نکته های قرآنی-۱۰۵

میناگری های زبانی و ساختاری سورهٔ کهف- ۱۰۵


مبحث سهوالنبی از بعد شناخت چکونگی سیر تطور اندیشه کلامی شیعه اهمیت بسیاری دارد. پس از شیخ طوسی، نظریه شیخ صدوق در محاق قرار می گیرد. گرچه سید مرتضی (د.۴۳۶ ق) که او نیز از شاگردان برجسته شیخ مفید محسوب می شود، نظر شیخ مفید و شیخ طوسی را نپذیرفته است و تفسیر قابل توجهی در بارهٔ سهو النبی در کتاب تنزیه الانبیاء دارد. ایشان نسیان و یا سهو را در اموری که:
یکم :خداوند به پیامبر ماموریت می دهد-مثل وحی-
دوم: و یا در تبیین شریعت
سوم: و یا اموری که موجب تنفیر نسبت به پیامبر می شود، منتفی می داند. اما در اموری خارج از این موارد سه گانه، برای سهو و یا نسیان منعی قائل نیست. (۱)
سيدمرتضی در رساله ناصریات ، در بحث پیرامون سهو در نماز و به جای آوردن دو سجده سهو، روایتی را نقل کرده است که پیامبر اسلام دو سجده سهو به جای آوردند. در این مورد سید مرتضی هیچگونه نقد یا توضیحی بر روایت نیاورده اند.(۲)
امین الاسلام طبرسی (د. ۵۴۸ ق) در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیهٔ شمارهٔ ۶۹ سوره انعام، از نظریه یا باور به سهو النبی دفاع کرده است. ایشان کسانی را که گمان می کنند شیعه امامیه به سهو النبی باور ندارند، نقد می کند و گمان آنان را به مصداق آیهٔ مبارکهٔ : ان بعض الظن اثم ، همانند نظریه جبائی در باره عدم باور شیعه امامیه به سهو النبی را رد می کند. می توان گفت که نظریه طبرسی با همان عبارت بندی سید مرتضی تنظیم شده است. به عبارت دیگر برغم شدت و قاطعیتی که در نظریه شیخ مفید و شیخ طوسی در این باره دیده می شود، پیداست دست کم تا صد سال پس از آنان،هنوز کسانی از قبیل طبرسی به سهو النبی باور داشته اند.

تقریبا تمامی فقیهان و متکلمان پس از شیخ طوسی ، از قرن ششم به بعد، همین نظریه عدم امکان هر گونه

سهو و نسیان و اشتباه از نبی را مطرح کرده اند؛ خواجه نصیرالدین طوسی در این امر نقشی بارز ایفا کرده است. افزون بر ان همین باور را به امامان دوازده گانه نیز تسرّی داده اند. جای این بحث در نکته های قرآنی نیست. تنها از این زاویه که ببینیم چکونه یک اندیشه یا نظر متولد می شود و بعدا به عنوان یک اصل اعتقادی تلقی می شود تا جایی که برخی عدم سهو النبی را به عنوان ضروری دین مطرح کرده اند.:
در روزگار ما تنها یک استثنا مهم و شاخص وجود دارد؛ که بر خلاف روال، و مشی و اندیشه فقیهان و متکلمان شیعه، نظریه خود را به صراحت مطرح کرد. مرحوم علامه شوشتری فقیه و رجالی نام آور رساله ای در باب سهو النبی نوشته اند، این رساله در انتهای جلد دوازدهم قاموس الرجال عینا به شکل دستنوشته ای، البته تا حدّی دشوار خوان درج شده است. از آنجا که این رساله برخلاف شیوه معتاد و معمول در بارهٔ سهو النبی و در حقیقت نقدی بر شیخ مفید و دفاع از شیخ صدوق بود، از چشم ها پنهان و از انظار غایب مانده است.به عنوان نمونه آیه الله جوادی آملی در جلد سوم تفسیر موضوعی خویش که به سهو النبی به تفصیل پرداخته است و از نظریه شیخ مفید به عنوان نظریهٔ زیبا یاد کرده و از آن نظریه با قطعیت دفاع کرده اند، هیچگونه اشاره ا ی به مقاله و نظریه علامه شوشتری نکرده اند. (۳)علامه شوشتری بر ماجرای غلّو تاکید کرده اند و از همین زاویه که چگونه امر غلّو در باره پیامبر و بعد امامان شیعه نظریه پردازی شده و نهایتا تبدیل به ضروری دین شده است، توجه کرده اند. آیه الله جوادی آملی از این زاویه نگاه نکرده اند. بلکه بر همان غلوّ مورد نقد و ردّ شیخ صدوق و شوشتری مُهر تایید تازه ای زده اند. به عنوان شاهد سخن بیتی از قصیدهٔ شماره ۵۶ حدیقة الحقیقه سنائی را نقل کرده اند که در باره پیامبر اسلام سروده است

باد را گفتم: سلیمان را چرا خدمت کنی
گفت: از آن کش نام احمد نقش بر خاتم بود
البته شعر زیباست! منتها در بحار الانوار نقش خاتم سلیمان چیز دیگری روایت شده است. بر خاتم سلیمان نقش شده بود: سبحان من الجم الجن بکلماته ، منزّه است خداوندی که با کلمات خویش جنّ را در سیطره در آورد.. (بحار ۶۳/۷۰
افزون بر آن در همان قصیده سنائی از وحدت وجودی و یکتایی ابوبکر صدیق با پیامبر سخن گفته است:
گفت: ای بوبکر با احمد چرا یکتا شدی
گفت:هر حرفی که ضعفی یافت آن مُدْغَم بود
پیداست هر دو تعبیر مبالغه شعری است. ، در این قصیده و دیگر قصاید سنائی از این نحوهٔ صنعت مبالغه و علّو که اعتبار استدلالی ندارد، بسیار دیده می شود.
(۴) آقا بزرگ تهرانی در الذریعة از رساله علامه شوشتري به عنوان: « رسالة فی سهو النبی و الانتصار للشیخ الصدوق» نام برده است.
در حالی که در نسخه دستنوشتهٔ علامه شوشتری عنوان: « رسالة فی السهو النبی (ص) » ذکر شده است. ایشان این رساله را در سال ۱۳۴۹ هجری قمری نوشته اند.
شیوه بحث علامه محمد تقی شوشتری بر فقیهان و متکلمان پیشین از جمله شیخ مفید و شیخ طوسی رجحان آشکاری دارد. ایشان همانند شیخ صدوق دغدغه خویش را نسبت به امر غلّو در دین به روشنی مطرح کرده اند.
ایشان تمامی اشکال های شیخ مفید و طعن های وی نسبت به شیخ صدوق را فصل بندی کرده اند، و به تمامی آنها جواب داده اند.(۵)

پی نوشت:
*****************
(۱) سید مرتضی، تنزیه الانبیاء ، ص، ۸۷
(۲) سید مرتضی، رساله الناصریات ص ۲۴۸ ( مکتبة الشیعة)
(۳) جوادی آملی، تفسیر موضوعی قران کریم، ج ۳ ص ۲۸۷ تا ۲۹۱
(۴) شیخ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة ، ج ۱۲ ص ۲۶۷
(۵) علامه محمد تقی شوشتری، قاموس الرجال، موسسه نشر الاسلامیة، جامعه مدرسین قم، ج ،۱۲ رساله سهو النبی در پایان جلد دوازدهم درج شده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)