چو پرده دار به شمشیر می زند همه را!

رفته بودم عیادت دکتر عبدالحسین زرین کوب. تنها بود. از هر دری سخن گفتیم. گفت دیروز تجربه غریبی داشتم. از دفتر آیه الله خامنه ای تلفن کردند. فردی به خانه ام آمد و سجاده اهدایی ایشان را برایم آورد. منتها دو روز پیش هم تلویزیون در برنامه هویت، مرا متهم کرد. شما که سرتان توی کار است. مگر تلویزیون زیر نظر رهبری نیست؟ بین این سجاده و آن برنامه چه طور می توان جمع کرد!
چند روز پیش آیه الله خامنه ای با فراست و آینده بینی فرموده اند: :"همچون گذشته اصرار داریم که همه، حتی کسانی که نظام را و رهبری را قبول ندارند پای صندوقها بیایند چرا که انتخابات متعلق به ملت، ایران و نظام جمهوری اسلامی است...".
به گمانم ایشان واژه ها را با دقت بسیار انتخاب کرده اند. اکنون، کسانی ردّ صلاحیت شده اند که هم نظام را قبول دارند و هم رهبری را. چطور می توان شخصیت های معتبر و کارآمد و آزمون پس داده ای را رد صلاحیت کرد و یا گفت صلاحیت آنان احراز نشده است؟ رهبری فرموده اند: انتخابات متعلق به ملت، ایران و نظام جمهوری اسلامی است. ردّ صلاحیت کنندگان ظاهرا انتخابات را فقط متعلق به نظام جمهوری اسلامی می دانند. آن هم از چشم تنگی به نظام نگاه کرده اند که ۹۹ درصد اصلاح طلبان پشت در مانده اند. از این رو جایی برای ملت و ایران باقی نگذاشته اند. چطور می توان یک بال پرنده را از بن قیچی کرد و انتظار پرواز داشت؟ انتخابات بدون رقابت- البته نشریه جوان تیتر زده است، -رقابتی ترین انتخابات تاریخ!- چه افتخاری دارد؟ برندگان چنین انتخاباتی در خلوت خود چه احساسی خواهند داشت. آن ها چگونه می توانند فرزندان خود را قانع کنند. انتخابات که می تواند موجب تقویت وحدت ملی و انسجام ملی شود. با این شیوهٔ نظارت استصوابی، شکافی ژرفی تا مغز استخوان ایجاد می کند. التیام چنین شکافی چگونه میسر خواهد بود؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)