار می کنند. می گویند اگر پیامبر در نماز دچار سهو شود در امر تبلیغ دین نیز دچار سهو خواهد شد.».
دچار سهو خواهد شد.».
الف: شیخ صدوق این سخن و یا استدلال را مردود شمرده است.« نماز عبادت مشترک است. یعنی همه مسلمانان در خواندن نماز همانند پیامبرند، اما امر تبلیغ دین به شکل ویژه بر عهدهٔ پیامبر بوده است. در واقع دو موضوع را بایست به دقت از یکدگر تفکیک کرد. بیان شریعت احکام، مثلا وضعیت نماز، که یک امر تشریعی است و توسط پیامبر با توجه به آیات قرآن مجید تشریع شده است؛ در آن سهو راهی ندارد. امر تشریع نماز خاص پیامبر بوده است. اما نماز خواندن ، امری مشترک بین پیامبر و همه مسلمانان است. به خواب رفتن و یا در خواب ماندن به هنگام نماز امری بشری است، تنها خداوند است که خواب و سهو در باره اش صدق نمی کند.»
ب: استدلال دیگر شیخ صدوق، تفکیک بین اسهاء و سهو است. ایشان اسهاء را از سوی خداوند می دانند که خواست وجه بشری پیامبر را نشان دهد؛ نه اینکه شیطان بر پیامبر مسلط شد و ایشان را دچار سهو و نسیان و خواب کرد..
نکته قابل توجه در نظریه شیخ صدوق تفکیک« اسهاء» به فراموشی و یا به سهو افکندن و« سهو» دچار فراموشی شدن، « نوم»-خوابیدن و« انامه» به خواب افکندن است.
ج: شیخ صىوق به نقد برخی از کسانی که در مورد ذوالیدین- یکی از راویان حدیث سهو النبی- تشکیک کرده اند ، پاسخ داده است؛ ابومحمد عمیر بن عبد عمرو، معروف به ذی الیدین، که موافق و مخالف از او روایت کرده اند. به ویژه از ایشان اخباری در باره جنگ صفین نقل شده است.
د: شیخ صدوق از استاد و شیخ خود،محمد بن الحسن بن احمد الولید، روایت می کند که ایشان گفته است: نخستین مرحله ای که در غلّو اتفاق می افتد، انکار سهو النبی است. چنان چه مجاز باشد که اخبار در این باره-سهوالنبی- مردود شمرده شود؛ بایستی تمام دین و شریعت را مردود شمرد.
ه: شیخ صدوق نوشته است، من از خداوند متعال انتظار پاداش دارم، تا کتابی در این باره به نحو مشخص و مختص بنویسم، ونظر منکران سهوالنبی را رد کند
سوم: شیخ مفید
شیخ مفید در رساله ای که در بارهٔ سهو النبی نوشته است. بدون ذکر نام و اشاره به کسی که چنین سخنی گفته است، یا رجل مذکور، که البته نام رجل را نمی بردو به نقد و رد نظر شیخ صدوق پرداخته است. ایشان نخست حدیث سهو النبی را از کافی نقل کرده اند؛ منتها در آغاز بحث این حدیث را به ناصبه- مخالفان خاندان اهل بیت- و پیروان شیعهٔ آن ها نسبت داده اند. البته به این نکته هم اشاره نکرده اند که چکونه کلینی در کافی این حدیث را با چنان مشخصاتی نقل کرده است. سپس در نُه فصل به نقد حدیث و دلایل شیخ صدوق پرداخته اند. بدیهی است که جای این بحث و کاوش تمامی جزئیات و ابعاد آن، نیاز به یک رسالهٔ مستقل و مفصل دارد. تنها از همین باب که در آیه ۱۱۰ کهف به وجه بشری پیامبر تاکید شده بود؛ به این بحث می پردازم. برخی از مهمترین اشکال های شیخ مفید :.
الف : شیخ مفید پس از نسبت دادن حدیث به ناصبی ها و مقلدین شیعهٔ آنان، در نخستین فصل با دقت در متن روایت و تفاوت هایی که در متن وجود دارد، مثل این که نماز ظهر بود یا نماز عشاء، این اختلاف در وقت نماز را نشانهٔ ضعف حدیث تلقی کرده است. البته شیخ مفید اشاره ای به منابع حدیثی اهل سنت که نماز را بدون مشخص کردن وقت خاصی روایت کرده اند، نکرده است. (۲)
ب: امر دیگری که بر بطلان حدیث دلالت می کند، اختلاف نظر در شیوه جبران نمازی است که ادعا می شود، در آن نماز سهو اتفاق افتاده است. پامبر بر نماز باقی ماند و بنا را بر آن گذاشت که نماز صحیح بوده است و یا این که نماز را مجددا برگزار کرد. اهل عراق می گویند که نماز را تجدید کرد، به خاطر این که در حین نماز سخن گفته بود و سخن در نماز موجب اعادهٔ نماز می شود. اهل حجاز باور دارند که پیامبر بنا را بر صحت نماز گذاشت و دو سجدهٔ سهو به جای آورد.
این اختلافی که اشاره شد بهترین دلیل بر بطلان حدیث است. و روشن ترین برهان که حدیث برساخته است.:
ج:
شیخ مفید، میگوید اگر بپذیریم که پیامبر در نماز دچار سهو شده است، ممکن است در روزه و زکات و…هم دچار سهو شود. در مثال هایی که شیخ مفید برای سهو بر شمرده است، از هر گونه مثالی که به قلم اوردنش هم شایسته نیست خودداری نکرده است. پیداست ایشان برای تخطئه شیخ صدوق این چنین مهار قلم را رها کرده است. آیه الله حیدری از مراجع عراقی مقیم قم، در وصف وضعیت شیخ مفید، گفته است باید دید ایشان در چه حالت نفسانی بوده است که با این لحن سخن گفته است. (۳)

