شهادت شیخ نمر

وقتی در ساعت ده صبح روز شنبه دوازدهم دی ماه، دومین روز سال نومیلادی ، بیانیه ای مبتنی بر اعدام ۴۷ نفر، با عنوان گروه گمراهان-فئة ضالة- از تلویزیون شبکه یکم عربستان با آب و تاب خوانده شد؛ محمد بن نایف ولیعهد و وزیر کشور و نیز محمد بن سلمان وزیر دفاع و ولیِّ ولیعهد در میدان مسابقه اسب دوانی بودند. گویی نیاز داشتند تا در یک فضای باز نفسی تازه کنند. ساعتی بعد هم اعلام شد که آتش بس در جنگ یمن از ساعت ۱۲ ظهر تمام خواهد شد. یعنی هواپیماهای بمب افکن به پرواز خواهند آمد و بمباران یمن آغاز می شود.

شیخ نمر شماره ۴۶ فهرست گروه گمراهان بود! نام ها هیچگونه ترتیب ویژه ای نداشت. آیا می خواسته اند وانمود کنند که شیخ نمر هم یکی مثل دیگران بوده است؟
و یا اهمیت کمتری داشته است؟

در بارهٔ بیانیه وزارت کشور نکات قابل تاملی وجود دارد:

یکم: بیانیه کوشیده است با استناد به آیات قران مجید و روایات نبوی، اعدام ها را مبتنی بر احکام الهی و شریعت نبوی توجیه کند. این گزاره در بیانیه بارها تکرار شده است. مفتی عربستان، عبدالعزیز آل شیخ هم بر همین نکته تاکید کرد و گفت: « قانون اساسی عربستان ، قرآن مجید و سنت نبوی است و بر همین اساس اعدام ۴۷ نفر نشانه رحمت است. مثل بارانی که چهل شبانه روز بر زمین تشنه ای ببارد، این خون ها امنیت و ایمان را تضمین می کنند.». شیخ صالح الفوزان هم همین مضامین را تکرار کرد. هرچند مفتی سعودی که گذار عمر طولانی او را درهم شکسته است، نه چشمش به درستی می بیند و نه گوشش درست می شنود؛ انگار ضبط صوتی بود که یک ریز و بی وقفه الفاظی را تکرار می کرد. شیخ صالح کوشید با تانّی همان مضامین را بیان کند.
دوم: بیانیه موارد متعددی از عملیات تروریستی از قبیل انفجار مساجد، -متمرکز شدن دوربین بر قرآن های پاره پاره شده - انفجار مجتمع های مسکونی، کنسولگری آمریکا در جدّه و… به عنوان اعمال تروریست ها معرفی کرد. پیدا بود که اکثریت قریب به اتفاق نام های بیانیه، اعضای القاعده و داعش بوده اند. به عنوان نمونه فارس آل شویل که با نام ابوجندل الازدی رساله معروف «الباحث عن حکم قتل الافراد» را نوشته است، در واقع شخصیت نظریه پرداز قاعده در عربستان بوده است.
سوم: پرسش مهم این است که نام شیخ نمر در میان فهرست تروریست های القاعده و داعش چه وجهی داشته است؟ شیخ ماهر الحمود عالم سنی پر اعتبار و شناخته شده لبنانی با اشاره به همین نکته، قرار دادن نام شیخ باقرالنمر را تدلیس حکومت سعودی تفسیر کرد. همه می دانیم که شیخ نمر هیچگاه طرفدار و یا مشوق اعمال مسلحانه و خشونت آمیز نبوده است.و بالاتر از آن، از هیچ اقدام مسلحانه ای علیه حکومت سعودی حمایت نکرده است. تیغ برنده او زبانش بود و بیانش. او حتی بر اساس معیار و مبانی روشنی در انتقاد از حکومت ال خلیفه در بحرین از انتقاد از حکومت سوریه فرو گذار نمی کرد. برای او در کنار مظلوم قرار داشتن و علیه ظالم سخن گفتن شرط بود. او از بعد رفتار ظالمانه آل خلیفه را در کنار ال اسد قرار می داد. برادر شیخ نمر هم در یک گفتگوی تلفنی با شبکه میادین، از مردم خواست که واکنش خود را نسبت به شهادت شیخ نمر به طور مسالمت امیز نشان دهند. دلالتی دیگر بر سبک و شیوه مواجهه شیخ نمر و برادرش در برابر نظام سعودی.
به نظر می رسد بدون این تدلیس و تزویر و قرار دادن شیخ نمر به عنوان شماره ۴۶ از لیستی که غیر از سه نفر جوان شیعه، که در هنگام دستگیری کمتر از بیست و حتی هیجده ساله بوده اند ، برای پرهیز از توابع اعلام اعدام شیخ نمر به شکل مستقل بوده است. در واقع به چشمان مردم خاک پاشیده اند تا شیخ نمر را هم از همان قماش داعش و القاعده تلقی کنند.این امیختگی مبتنی بر تدلیس و تزویر در سخن تمامی کسانی که به توجیه قتل شیخ نمر پرداخته بودند دیده می شد. از این رو همگی به آیه محاربه استناد می کردند. آیه ای که نمی تواند در باره کسی که تنها با کلمه به رویا رویی با ستم برخاسته است و جهاد او اِعلای کلمه حق
این پرسش مطرح می شود که آیا ضرورت داشت سعودی این اقدام را انجام دهد؟ افزون بر آن آیا این اقدام نشانه قدرت و برنامه ریزی دقیق و درست است؟
در پایان نمی توان از رفتار بلاهت آمیز و غوغاسالاری کسانی که با شعار حیدر حیدر؛ که شعارشناخته شده قزلباشان عصر صفوی است به سفارت سعودی در تهران و مشهد یورش بردند و آتش افروختند سخنی نگفت. آن ها ثابت کردند که اندک بهره ای از شناخت سیاسی و اینده نگری و توجه به منافع ملی ندارند و یا کسانی هستند که با تعمد خواسته اند برای دولت مساله و برای کشور بدنامی در ساحت جهانی ایجاد کنند، که کردند و تمام توجه رسانه ها را از اعدام شیخ نمر به طرف یورش به سفارت برگرداندند.
البته اکنون که نتیجه این رفتار اشکار شده است، وزیر دادگستری و نیز یکی از فرماندهان نظامی سپاه گفته است این کار سازمان دهی شده بود و توسط نفوذی ها انجام شده است!
پلیس و نیروهای امنیتی هم از خود بی کفایتی و ناتوانی تمام نشان دادند. نشان دادند که هر وقت یک گروه بی مسوولیت و ماجرا جو و یا یک گروه نفوذی! اراده کند می تواند یک روز سفارت انگلستان را بگیرد و آتش بیفروزد و روزی دیگر به سفارت سعودی حمله کند. تلفن بدزدد و سلفی بگیرد! و آبروی دولت و ملت و نظام را سکه یک پول کند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)