چو خاکم را بخواهی بوسه دادن…

داود رشیدی، به تعبیر پر لطف و نازک اندیشانه اش: آمد و دید و رفت… در سوگ او هنرمندان و مردم سنگ تمام گذاشتند. به نظرم قدر انتظامی ، کشاورز، نصیریان و مشایخی را بیشتر و بهتر بدانیم. قدر شناسی راه های متعددی دارد. از جمله کارگردانان و تهیه کنندگان سینما و یا تئاتر- البته با توجه به شرایط جسمی آنان- حضور این چهارتن را زنده نگاهدارند. همه ما می بایست ممنون حسن فتحی باشیم که با شهرزاد و بازی درخشان نصیریان بر میراث هنری و فرهنگی ما افزود.
چهارتنی که در جمع ما هستند و همگی افتابِ لب بام… تا در جمع ما هستند و « دید» شان زنده و پر فروغ است، قدرشان را بدانیم. نشان های درجه اول فرهنگ و هنر می تواند نمونه ای از قدرشناسی دولت از آنان باشد و البته مهمتر از آن، این است که با بازیگرانی از این قبیل و قبیله، که اعتبار و حرمت فرهنگ و هنر سینما مدیون آنان است، بازی نشود. مثل همان داستان ثبت نام ریاست جمهوری و بازی با اعتبار عزت مردم ایران…
نگذاریم تا هنگامی که خبر درگذشت هنرمندی منتشر می شود، از او سخن بگوییم. به تعبیر مشایخی: این تعریف های پس از مرگ چه سودی دارد؟ گویی مولوی چنین ایامی را در خشت خام می دیده است که سروده:
چو خاکم را بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده اکنون همانیم
***********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)