انتخابات-۳


فضای تازهٔ سیاسی، فرهنگی
به گمانم نظریهٔ هابرماس در بارهٔ فضای سیاسی و تلقی آن به عنوان چارچوبی برای تحقق مردم سالاری، نظریه ای دقیق و سنجیده است.
او معتقد است که برای تحقق مردم سالاری، یک فضای مردم سالارانه ضرورت دارد. آن فضا گویی مثل اب برای ماهی است تا در آن زندگی کند.
انتخابات خبرگان و مجلس فضای سیاسی، فرهنگی کشور را تغییر داده است. این که برخی اصولگرایان، به ویژه کیهان مدام می کوشند تا نشان دهند هیچ اتفاقی نیفتاده است و مرغ یک پا دارد؛ از این روست که فضای تنفسی آنان با فضای موجود پس از انتخابات متفاوت است. در این فضا دیگر کسی به سبک آن نماینده ای که از مردم تهران خواست به او تک رای بدهند، نمی تواند انگشتش را تا حد مماس بر مردمک چشم ظریف نزدیک کند و چشمانش را بدرّاند و خود را محرم مواضع رهبری تلقی کند و فریاد بزند. آن دیگری هم دیگر نمی تواند، بونکرش را روشن کند و سیمانکاری کند و… فضا تغییر کرده است.
این صدا های افراط گری، به تعبیر امام علی علیه السلام صدای جهالت است. و اما الجاهل اما مفرط او مفرّط. جهالت در این روایت به مفهوم عصبیت هم می تواند باشد. به تجریه خواهیم دید، فضای مجلس دهم، فضایی خواهد بود که حتی برخی نمایندگانی که هویت افراطی دارند و میل به اعدام در وجودشان بر میل به زندگی غلبه پیدا کرده است؛ نخواهند توانست شنونده ای داشته باشند.
به عبارت دیگر نمایندگان افراطی به حدی تضعیف شده اند که وجودشان در مجلس منافعش بیش از آسیب آن است. در هر صورت این صدای افراط در مجلس به گوش خواهد رسید تا اصلاح طلبان و اعتدال گرایان و مستقل ها، با هوشمندی بیشتر به آینده و تدبیر امور در مجلس بنگرند.
مستقل ها در عمل در جبهه اصلاح طلبان و اعتدال گرایان قرار خواهند گرفت. این نکته را در آینده در رای به هیات رئیسه مجلس دهم خواهیم دید. از این رو تحلیل کسانی که اصول گرایان را در اقلیت- البته اقلیت قوی- در مجلس دهم تفسیر می کنند. مبانی مدلل دارد.
افزون بر آن ااصولگرایان هم در مجلس دهم، تلطیف خواهند شد و راهی چز پیوستن به رهروان ولایت به مرکزیت دکتر علی لاریجانی نخواهند داشت.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)