ملت ترکیه و شکست کودتای پنجم

می توان گفت از آغاز تا انجام کودتای پنجم ترکیه پنج ساعتی بیشتر طول نکشید! فرودگاه و پل بسفر و تلویزیون تی آر تی و …همه آزاد شدند. مردم و پلیس و نیروهای امنیتی، نظامیان کودتاگر را دستگیر کردند. نظامیان دست ها را به نشانه تسلیم بالا بردند. مردم با کمربند و تو سری آن ها را زدند. نظامی ها گریه کردند. مردم لباس نظامی گری را که مقدس می دانند از تن نظامی ها در آوردند و آن ها را شبانه، دست بر سر به سوی بازداشتگاه ها روانه کردند. فردی در فرودگاه استانبول، فرودگاه بین المللی اتاتورک در برابر تانک دراز کشیده بود. انگار در صحرایی ست و کنار رودخانه ای و سبزه زاری…
اردوغان، با تدبیر و تسلط بر نفس و اطمینان به مردم ترکیه نقش موثری در شکست کودتا داشت. بازگشت بی درنگ او به استانبول و حضور در میان مردم، نشان داد که او به رغم برخی اشتباهات ویرانگرش، همچنان سیاستمداری مصمم و مسلط است. پیامی که از طریق موبایلش برای شبکه ترکی سی ان ان فرستاد، بسیار دقیق و سنجیده بود…به نظرم درس های متعدد و مهمی می توان از کودتای پنجم ترکیه گرفت. درس هایی برای دولت و ملت و ارتش ترکیه، درسهایی برای کشور ها و ملت ها و البته نیروهای مسلح و ارتش در منطقه.
دیشب تقریبا تمام وقت از شبکه های خبری مختلف جریان کودتا را دنبال می کردم. همزمانی و یا همداستانی غریبی هم در ذهنم بر پا شده بود. این هفته داشتم و دارم رمان، بیگانگی در ذهن من، نوشته اورهان پاموک رامی خوانم. در این رمان به کودتا در ترکیه به عنوان یک جریان زنده و یا داستان تکراری، اشاره شده است. به گمانم اگر پاموک رمان خود را در انتهای سال ۲۰۱۶ منتشر می کرد. حتما مقوله ی کودتا در رمان او شمایل دیگری پیدا می کرد.
یکم: با توجه به سرگذشت و سرانجام کودتا ها با پرسش مهمی مواجه می شویم. چرا برخی کودتاها پیروز و برخی شکست می خورند. مثلا کودتای ۱۲۹۹ رضا خان میرپنج و کودتای ۱۳۳۲ سپهبد زاهدی پیروز شدند. اما کودتای نوژه شکست خورد.
کودتاهای ۱۹۶۰ و۱۹۷۱ و ۱۹۸۰ و۱۹۹۷ در ترکیه پیروز شدند. در کودتای ۱۹۶۰، عدنان مندراس نخست وزیر و رشدی زورلو وزیر خارجه و حسن پل آتکان وزیر اقتصاد به دار آویخته شدند. کنعان اورن( ۱۹۱۷-۲۰۱۵) در کودتای ۱۹۸۰، بیش از ششصد هزار نفر از مردم و مسئولان کشور را زندانی کرد. پنجاه نفر از مدیران و چهره های سیاسی را در میدان ها دار زدند و کودتا ماند و سایه اش سنگین شد.
چرا کودتای ژنرال فرانکو در اسپانیا در سال ۱۹۳۶ پیروز شد و سایه سنگین ژنرال فرانکو چهل سال بر سر مردم ماند؟ یکی از قربانیان کودتای او فدریکو گارسیا لورکا ( ۱۸۹۸-۱۹۳۶) بود. شاعر ترین شاعر زمانهٔ خود! یا کودتای سرهنگان در یونان؟ کودتای سوهارتو در اندونزی که موج خون براه انداخت و صد ها هزار نفر را کشت…
چرا کودتای ۱۵ ژوئیه ترکیه شکست خورد؟
پاسخ ساده و روشن است چون مردم آمدند! همین و بس. وقتی مردمی و یا ملتی در صحنه باشند کودتا جرقه ای می زند و به سرعت خاموش می شود. در برابر تابش آفتاب حضور مردم، کودتا مثل یک ادم برفی ناقص الخلقه آب می شود. شعار های اسلامی امواج گسترده مردم استانبول، که با شعار الله اکبر و لا اله الا الله و لله الحمد به صحنه آمده بودند، نشانه ای بود که کودتا شکست خورده است. این تجربه را در پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هم داشتیم. آخرین تقلای بخشی از فرماندهان ارتش اعلام حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ بود. امام خمینی اطلاعیه داد که مردم به خیابان ها بیایند. آمدند. حضور مردم در خیابان ها و میدان ها، با پیروزی انقلاب همراه شد.
