تشنهٔ صلح (۵)


بخش قدیمی پروجا، همانند یک زیگورات بر تپه ای ساخته شده است. از چهار سو راه های باریک و پیچنده ای به بالا می رود تا به جایی برسد که از هر سو افق پیداست.
هتل سینا بروفانی درست در بالای تپه قرار دارد. میدانی جلو هتل است با نرده بلند پولادی عتیق…. می توان دشت های امبریا را از این نقطه به خوبی دید. دوربینی که با سکه یک یورویی کار می کند، به شما مجال می دهد تا افق های دور دست را ببینید. هتل هم یک قصر قدیمی سه هزار ساله است که باز سازی شده است! بیش از هر جا در طبقه سوم زیر زمین به تعبیر هتل ماینِس تری، می توان سردابی را دید با تاق های ضربی چهار سو، که استخر شده است.
دوران مسوولیت وزارت فرهنگ به دعوت وزیر فرهنگ و جهانگردی ایتالیا خانم مالاندری به ایتالیا آمده بودم. جووانا ملاندری اکنون رئیس موزه قرن بیست و یکم در ایتالیاست و نیز مسوول بخش فرهنگی حزب دموکرات. سال ۱۳۷۸ در گفتگو با وزیر ایتالیایی، نخستین پرسشی که پرسیدم همین بود. نسبت میان میراث فرهنگی و توریسم و شیوه ادارهٔ این دو مقوله. او توضیح داد که می بایست میراث فرهنگی را به شکل زنده نگاهداری کرد و نه مُرده و بریده از جامعه، مگر موارد استثنایی. از این رو قصر ها می توانند تبدیل به هتل بشوند و به خوبی نگاهداری شوند. بدیهی ست که تبدیل قصر به هتل- مانند هتل سینا پروفانی در وروجا و یا هتل نون در اَسی سی، کار بسیار دقیق و پر ظرافتی ست که چگونه بخش های باستانی به خوبی و آشکارا حفاظت و نمایاننده شوند!
اندیشه ادغام سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی و ارتقا آن به معاونت ریاست
جمهوری ، ارمغان همان سفر بود.
کارت اتاقم را بیسان برایم آورد. بیسان فلسطینی است و پنچ زبان را به خوبی صحبت می کند.از جمله عبری
سوامی پرسید شماره اتاقت چند است؟ گفتم ۱۲۳ با تعجب گفت: رم در هتل گراند پالاس هم شماره ات ۲۳۴ بود. این هارمونی اتفاقی است؟
از پنجره اتاقم، دشت امبریا و سقف های سفالی خانه ها پیداست.
برنامه کنفرانس را نگاه کردم. فردا ساعت چهار بعد از ظهر شروع می شود. آیا فرصت دارم تا دریاچهٔ تراسیمونو یا ساحل رودخانه تبِره که تا همین منطقه نیز ادامه دارد بروم؟ و یا گشتی در کوچه و خیابان های پیچ در پیچ و نوشیدن چای یا قهوه ای در زاویه همین پیچ ها؟
تلفن زنگ می زند. سوامی ست. می گوید: سید ، اِگ دو تِین! یعنی یک دو سه! منظورش را می فهمم شماره اتاقم است. بلند می خندد. کی برای شام می آیی؟ داستان را تعریف کنی؟ پری دریایی و مومیایی سفت شده!
*************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)