جشنوارهٔ جنادریه -۱

داستان من و جنادریه از آذرماه سال ۱۳۷۶ آغاز شد. اجلاس سران کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در تهران برگزار شده بود.
تجربه موفقی بود. نگاه کشورهای اسلامی و بلکه جهان به رئیس جمهور متمیّزخاتمی بود تا عصر تازه ای در روابط شکل گیرد. روزی مسوول دفترم گفت: مشاور امیر عبدالله ولیعهد عربستان در خواست ملاقات کرده است. پرسیدم: نامش چیست؟ گفتند: شیخ عبدالعزیز تویجری
بیست دقیقه ای برای ملاقات پیش بینی شده بود. آمد! پیرمردی بالا بلند با چشمانی نافذ و سیمایی مهربان…انگار عرب بادیه نشینی ست که یک راست از صحرا آمده است. بیش از هشتاد ساله می نمود. اما قامتش استوار و گام هایش بلند بود. پس از خوشامد، اندکی که صحبت پیش رفت. دیدم جهانی ست بنشسته در گوشه ای! قرار های بعدی را لغو کردم و صحبتمان گُل انداخت و نزدیک به دو ساعتی به طول انجامید. بعدا با او بسیار گفتگو کردم، او متخصص بی همتای شعر ابی العلا معری و متنبی بود. نثر او در زبان عربی یک نثر شاخص است. جذاب ترین تفسیر شعر متنبی و ابی العلا از اوست. جلسه های تابستانی ما به اتفاق طیب صالح از خوشترین اوقات عمرم بوده است! او مشاور موتمن و حکیم امیر عبدالله بود. رابطه اش با امیر عبدالله ولیعهد و بعد ملک از چهارچوب رسمی فراتر بود. نزدیک تر از برادر…
مدتی بعد او نامه ای برایم نوشت و دعوتم کرد به جنادریه بروم.
ماجرایی را برایتان بنویسم. در یورش عبدالناصر به یمن، ملک فیصل جانب امامی های یمن را گرفت. امیر عبدالله موافق دخالت در امور یمن نبود. اختلاف نظر و کدورت بین برادران بالا گرفت. طلال بن عبدالعزیز به قاهره رفت. او همچنان در قاهره مانده است! امیر عبدالله دو سالی در لبنان ماند. شیخ عبدالعزیز تویجری با ملک فیصل صحبت کرد. او را قانع کرد که امیر عبدالله به ریاض باز گردد. فیصل پذیرفت. تویجری به لبنان رفت و از عبدالله خواست برگردد. عبدالله موافق نبود. تویجری گفته بود من در این خانه نه آبی می نوشم و نه غذایی می خورم…عبدالله راضی شده بود و به اتفاق به ریاض بازگشتند. امیر عبدالله از سوی پدرش عبدالعزیز ماموریت یافته بود تا یک بسیج ملی و یا ارتش ملی متشکل از قبایل و عشایر شکل دهد. فرمانده این بسیج امیرعبدالله بودو عبدالعزیز تویجری جانشین او…
به پیشنهاد تویجری سی سال پیش قرار شده بود که هر سال یک جشنواره هنری، فرهنگی برگزار شود. در دهکده جنادریه که اکنون در ظرفیت یک شهر فرهنگی ست. از سراسر عربستان مردم در جشنواره شرکت می کنند. صنایع دستی شان را نمایش می دهند. موسیقی و عرضه-رقص شمشیر- و اوازهای محلی از هرگوشه ای به چشم و گوش می رسد. کالاهایشان را در معرض فروش می گذارند. سوی دیگر این جشنواره شرکت نویسندگان، شاعران، فیلسوفان و روزنامه نگاران و سیاستمداران سابق و لاحق است. برخی از نویسندگان سابق وزارت فرهنگ یا تبلیغات-اعلام- دارند.
تقریبا در دو دهه گذشته من از جمله مهمانان ثابت این جشنواره بوده ام!
و دوست خانوادگی همه تویجری ها!
پس از درگذشت ملک عبدالله، این جشنواره در سال گذشته برگزار نشد. امسال هم گمان نمی کردم برگزار شود. چنان که می دانید، حاکمیت فعلی در خانواده ملک سلمان متمرکز شده است. خالد تویجری رئیس دیوان ملکی و فرزند عبدالعزیز تویجری در همان روز درگذشت ملک عبدالله برکنار شد! به روایتی ایشان در جده در حبس خانگی ست.
