نکته نویافتهٔ نوروزی-۳

قدر یعنی همان اندازه و یا هندسه، که میزان و معیار آفرینش بوده و هست. إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ سوره قمر/۴۹
هر چیزی را خداوند به اندازه آفریده است!
همين مضمون در آیهٔ سوم سوره طلاق با عبارتی دیگر تکرار شده است: إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴾
خداوند در کارخویش تمام است! خداوند برای هر پدیده ای اندازه ای قرار داده است.
اندازه را می توان از زوایای محتلف تفسیر کرد. مثلا: وقتی باران می بارد و میلیارد ها میلیارد قطره باران فرو می ریزد. دو قطره باران دقیقا هموزن و همسان نیستند! دو دانه برف هم شکل و شبیه نیستند، هر کدام اندازه ویژهٔ خود را دارند. چنان که دو انسان شبیه هم نیستند. آوای شان متفاوت است. به تعبیر انیشتن خداوند کپی نمی کند! یا خداوند کپی کار نیست!
از جملهٔ حکمت های امیرمومنان است که: کفی بالمرء حسنا ان يعرف قدره، شایستگی انسان همین بس، که جایگاه و اندازهٔ خود را بداند و بشناسد. این تعبیر در دیوان منسوب به امام علی علیه السلام هم آمده است. و قدر کل امرء ما کان یحسنه
ما می بایست قدر خودمان را بدانیم! قدر شناسی و یا اندازه شناسی خویشتن را امام علی در قله بلند شایستگی ها قرار داده و ستوده است.
یک مثال ساده در بارهٔ آب! ایا در سرزمینی که در بخش هایی از آن مردم مشکل آب اشامیدن دارند، ثروتمندان می توانند در خانه های بزرگشان از استخر استفاده کنند. و هر کدام در خانه خویش یک باغ یا باغچهٔ اختصاصی داشته باشند؟
همیشه همین گونه بوده است. قله های ثروت در کنار دره های بینوایی. راه هایی که بشر جسته است مثل نظام مالیاتی و یا خمس و زکات در اسلام، کوشش برای تقلیل و نیز تقدیر این تفاوت هاست...
سفیر مونته نگرو به او گفته بود، این که دو دانه برف یا دو قطرهٔ باران شبیه نیستند، برای او نکته ای تازه بوده است! او هم در پاسخ گفته بود، برای هر انسانی به دلیل موقعیتی که قرار دارد و یا گستردگی و یا فروبستگی دانش اش، می توان از نکته های نو و یا کهن سخن گفت. از او پرسیده بود، چرا نام کشور شما مونته نگروست؟ کوهِ سیاه!
سفیر لبخند زده بود و گفته بود، به زبان مونته نگرویی نام کشور ما کرنا گورا ست. ترک ها هم قَرَداق می گفتند، حتما به دلیل کوهی است که در سرزمین ماست! آیا کشور دیگری را می شناسید که نام اش از کوه گرفته شده باشد؟ بله! کمتر از کوه! دست کم لیختن اشتاین به معنای یک تکه سنگ سبک!
پیرمرد شکوه ویژه ای دارد. با ویلچر از این به آن سو می رود. در رستوران در گوشه ای می ماند تا برایش صبحانه و یا غذا بیاورند. کتابی پر برگ روی زانوانش بود. فرصت مناسبی برای آشنایی! شما از کدام کشور هستید؟ لیختن اشتاین! به جلد کتاب نگاه کرد: جاده ابریشم! نوشتهٔ پیتر فرانکوپان، گفت، کتاب تازه منتشر شده است. از انتشارات دانشگاه آکسفورد. آن وقت ها جادهٔ ابریشم انسان ها را به یکدیگر پیوند می داد. اکنون جادهٔ نفت و اسلحه، آن وقتا زندگی مثل ابریشم بود و اکنون مثل نفت است!
این بحث در صبحانه روز بعد با حضور سوامی اگنه وش رهبر هندو و خالد که اصلا از مسلمانان سریلانکاست و شصت سال است انگلستان زندگی می کند و همسر انگلیسی اش هم دریا زده شده بود و می گفت اشتها ندارد و صبحانه تنها به سیبی بسنده کرد، ادامه پیدا کرده بود. طبقهٔ نهم کشتی رستوران های محتلف است. آن ها در گوشه رستوران لو سرف نشسته بودند. از همان جا می توانست پرواز مرغ های دریایی را ببیند که همسو با کشتی و تقریبا با سرعتی همنواخت با کشتی پرواز می کردند. گاه هم در عرشهٔ کشتی یا بر نرده های حفاظ لبهٔ کشتی می نشینند.
خالد گفت. از سوی دیگر، افزون بر راه ابریشم، راه ادویه هم از هند تا حلب امتداد داشت. هر دو راه ابریشم و ادویه در حلب به هم می پیوستند. حلب قدیمی ترین شهر جهان بارانداز تجارت و زندگی بود!
**************
توضیح لازم:
در بخش نخست نوشته ام: اقیانوس آرام که اشتباه است. اقیانوس اطلس صحیح است!
نشانی تلگرام مکتوب
telegramm.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)