نکتهٔ نویافتهٔ نوروزی-۴

می توانم این جا بنشینم! خواننده و ویولونیست کشتی بود. وقتی کشتی آماده حرکت بود، گروه ارکستر گراند ناوی ولوچی سنگ تمام گذاشتند! چهره اش مغربی-ژاپنی بود. بعد فهمید که او تونسی ست و در ژنوا در یک خانواده یهودی تونسی متولد شده است. از او پرسید چقدر خوب « بحریه » مارسل خلیفه را خواندی! و او گفته بود، وقتی کار در کشتی و با اقیانوس را انتخاب کرده ای، نمی توانی بحریه را ندانی. از او پرسیده بود، آن آهنگ دیگر آشنا به نظرش آمده،‌اما به یاد نیاورده است. گفته بود. آه….بله آن آخرین آهنگ تایتانیک بود! این آهنگ نسبت ما با خداوند را تعریف می کند. وقتی احساس نزدیکی بیشتری به خداوند می کنیم. من با خودم قرار گذاشته ام این آهنگ را گاهی در آغاز حرکت کشتی بنوازم و بخوانم. چرا بایست ما در هنگام مرگ به یاد خدا باشیم؟ در هنگام زندگی که بهتر است. چشمانش خندیده بود. من هرگاه به یاد ارکستر هشت نفرهٔ تایتانیک می افتم، قلبم تکان می خورد و گریه ام می گیرد. آن ها همه شان جوان بودند. والاس رهبر ارکستر که ویولونیست بود سی و سه سالش بود. بقیه همه از او جوانتر بودند. بعضی شان بیست و یا بیست و یکی دوساله بودند. عینک پنسی اش روی بینی اش لرزیده بود. . اشک از چشمانش جوشیده بود. به یادش آمد که در ساوت همپتون برای دیدار نماد یاد بود ارکستر تایتانیک به کتابخانه قدیمی ساوت همپتون رفته بود. به او گفته بودند، این نماد در سال ۱۹۱۳ یک سال پس از غرق شدن تایتانیک ساخته شده بوده است. در بمباران سال ۱۹۴۰ کاملا ویران شده بود. پنجاه سال بعد آن را دوباره ساخته اند.کتانی از صدای گلوریا دیگر خواننده کشتی که بانوی میان سالی بود تعریف کرده بود. یک پاواراتی بانو! با همان قدرت صدا و نیز لطافت صدا. به کتانی-همان نوازنده ایتالیایی- تونسی گفته بود. صدای گلوریا او را به یاد صدای مرسده سوسا و ماریا کالاس انداخته است! انگار جمع هر دو صداست. اگر برایش این تشبیه شما را تعریف کنم خیلی خوش حال می شود!
از بحث راه ابریشم و راه ادویه به دور افتاده بودند! امشب بعد از نشست رهبران آینده افریقا و جهان جدید، در تالار گالاکسی، برنامهٔ موسیقی داریم و رقص فلامینکو!
ناگاه سوامی اگنه وش گفت: عالی! رقص فلامینکو ! اصلا اسم من یعنی فلامینکو! برای جمع توضیح داد که اگنه به هندی یعنی آتش و وش یعنی همانند و مثل- در پارسی هم همین پسوند را داریم.- فلامینکو هم همین است یک شعلهٔ آتش. رقصنده مثل شعله ای است که زمین و آسمان را به هم پیوند می دهد. لباس سوامی هم یک دست ارغوانی آتشین است، مثل گل آتش و یا مرغ اتشخوار…
کتّانی گفت: یک تفسیر دیگر هم وجود دارد. فلا، همان شکل کوتاه شدهٔ فلاح است، یعنی کشاورز. این رقص واکنش خشمالود کشاورزی است که او را از زمین اش بیرون رانده اند. دیده اید رقصنده در رقص فلامینکو، اصلا لبخند نمی زند. صدایش اصلا شاد نیست. یک غم عمیق و اندوهی سنگین در صدا وجود دارد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)