جشنواره امسال هم در همین وضعیت قطع رابطه با ایران و شدت گرفتن هجمه های تبلیغاتی از هر دو سو برگزار می شد. به نظرم رسید شرکت نکنم. کار راحت را انتخاب کنم. از سویی می دانستم که جمعیت قابل توجهی از کشورهای اسلامی به جشنواره خواهند آمد و حتما در باره ایران صحبت می کنند و هیچ صدایی در برابر نخواهد بود.
پیش از این وزیر اطلاعات سابق در مصاحبه ای گفته بود که تمام اطلاعات جنادریه را دارد! اگر این ادعا در باره جشنواره سی ام هم صادق باشد. حتما گزارش های رسیده به اطلاعات و یا اطلاعات سپاه نحوه حضور و سخنان اینجانب را روایت کرده اند! صالح قَلّاب وزیر سابق اردنی در همین سیمینار به من گفت: اگر یک نماینده رسمی هم از ایران امده بود، بهتر از تو دفاع نمی کرد!
مناسب است با توجه به جلسه های مختلف به یک نمونه از اظهار نظرهایم اشاره کنم.
یکم:
سمینار آینده دولت ملی و تهدیدهای منطقه ای و جهانی
در این نشست، دکتر محمد کامل عمرو وزیر خارجه سابق مصر
دکتر ارشد هرمزلو
مصطفی نعمان
زهیر فهد حارثی از عربستان شرکت داشتند.
تقریبا تمامی سخنرانان با تفاوت در ادبیات و نه در اصول کلام، از ایران انتقاد کردند. وقت گرفتم و در قسمت طرح نقد و نظر گفتم:
مناسب می دانم با بیتی از متنبی شروع کنم:
یا اعدل الناس الا فی معاملتی
فیک الخصام و انت الخصم و الحکم
ای که عادل ترین مردمی، مگر در شیوه رفتار و داوری ات نسبت به من!
در تو دشمنی با من اشکار است. تو در عین حال هم دشمنی و هم داور!
درباره ایران و نقش ایران بسیار سخن گفته شد. بگذارید از زاویه ای دیگر هم به موضوع نگاه کنیم. مهمان ویژه جشنواره امسال کشور آلمان است و در جمع ما هم آلمانی ها حضور دارند. من از یک واژه آلمانی برای توضیح سخنم کمک می گیرم. واژهٔ گشتالت، قابل ترجمه به زبان پارسی یا عربی نیست! برایتان مثالی بزنم. یک ساعت رولکس تشکیل شده از ۱۲۶ قطعه است. این قطعات بایست به گونه ای در ارتباط با یکدیگر قرار بگیرند که اولا صدای تیک ساعت به گوش برسد. دوم: حرکت ایجاد کند. آن صدا و آن حرکت می شود واحد اندازه گیری و سنجش زمان!
حال شما به نقشه خلیج فارس نگاه کنید. البته شنیدم که برخی سخنرانان واژه ی دیگری به کار بردند. اگر همان ها هم سفرنامه ابن بطوطه و مقدمه ابن خلدون و مسالک و ممالک استخری را ببینند. نام درست تاریخی و جغرافیایی را می یابند.
شما نقشه را نگاه کنید! می توانید نقش ایران را نادیده بگیرید؟ شورای همکاری کشورهای منطقه خلیج تشکیل داده اید. بدون ایران همکاری معنی دارد؟ همان واژه گشتالت. بایستی تمامی قطعه ها با هم در یک ارتباط ساختاری قرار بگیرند.
در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی ما شاهد روابط بسیار خوب و توسعه یافتهٔ ایران و عربستان بودیم. به نظرم ما بایست به همان وضعیت بازگردیم. دو کشور ایران و عربستان هیچکدام نمی تواند نقش دیگری را در منطقه و جهان اسلام نادیده بگیرد. مثل دو بال پرنده، بایست بین این دوبال توازن و تعادل و تعامل برقرار باشد تا امنیت و ارامش به منطقه بازگردد.
تردیدی ندارم که وضعیت فعلی قابل ادامه نیست. در حکمت قاعده ای وجود دارد که: القسر لا یدوم…
حرکت قسری و مبتنی بر تشدد و تطرّف اینده ندارد و دوامی نخواهد داشت.
شما می گویید، ایران جزو مشکل و مساله است و نه راه حل! این پرسش را بایست در موارد مختلف به تفکیک بیان کرد. مثلا ایران معتقد است حکومت بشار اسد جزو راه حل مبازره با تروریسم است. آیا کسانی که بشار اسد را جزو مساله و مشکل می دانند، اگر رژیم اسد سقوط کرد و داعش و النصرة حاکم شدند؛ آن ها راه حل هستند؟ »

گفتند برنامه هشت و سی صدا و سیما به من ناسزا گفته است. چه می توان گفت!؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)