دیدار ِ دیگر داود رشیدی


داود رشیدی به تعبیر جذاب پرویز پرستویی، یکی از « پنج تن » سینمای ایران بود! پیداست که پنج تن طنین مقدسی در فرهنگ و سنت ما دارد. همان سوگند معروفِ به پنج تن آل عبا، که رواج داشت. این پنج تن سینمای ما، همگی تقریبا در دهه چهل از تئاتر به سینما آمدند. از این رو شخصیت هایی عمیق و صمیمی داشته و دارند. مثلا وقتی در مراسمی به روی سن یا صحنه دعوت می شوند با اشاره ای، خماندن قامتی یا اشاره سرانگشتی گوشه صحنه را می بوسند!
ویژگی پنج تن این بوده است که درست ببینند. نسل جوانتر بیشتر از دیده شدن سخن می گویند! میان دیدن و دیده شدن فاصله بسیاری وجود دارد. هر کدام را پایه بگیریم، دیگری بر همان پایه شکل می گیرد.
این که روایت شده است که داود رشیدی گفته است بر سنگ مزارش بنویسند: « آمد، دید و رفت!» این سه جمله کوتاه، روایت زندگی است. خام بدن و پخته شدن و سوختن؟ و یا زندگی را فرصت تماشا انگاشتن؟ به تعبیر سایه، که عمرش بلند باد.
چه خیال می توان بست و کدام خواب نوشین
به ازین در تماشا که به روی من گشادی؟
این واژه تماشا، واژه غریبی ست! در واقع به معنای رفتن و یا شیوه رفتن و یا سبک زندگی است. رفتن و گُل و گشت، گویی ملازمه دیدن هم بوده است. نظامی سروده:

در باغ عهد جای تماشا نماند از آنک
صدخار را موکل یک وَرد کرده اند.
این پنج تن به اصطلاح خودشان خاک کف تئاتر یا تماشا خانه را خورده اند. از این رو می بایست درست ببینند. در هر اجرا تماشائیان را با چشم زنده تماشا کنند. آن ها با گوش دیدند و با چشم شنیدند. به همین دلیل وقتی داود رشیدی می گوید: دید! این دیدن با دیدن ظاهر و صورت متفاوت است. این دیدن به تعبیر مولوی همان دیدار دیگر است.
چه داند جان منکر این سخن را؟
که او را نیست آن دیدار دیگر
پنح تن تئاتر و سینمای ما کوشیدند زندگی را درست ببینند و جریان زندگی را به درستی هنرمندانه ثبت کنند. هنرمند و کارگردان بزرگ سینمای ما، علی حاتمی به شایستگی حضور این پنج تن را در هزاردستان، برای همیشه ثبت و ماندگار کرد. بدون شک از این پنج تن به عنوان سرمایه های پر ارزش و البته تکرار نشدنی در سینما و تئاتر ما سخن گفته می شود و خواهد شد. صمیمیت نابی که در همه آنان بوده و هست، نشانه روشنی بود که آنان همیشه نگران انسان بودن و شدن و ماندن بودند و شدند و ماندند! روان داود رشیدی شاد و نامش بلند آوازه و عُمرِ نصیریان و انتظامی و مشایخی و کشاورز مثل آفتاب تابستانی بلند!
**********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)