نکتهٔ نو یافتهٔ نوروزی-۲

کلریج در شعر دریانورد باستانی، تعبیری دارد که در ادبیات انگلیسی ضرب المثل شده است:
آب، آب، در همه جا
اما دریغ از قطره ای برای آشامیدن!

مانند کسی که در میان موج های دریا یا اقیانوس غوطه ور است، همه جا را آب فراگرفته است و او تشنهٔ آب.
باشو، روایت زاری مرغ باران را در هایکو خویش آورده است:
در تاریکی شب
مرغ باران زاری می کند
برای آشیانه اش!
او آشیانه اش را گم کرده است! آشیانه را در میان شن های ساحل دریا می سازد، آشیانه در تاریکی شب گم می شود و یا موجی سنگین و یا توفانی آشیانه را با خود می برد.
در انجیل متّی، باب هفتم: ۲۴تا ۲۸ عیسای مسیح داستان کسانی را روایت میکند، که خانهٔ خود را در جایی استوار و یا سست بنا می کنند. خانه ای که بر صخره ای بنا می شود، در برابر امواج و سیلاب ها و توفان ها مقاوم است. خانه ای که بر شن زار در مسیل ساخته می شود، با نخستین سیلاب ویران می شود. درست در زمانی که انسان گمان می کند خانه ای دارد و سرپناهی، می بیند که خانه اش ویران شده و یا آتش گرفته است.
می توان خانهٔ طبیعت و خانهٔ زبان و خانهٔ اندیشه و خانهٔ ایمان را از یکدیگر تمییز داد. زبان بستر است و اندیشه همان جریان رود است و ایمان درجه پاکی و پیراستگی آب!
خانهٔ طبیعت، خانه ای است که پیکر ما در آن قرار پیدا می کند. گویی ما در روزگار ویرانی خانه طبیعت و خانه زبان- غیر انگلیسی زبانان!- خانه اندیشه و خانه ایمان خود هستیم.
در قرآن مجید یک واژهٔ کلیدی راهنما وجود دارد. واژهٔ قَدر! ساخت خانه های چهارگانه نیاز به تقدیر و حکمت دارد. خانه مان را چگونه می سازیم؟ چرا در خانهٔ طبیعت خود ناگاه با گرمایش زمین، کمبود آب و حتی هوا روبرو شده ایم؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)