جشنوارهٔ جنادریه-۴

شیخ مالک الشعار مفتی طرابلس و شمال لبنان از جمله مهمانان جنادریه است. او هم از زمره مهمانان ثابت است. یادش به خیر هانی فحص که طلال سلمان سردبیر السفیر در سوگش نوشت: الذی لیس کمثله بشر!
گاه به جنادریه دعوت می شد. شیخ مالک شعار عالم دینی خوش محضر و خوش سخنی ست. با لطایف و ظرایف زبان و ادبیات عربی آشناست…داشت قدم می زد. زمزمه می کرد. شنیدم: لها حکمة لقمان و صورة یوسف… سلام کردم. بقیه اش! بقیهٔ چی؟ همین که زمزمه می کردید! بله:
لها حکمة لقمان و صورة یوسف
و نغمة داود و عفّة مریم
و لی حزن یعقوب و وحشة یونس
و آلام ایوب و حسرة آدم
و لو لم یمس الارض فاضل شعرها
لما جاز عندی فی التراب التیمم!
آن محبوب! خرد مندی لقمان و زیبایی سیمای یوسف و آوای خوش داود و پاکدامنی مریم را داراست.
من اما، اندوه یعقوب و وحشت یونس و رنج های ایوب و حسرت ادم را دارایم!
اگر سرگیسوی او بر زمین نمی رسید؛ من مجاز نبودم که بر خاک تیمم کنم!
از آن جمله اشعاری بود که مثل تیغ ذهن را می برد و تاثیرش تا مغز استخوان می رسد و می ماند…
شیخ مالک گفت. نپرسیدی چرا این شعر را زمزمه می کردم. حکمت لقمان و…همه از آن پیامبر ماست. صاحب خلق عظیم… اکنون ما هستیم و حسرت مسلمانی!
گفتم: ما چه به روزگار اسلام اورده ایم که آدمکشی و خشونت پرچم طرفداری از اسلام شده است. داعش و القاعده و طالبان از ما هستند. نباید خودمان را گول بزنیم. این ها در کدام آب و خاک پرورده شده اند؟ ما به جاهلیت برگشته ایم. باید دوباره از نو مسلمان شویم.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)