برای خاتمی؛ آن را که جای نیست همه شهر جای اوست!

دادستانی تهران داد غریبی را ستانده است، اجازه نداده است که سید بزرگوار محمد خاتمی

که جان و روان و روش و منش او ، آراسته به اخلاق و خرد ناب و به تعبیر فردوسی به شایستگی و آهستگی ست، به سمینار اخلاق و نیایش برود. بدیهی است که این تصمیم دادستان از منشا برتری مایه می گیرد. هر چند این سخن از حنجرهٔ دادستان و یا حلقوم عبدالله شنیده شود.
پیش از این اعلام شده بود که مطبوعات حق ندارند، نام و تصویر خاتمی را منتشر کنند. روزنامه اطلاعات هم به دلیل نشر تصویر خاتمی و نام او و گزارشی توبیخ شد. اکنون نوبت حضور هم رسیده است. حضور را پیش از این در سفرهای خارجی مانع شده بودند. با پیامی که ما خیرخواهیم و دشمنان سو استفاده می کنند و… حال، حضور در وطن و در تهران و در مجلس بزرگداشت هنرمندی و اعطای جایزه اخلاق و نیایش هم عملی شده است.
به گمانم آنچه شاهدیم با تاسف و حسرت بسیار نشانهٔ برافروختگی و سیطره یک خصلت و قساوت است.
همان خصلتی که مرحوم شهید مطهری، روزگاری پیش از پیروزی انقلاب هشدار داده بود. « اگر انسانِِ خصلتی به قدرت برسد، همو آسیب می بیند و هم نظام و هم اسلام.»

کارنامه خاتمی در پیش روی ملت ایران است. او هشت سال رئیس جمهور بوده است و سال ها وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. کتاب های او در اختیار مردم است. وقتی هم که نام و نشان و صورت او ممنوع می شود، یک پیام کوتاهِ صمیمانه و نگرانِ او ملتی را به جوشش و حرکت و شرکت در انتخابات بر می انگیزد. دو سنخ کارنامه در برابر ماست. کارنامه هشت ساله دولت احمدی نژاد که بهترین دولت ایران از مشروطه به بعد خوانده شد. و کارنامه دولت خاتمی و نیز کارنامه سه ساله دولت روحانی،.
بسیار خوب بصیرت را به عنوان شاخص تعریف کنیم. کدام دولت به مصلحت کشور و انقلاب و اسلام بوده است؟
آیا دادستانی گمان کرده است که با عدم حضور خاتمی یاد او از اذهان زدوده می شود؟ محبت مردم نسبت به او فراموش می شود؟ نام و نشان او دیگر در میان مردم راهی و جایی ندارد و یا نخواهد داشت؟
داستان دادستانی و خاتمی مثل همان بندهٔ خدایی است که در ایستگاه قطار قدم می زد. دیروقت شده بود، مامور نظافت به او گفت: آخرین قطار رفت! گفته بود: کجا رفت بلیطش دست من است! قطار اقبال مردم و محبت مردم، بدست کسی نیست! دست دادستانی و یا حکومت هم نیست. هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست و
وفا و مهر نکو باشد ار بیاموزی
وگر نه هر که تو بینی ستمگری داند.
نام مبارک امام علی بن ابی طالب صلوات الله علیه، در روزگار معاویه و تا روزگار عمر بن عبدالعزیز نام ممنوعه بود! آیا آن نام مبارک فراموش شد؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)