سفر دریایی بدون قطب نما (۲)


سفر در درون و برون در جهان امروز بی قطب نماست! البته کشتی ها در گستره اقیانوس ها با راهنمایی قطب نما حرکت می کنند. هواپیماها با راهنمایی برج کنترل به مقصد می رسند. ما هم بر زمین وقتی می خواهیم به جایی تازه برویم، نیم نگاهی به راهنمای گویای خود رو
مان داریم. اگر هم راه را اشتباه برویم او راه ما را اصلاح می کند!
سخن امین معلوف قطب نما به معنای کلی ست. اگر همان ناخدا و یا خلبان و راننده در زندگی خود ندانند به کجا می روند؟ بی قطب نمای زندگی، زندگی می کنند.

ما در جهان امروز شاهد بحران محیط زیست که فضای بیرون را برای زندگی بی سامان کرده است و از درون شاهد بحران انسان و ایمان هستیم. بحرانی که معنای زندگی را دچار پرسشی سهمگین کرده است. این بحران ها در منطقه خاورمیانه، در دنیای عرب و اسلام با اشفتگی های بیشتری رویاروست.
ما مسلمانان و به شکل ویژه عرب ها و ایرانیان و پاکستانی ها و افعان ها و…قرن هاست که در حاشیه تاریخ علم و فکر و صنعت و کشاورزی و خدمات اجتماعی مانده ایم.
به نمونه بسیار مهمی معلوف اشاره می کند. چگونه یک کشور عقب مانده در تمامی عرصه ها، وقتی راه را پیدا می کند. دچار تحولی سرنوشت ساز و عبرت آموز می شود. نقطه آغاز در چین تحول در کشاورزی بود. پس از مرگ مائو تسه تنگ،، رهبر جدید چین زمین هایی را که زیر مالکیت دولت و یا مالکیت جمعی بود بین کشاورزان تقسیم کرد. به آن ها اجازه داد بخشی از تولید شان را خود به فروش برسانند. نتیجه عالی بود! تولید دو و سه تا چهار برابر شد.گام دوم این بود، کشاورزان خود تصمیم بگیرند که چه محصولی تولید کنند. پیش از آن کمیته های محلی تصمیم می گرفتند. باز هم تولید افزایش یافت. این تجربه به دقت در تمامی عرصه ها تکرار شد. مثلا در صنعت ساختمان سازی، در سال ۱۹۸۸ ، پنج عدد برج یا آسمان خراش در شانگهای وجود داشت. بیست سال بعد هزار برابر شد. یعنی برج های شانگهای از مجموعه برج های نیویورک و لوس آنجلس بیشتر شد!
کشور برای حرکت خود قطب نمایی نصب کرده بود. می دانست دارد به کدام سمت می رود.

telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)