اردوغان، که به غیر از ترکی، هیچ زبان دیگری نمی داند! ثابت کرد که زبان مردم خود و زبان سیاست متکی بر مردم را به خوبی می داند.
اکنون می توان به این پرسش پرداخت. چرا مردم آمدند؟
می توان دلایل و علت های مختلفی را برشمرد. به نظرم حزب عدالت و توسعه در این چهارده سالی که بر ترکیه حکومت می کند،- صرف نظر از ماجراجویی های منطقه ای اخیر، به ویژه اشتباه استراتژیک اردوگان در مورد سوریه- کاملا موفق بوده است. حجم اقتصاد، یعنی صنعت و کشاورزی و خدمات در ترکیه نسبت به سال ۲۰۰۱، نزدیک چهار برابر شده است. دقت در اقلام مختلف صادراتی از ترکیه به روشنی نشان می دهد که بازار کار و سرمایه و بالتبع صادرات در این کشور رونق چشمگیری دارد. یادمان باشد که ترکیه برای نیاز خود نفت هم وگاز هم وارد می کند! ویژگی دوم، گرایش دینی و اسلامی اردگان و دولت اوست. همین که او و همسرش و یا دخترانش با حجاب ظاهر می شوند به مردم ترکیه پیام می دهد. البته به سکولار ها هم پیام می دهد. مردمی که دقایقی بعد از شنیدن پیام او به سوی مساجد و میادین حرکت کردند و شعار های اسلامی دادند. همان پشتوانه ملی حزب عدالت و توسع بوده و هستند.
همین که مردم در همان نیمه شب در خانه نماندند. به خیابان ها آمدند. نشانه ای بود که دولت را از خود می دانند.
شاملو یکی از شعر های گارسیا لورکا را با عنوان بر سنگفرش به خوبی ترجمه کرده است:
(( - آهای !
از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید! ...
این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
کاینگونه می تپد
دل خورشید
در قطره های آن ...))
مردم ترکیه از پشت شیشه ها به خیابان آمدند. تمام سخن همین است!
سرچشمه واقعی و حقیقی قدرت مردم هستند. وقتی مردم در صحنه اند می توان خودرو زرهی نظامی فوق سنگین ارتش مصر را از پل به داخل رودخانه نیل انداخت. وقتی به دلیل بلاهت محمد مرسی و دولت او، مردم از صحنه غایب می شوند و یا جامعه تقسیم می شود کودتا در مصر با تشریفات ویژه پیروز می شود.
. دوم: آیا این کودتا موجب می شود که اردوگان از جاه طلبی غیر موجه و منطقی خود دست بر دارد و در صدد کودتا علیه بشار اسد نباشد!؟ یا بر عکس همین کودتا او را تشویق می کند تا اهداف ماجراجویانهٔ‌ خود را پیگیری کند؟
در رمان اورهان پاموک، از زبان کورکوت روایت شده است: « ماجرا ها به من آموحت که انگار همه دنیا علیه ترکیه دست به هم داده اند، بله این واقعیت است اما بزرگترین دشمن ترک ها، خود ترک ها هستند!» (۱)
واقعیت این است که بزرگترین دشمن اردوگان می تواند خود اردوگان باشد. گرچه برای تغییر استراتژی منطقه ای دیر نیست و او فرصت اصلاح دارد.
سوم: در پیام وزیر دفاع پاکستان در حمایت از دولت قانونی اردوگان، نکته مهمی بود. همان نکته ای که در اظهارات رئیس جمهور سابق ترکیه عبدالله گل هم آمده بود: عصر کودتا تمام شده است!
از این پس سربازان هم وقتی بخواهند ابزار کودتا شوند، عکس های کودتای شکست خورده پنجم ترکیه را به یاد خواهند آورد!
1-Orhan Pamuk, a strangeness in my mind, ff,2015, p. 507

*********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)