انتخابات-۴

در ساخت فضای جدید سیاسی، اجتماعی کدام شخصیت ها و نیرو ها ایفای نقش کردند؟ این موضوع به گمانم در این برهه از تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی اهمیتی راهبردی داراست. انتخابات هفتم اسفند ماه بیش از انتخابات در مراحل گذشته بر استحکام، دوام و بقای نظام افزود.
یکم: رهبری جمهوری اسلامی
به گمانم ابتکار نخست در ساخت فضای جدید از آن آیه الله خامنه ای است. سال گذشته، یکم جولای ۲۰۱۵، توماس فریدمن مقاله ای در نیویورک تایمز نوشت. عنوان مقاله: معاملهٔ خوب-بد بود! در آن مقاله ایشان به توانایی و مهندسی مذاکرات ایران و ۱+۵ پرداخته است. ضمن اعتراف به توانایی طرف ایرانی این جمله مشهور را نوشت: اگر وقتش برسد من از علی خامنه ای خواهم خواست که خانه ام را برایم بفروشد!
آیه الله خامنه ای درنوزدهم دی ماه در دیدار با مردم قم به نکتهٔ مهمی اشاره کردند:
« حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد امّا انتخابات مال رهبری نیست، مال ایران اسلامی است، مال نظام جمهوری اسلامی است. همه باید بیایند در انتخابات شرکت کنند؛ این موجب میشود که نظام جمهوری اسلامی تقویت بشود، پایداری آن و ماندگاری آن تأمین بشود، کشور در حصار امنیّت کامل باقی بماند -که خب بحمدالله امروز هست- این موجب میشود که ملّت ایران در چشم ملّتهای دیگر آبرو پیدا کند و اعتبارش بالا برود.»؛
سی ام دی ماه در نشست با برگزارکنندگان انتخابات ، همان نکته را تکرار کردند و بسط دادند.عبارت بسیار مهمی را با دقت در واژگان و معنا مطرح کردند:« ممکن است افرادی نسبت به نظام مسئله داشته باشند اما این افراد قاعدتاً نسبت به امنیت، پیشرفت و عزت کشور مسئله‌ای ندارند و بر همین اساس اگر خواهان استمرار امنیت ملی، افزایش عزت ملی و تضمین پیشرفت و حرکت روبه‌رشد کشور هستند، باید در انتخابات شرکت کنند.»
سه گزارهٔ استمرار امنیت ملی، افزایش عزت ملی، تضمین پیشرفت و حرکت رو به رشد کشور، ظرفیت ساخت فضایی مناسب برای یک فراخوان موفق ملی را داشت.
تردیدی نیست، اگر شاهد عدم احراز صلاحیت شبه انگیز مجتهدان به ویژه فقیه مورد توجه مراجع و محبوب مردم، سید حسن خمینی و رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلبان به شکل گسترده نبودیم. حضور مردم رونق بیشتر و جلوه افزون تری داشت. لکن حضور ۶۲ در صد واجدین شرایط یک نصاب موفق و مقبول در انتخابات است.
به عنوان نمونه ای برای سنجش و مقایسه، در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سه دوره اخیر، کمتر از شصت در صد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کرده اند:
سال۲۰۰۴ ۵۴.۹٪
سال ۲۰۰۸ ۵۸.۲٪
سال ۲۰۱۲ ۵۴.۹ ٪
کسانی که بیانیه تحریم انتخابات را دادند. پیداست تحریم کنندگان انتخابات همچنان دوره می کنند شب را و روز را، هنوز هم باور نکرده اند که نزدیک به چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی می گذرد و این درخت تناور همچنان ریشه هایش در خاک محکمتر و شاخسارش گسترده تر می شود. آنان به جای این که در برابر مشارکت فراگیر ملت ایران سر فرود آورند و به اشتباه راهبردی محاسبه و موضع خویش بپردازند و یا دست کم به قول آخرین جملهٔ استیون ساکور مجری برنامه هارد تاک بی بی سی: « ، ، دست زن و بچه شان را بگیرند و امریکا را ترک کنند و به مردم ایران بگویند، دیگر نقشی در آینده ایران نخواهند داشت.» همچنان گمان می کنند ملت ایران برای چنان سخنان و یا بیانیه هایی ارزشی قائل است.!
دوم: فراخوان آیة الله هاشمی رفسنجانی
نمی دانم به پیام های کوتاه هاشمی رفسنجانی، که گاه با تک بیتی از حافظ همراه است؛ دقیقا توجه کرده اید! ایشان پس از پیروزی دکتر روحانی در انتخابات خرداد ۱۳۹۲ به این بیت حافظ-که حافظهٔ تاریخی و فرهنگی ماست.- اشاره کردند:
حافظ آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که برآن جور و جفا صبر و ثباتم دادند.