د:
شیخ مفید استدلال شیخ صدوق در بارهٔ تفاوت بین اسهاء و سهو را نشانهٔ سستی عقل و استدلال شیخ صدوق می داند. البته تعابیر تند تری هم به کار برده است. پیداست ایشان علاوه بر رد نظریه به تخطئه شخصیت صاحب نظر هم پرداخته است.
ه: شیخ مفید ذوالیدین را هم به عنوان فردی ناشناخته و مجعول نام می برد. (۴)

شیخ مفید نظریه روشن و صریحی در باره عصمت پیامبر دارند. بنا بر تعریف و یا باور ایشان، پیامبر در تمام عمر خویش، از اغاز تا پایان در مرتبهٔ عصمت هستند، غبار هیچ سهو و نسیان و گناه کبیره و صغیره ای به عمد یا به سهو بر دامن عصمت ایشان نمی نشیند. (۵)
این نظریه در بارهٔ عصمت پیامبر توسط فقیهان شیعه در سده های بعد از شیخ مفید با عبارات متفاوت تکرار شده است. بر اساس این نظریه، در یک کلام پیامبر دیگر بشری همانند ما نیست؛ و یا اینکه آیهٔ ۱۱۰ سوره کهف فقط اشاره به وجه طبیعی و یا جسمی و غرایز پیامبر است که بشری است.


**********
پی نوشت:
۱) شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه،باب احکام السهو فی الصلوة، حدیث ۱۰۳۱ ج ۱، ص ۳۵۸
(۲) در صحیح بخاری و مسلم، سنن نسائی و ابن ماجه و ابی داود، اشاره به وقت معینی از نماز نشده است.:
(۳) سید کمال حیدری و نظریه سهو النبی:
https://www.youtube.com/watch?v=OAa3SuCoLIg
(۴) شیخ مفید، رسالة عدم السهو النبی(ص
http://shiaweb.org/shia/almufid/al-nabi.html
(۵) شیخ مفید، النکت الاعتقادیة ص ۳۷


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)