انتخابات خبرگان و امتناع الاختیار

در برخی از استان ها، در واقع امکان انتخاب خبرگان از مردم گرفته شده است. در حقیقت شش فقیه شورای نگهبان از سوی مردم ، بدون این که چنین وکالتی داشته باشند،انتخاب نهایی را انجام داده اند. برگزاری انتخابات خبرگان در این استان ها کاری لغو و مخالف سیره عقلاست!
یکم: در هفت استان : آذربایجان غربی ، اردبیل، هرمزگان، سمنان، بوشهر، هرمزگان، خراسان شمالی نتیجه انتخابات خبرگان از هم اکنون صد در صد نه تنها قابل پیش بینی است بلکه انتخابات در واقع انجام شده است. شش فقیه شورای نگهبان از طرف مردم هفت استان، خبرگان را انتخاب کرده اند. در واقع اگر بتوان برای انتخابات خبرگان معنای حقیقی و یا محصلی قايل شد. این انتخاب نه توسط مردم بلکه انتصاب توسط فقیهان شورای نگهبان انجام شده است.
اگر این شیوه پذیرفته شود که می توان در هفت استان، تعداد نامزدهای تایید شده به تعداد کرسی ها باشد. ایا در انتخابات های اینده نمی توان هفت استان را به ده استان و پانزده استان افزایش داد؟ فقهای شورای نگهبان و حقوقدانان شورای نگهبان در این باره چه توضیح و تفسیری دارند؟
آیا این شیوه موجب تقویت این شبهه نخواهد شد که فقیهان شورای نگهبان توسط رهبری منصوب می شوند و خبرگان هم توسط شورای نگهبان تعیین می شوند و یا تعیّن! و نقش مردم در انتخاب مع الواسطه رهبری به حد اقل می رسد؟
دوم: در استان آذربایجان شرقی که مردم بایست پنج نماینده خبرگان انتخاب کنند. شورای نگهبان شش نامزد را تعیین کرده اند. یعنی امر انتخابات در واقع توسط شورای نگهبان انجام شده است! مردم مجالی برای انتخاب و بحث و بررسی در بارهٔ نامزدها ندارند. این دایره تنگ انتخاب در استان های دیگری هم مشهود است. مثلا در استان های لرستان و گلستان که در هر کدام دو نفر بایستی انتخاب شودند. در هر کدام سه نامزد تعیین شده است.
تنها در استان تهران و اصفهان می توان از یک رقابت ضمنی البته بسیار تضعیف شده سخن گفت. به عبارت دیگر با این شیوه مجلس خبرگان در واقع امر توسط شورای نگهبان و نه مردم انتخاب می شوند. در اصول قاعده ای وجود دارد که: امنتاع الاختیار لا ینافی الاختیار… شورای نگهبان که شخصیت های اصولی در جمع آنان هستند. این قاعده را تغییر داده اند. امتناع الاختیار ینافی الاختیار! وقتی حق انتخاب و اختیار را از مردم گرفته اند. دیگر مردم نیستند که از حق خود استفاده نکرده و یا نمی کنند.
سوم: ایا ضرورت داشت در چنین میدان تنگی شخصیت های موجه و دانشمندی از قبیل سید محمد موسوی بجنوردی، امجد، سید محسن تبریزی، سید حسن خمینی و…تایید صلاحیت نشوند؟ و از سوی دیگر آقا زادهٔ آیه الله مومن در استان مرکزی تایید صلاحیت شود. از سوی دیگر شما محمد حسن حائری شیرازی، فقیه جوان و خوش فکر را نخست تایید و بعد ردّ صلاحیت کردید و زمینه انصراف ایه الله حائری شیرازی رافراهم کردید!
چهارم: در استان هایی که رقابت به کلی منتفی است و نامزدها با تک رای خود هم برنده خواهند شد، چه ضرورتی دارد که انتخابات برگزار شود و بودجه ای بر کشور تحمیل گردد. اصلا چنین انتخابی جز اهانتی آشکار به اگاهی مردم ایا معنای دیگری دارد؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)