و در نوروز سال ۱۳۹۳:
بر سر آنم که گر ز دست بر آید
دست به کاری زنم که غصّه سر آید
شما ببینید تمامی سایت های وابسته به نهاد های امنیتی و نظامی، صداو سیما، روزنامه کیهان و امامان موقت و مستقر جمعه، در این دهه اخیر از کدام ناسزا نسبت به ایشان پرهیز کرده اند. محترمانه ترینش تعبیر گردن کلفت بود! که دو امام موقت جمعه تهران برای او به کار بردند.
شگفت این است که در خارج ایران نیز کینه نسبت به هاشمی رفسنجانی کمرنگ تر از داخل، البته در فضای مجازی، نیست. فردی از تگزاس! پیشنهاد کرده بود که صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان ردّ شود و سایتی که هاشمی را به عنوان هدف اصلی براندازی انتخاب کرده است.
هاشمی تنها به فراخوان برای انتخابات بسنده نکرد. برای خبرگان فهرستی را اعلام کرد. در آن فهرست به ویژه در تنظیم اسامی نامزدهای تهران ، تدبیر و سنجیدگی شگفت انگیزی به کار رفته بود. پیام سیاسی و اجتماعی حذف آقایان مصباح یزدی و یزدی، تا سال ها در فضای سیاسی کشور طنین خواهد داشت.
هاشمی در برابر تمامی جور و جفا ها، طمانینه و آرامش و اعتدال خود را در شیوهٔ رفتار و سخن، حفظ کرد. مثل دریایی که سیل های تند و تیز و کف آلود و خروشنده را در سینهٔ گشاده خود رام و حذف می کند!
سوم: پیام حجة الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
پیام خاتمی که مثل برق و باد در شبکه های اجتماعی و تریبون آزاد داشجویان دانشگاه ها، گفتگوی مردم در مترو و اتوبوس و تاکسی و صف ها، نفوذ کرده بود. نشانی از این واقعیت بود:
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست!
صدای آرام و سرشار از مهر او، با همان تاکید طلایی « تکرار می کنم!» در همه دل ها و اندیشه ها و گوش ها طنین افکند.
مردم هم کاری کردند کارستان. تولد یک مرجعیت سیاسی، فرهنگی با نفوذی فراگیر و ژرف.
دوستی روایت می کرد. با دختر نوجوانش که رای اولی بود، برای رای رفته بودیم. خسته شده بودم از بس توی صف مانده بودم. می خواستم به تعدادی از خبرگان رای ندهم. نامزدهای مجلس شورای اسلامی از تهران را هم بسیاری شان را نمی شناختم. دخترم مدام سرش را نزدیک گوشم می آورد و می گفت: « تکرار می کنم! به همه افراد هر دو لیست.» بعد هم گونه مرا می بوسید. با تمام صورتش می خندید و چشمانش مثل گُل شکفته بود. می توانستم به تمام لیست رای ندهم!
نمی دانم آنانی که بیش از همه شایسته است صدای مردم را گوش کنند، گوش می کنند! این همان خاتمی است که تصویرش منع شده است. سخنرانی عمومی ندارد، و بگذار تا وقتی دگر!
چهارم: رای حجة الاسلام و المسلمین کروبی، مهندس موسوی و دکتر رهنورد
آقای کروبی که اعلام کرد می خواهد رای بدهد و از جمهوریت نظام دفاع کند. کاری کرد کارستان! البته او موفق نشد که رای خود را به صندوق بیفکند، آما آوازه اعلام رای او تاثیری فراگیر داشت. رای معنوی ایشان و رای مهندس موسوی و دکتر رهنورد در ساخت فضای تازه شایسته بررسی است.
آنان با رای خود نشان دادند، که از درون نظام به نظام می نگرند و رویکرد اصلاحی دارند. پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، برخی گروه ها و احزاب که مدعای -البته طمع خام- تغییر نظام را در سر می پروراندند، با تزویر خود را هوادار جنبش سبز وانمود کردند. رای محصوران، نشان داد که حساب آنان از مخالفان و دشمنان نظام سواست.
به گمانم این چهار عنصر در خلق فضای جدید نقش داشتند. فضایی که می تواند تغییر گفتمان در کشور ما را به همراه داشته باشد.
آقای حسینیان نماینده پر هیاهوی تهران که در انتخابات شرکت نکرد. در تفسیرش از انتخابات به « نظام دو جناحی» اشاره کرده است. حتما مرادش این بوده است که دو جناح را بایست به رسمیت شناخت و استمرار و استحکام نظام مبتنی بر همکاری و رقابت مثبت و سازندهٔ دو جناح است. این سخن با ترجیع بند معروف کیهان که اصلاحات مرده است، تفاوت جوهری دارد. این سخن دستاوردِ همین فضای تازه است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)