انتخابات ۸


تعبیر نظام دو جناحی و یا حکومت دو حزبی تعبیری تاریخی و آشناست. توماس جفرسون (۱۸۲۶-۱۷۴۳) از جمله شخصیت هایی ست که در تاسیس ساختار سیاسی و اجتماعی آمریکا نقش ممتازی داشته است. او که نویسندهٔ اعلامیهٔ استقلال آمریکا و نیز سومین رئیس جمهور آمریکاست( از سال ۱۸۰۱ تا ۱۸۰۹) وقتی وزیر خارجه بود، حزب دموکرات-جمهوریخواه را تاسیس کرد. بدیهی است در آن تاریخ، یعنی دهه ٔ آخر سدهٔ هجدهم هنوز نه نامی از حزب دموکرات بود و نه نشانی از حزب جمهوری خواه. توماس جفرسون تفسیر قابل توجهی در بارهٔ فلسفه حکومت یا نظام دو حزبی دارد. نظریه او معمولا در کتاب های کلاسیک تاریخ سیاسی احزاب در آمریکا و یا جهان مطرح می شود. به عنوان نمونه دنیس مولر در کتاب: مردمسالاری قانون مدار، به تفسیر جفرسون اشاره کرده است و در بخش نهم کتاب: حکومت دو حزبی، سخن جفرسون در پیشانی بخش قرار گرفته است.(۱
جفرسون در واقع کوشیده است برای حکومت دو حزبی یک تعریف مبتنی بر روانشناسی-اجتماعی ارائه دهد. قانون مداری یا قانون باوری از دید او، به دو رویکرد متفاوت تقسیم می شود. آنانی که به مردم اعتماد ندارند و از مردم می هراسند و تمامی سررشته ها و یا سرچشمه های قدرت را در طبقه برتر منحصر می کنند. دوم: گروهی که هویت خویش را با مردم تعریف می کنند، به مردم اطمینان و اعتماد دارند؛ برای مردم کرامت قائلند و مردم را بزرگ می شمرند. در تمام کشور ها می توانیم این دوگرایش را از هم تمییز دهیم.
این داوری تا حد قابل توجهی همچنان می تواند مستند سخن و تفسیر ما قرار گیرد.
دو حزب دموکرات و جمهوری خواه در آمریکا، که در واقع متکی بر میراث جفرسون شناخته می شوند، به ویژه حزب دموکرات که در واقع پس از انحلال حزبِ دموکرات-جمهوریخواه جفرسون در سال ۱۸۲۵، بر بنیاد تجربه همان حزب تاسیس شد. دقت در تفاوت های این دو حزب، تاکید دیگری است بر درستی داوری و باور توماس جفرسون.
پیش از این به سه مورد از تفاوت های دو حزب دموکرات و جمهوری خواه اشاره کردم. موارد دهگانه را ذکر می کنم:
یکم: دموکرات ها متکی بر طبقه متوسط و کم درآمد هستند.-یادتان باشد این واژه ها را در آمریکا و متناسب با اقتصاد امریکا به کار می بریم.-جمهوریخواه معمولا متوجه طبقات پردرآمد است. به عنوان نمونه همین کاندیدای مطرح حزب جمهوریخواه دونالد ترامپ، شاهدی است که از غیب رسیده است! و نشانه ای است از رویکرد جمهوریخواهان با همه اما و اگر هایی که دارند. معمولا در بحث های انتخاباتی این دو رویکرد آشکارا در برابر هم قرار می گیرند. جمهوریخواهان طرفدار کاهش مالیات طبقات مرفه و دموکرات ها خواهان افزایش مالیات آنان و کاهش مالیات طبقه متوسط و کم در آمد هستند..
دوم: در امور اجتماعی و دینی دموکرات ها به آزادی بیشتر مردم باور دارند. مثلا موافق ازدواج همجنس گراها، موافق سقط جنین و موافق محدودیت استفاده از اسلحه توسط مردمند. جمهوریخواهان در هر سه مورد نظری مخالف دارند.
سوم: کار و تجارت
چهارم: برنامه های اجتماعی
پنجم:سیاست خارجی
ششم: انرژی و محیط زیست
هفتم:آموزش و پرورش
هشتم: بهداشت و خدمات درمانی
نهم: مجازات های قضائی
دهم: آزادی های فردی
تقریبا تمامی موارد اختلاف را می توان در همان رویکرد به مردم ، تفسیر کرد. تردیدی نیست که هر دو حزب خود طرفدارانی و اعضایی از مردم آمریکا دارند و متکی به آنان هستند.
لکن: هیچگاه دیده نشده است که نامزد یک حزب نامزد دیگر حزب را به خیانت و وابستگی به خارج متهم کند! همگی پذیرفته اند که می خواهند به قدرت برسند و به کشور خود خدمت کنند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)