تشنه صلح(۱۴)

با پاتریارک بارتولمه اول،( متولد ۱۹۴۰- یونان) سه سال پیش در وین آشنا شدم. سخن بر سر کاربرد واژگان و شیوه عبارت بندی و یا جمله پردازی در قرآن مجید و کتب مقدس بود. نظریه سیر تحول قرآن مرحوم مهندس بازرگان را مطرح کردم. تازگی دیدم جناب آقای دکتر سروش - که نظر رویاهای رسولانه خویش را، اولا هنوز تمام و کمال ارائه نداده اند و مقاله ششم از خرداد ۱۳۹۳ تا کنون نانوشته یا منتشر نشده مانده است. مثل داستان شهزادگان مثنوی ، قصه شهزادگان نامد به سر! ثانیا اظهار داشته اند که این نظریه( به تعبیر ایشان و به گمان اینجانب این نظر) را در خواب دیده اند و ثالثا ایشان خود نمی توانند قرآن را خوابگزاری و یا تعبیر کنند. در سخنرانی خویش که با عنوان « بازرگان شناسی» در سایت ایشان منتشر شده است؛ در باره نظریه سیر تحول قرآن اظهار داشته اند که این نظریه غیر علمی ست ویا ارزش علمی ندارد. سخن شریعتی هم که این نظریه را در حد نظریه نیوتون( البته دکتر سروش گفته اند، داروین) مطرح کرده است، مبالغه آمیز است و بهتر بود ایشان این سخن را نمی گفت. از حسن اتفاق اگر قرار باشد برای نظریه ای صفت علمی به کار ببریم همان نظریه سیر تحول قرآن است. مبانی این نظریه روشن و شیوه سنجش ضریب خطای آن مشخص است. آن نظریه محصول بیست سال اندیشیدن در باره قرآن مجید ، از جمله در سال های خلوت زندان براز جان و تهران. همان خلوتی که محصول دیگرش پرتوی از قرآن مرحوم آیه الله طالقانی است. سیر تحول قرآن در دو جلد و نزدیک به هزار صفحه منتشر شده است. کار چنان خواجه نه کاری ست خُرد! (۱) اگر قرار باشد صفت غیر علمی را با تدقیق در معنای واژهٔ علمی برای نظری به کار بریم همان نظر رویاهای رسولانه است.
البته یکی از دلایل متقن بر این که وحی، خواب نیست و پیامبر در رویا قرآن را ندیده است همین نظریه سیر تحول است. که در زمان مناسب می توان بدان پرداخت.
نکته دیگری که با بارتولمه مطرح کردم دقت در واژه ها بود. مثلا در قرآن مجید واژه مفرد ظلمت و واژه جمع انوار وجود ندارد. همیشه ظلمات به شکل جمع و نور به شکل مفرد به کار رفته است. بارتولومه مدتی سکوت کرده بود. گفت در این باره بیشتر حرف بزنیم. زدیم! پس از آن دیدارهای دیگری با ایشان داشتم. و در هر دیدار احترامم نسبت به ایشان افزوده شد! نمی دانم چه اتفاقی افتاده است که در میان رهبران دینی ما، افرادی مثل بارتولومه و پاپ فرانسیس و روان ویلیامز، دیده نمی شود و یا به سختی می توان در حد آنان کسانی را در جهان اسلام یافت…
نکته غریبی ست این هر سه رهبر مسیحی آهنگ صدایشان موسیقایی و با طنینی معنوی ست.برق نگاهشان هم گرم و جذاب است و محتوای سخنانشان هم آرامش بخش و ارتقا دهنده جان ها و روان ها! سخن های از سویی دیگر…
این سخن هایی که از عقل کل است
بوی آن گلزار و سرو و سنبل است
بارتولومه ده دقیقه وقت داشت، هفت دقیقه صحبت کرد، در سخنانش این هفت نکته شایسته تامل بود.
یکم: اگر ما تشنه صلحیم، می بایست به گفتگوی با دیگری بی هیچ شرطی قائل باشیم.
دوم: اگر ما حقیقتا تشنه صلحیم می بایست برای صلح گامی بر داریم.
سوم: اگر ما واقعا تشنه صلحیم می بایست به سخن دیگری با دقت گوش کنیم. می بایست در چشمان یکدیگر نگاه کنیم.
چهارم: اگر تشنه صلحیم به محیط زیست انسانی بیندیشیم. اگر کودکی در هر جای جهان آبی برای نوشیدن ندارد، غذایی برای خوردن ندارد. ما حقیقتا احساس تشنگی و گرسنگی کنیم.
پنجم: بیاییم این گفتگو را نخست در جان خویش آغاز کنیم!
ششم: به فرهنگ گفتگو باور داشته باشیم. تا احساس تشنگی درونی نکنیم با خود گفتگو نخواهیم کرد!
هفتم: اگر تشنه صلحیم می بایست تشنه عدالت هم باشیم. صلح و عدالت تفکیک ناپذیرند.
*********
۱- سیر تحول قرآن، مهندس مهدی بازرگان، شرکت انتشار، سال ۱۳۸۸، دو مجلد
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)