تشنه صلح (۱۷)

ما اکنون در زیر عنوان و چتر نام فرانسیس اسیسی به واسطه و دعوت جامعه اسی سی در اینجا جمع شده ایم.
بانوان و آقایان محترم! من می خواستم این داستان را با شما در میان بگذارم، نه تنها به این خاطر که ما در اردوگاه قدیس فرانسیس اسی سی هستیم، بلکه فرصتی داریم تا به این پرسش ها بیندیشیم.
اگر قدیس فرانسیس اسی سی امروزه به خاورمیانه باز می گشت، داعش و دیگران با او چه رفتاری داشتند؟
آیا آنها به ردای رهبانی و روحانی و کتاب مقدس او احترام می گذاشتند؟
آیا به سخنانش گوش می دادند و به او فرصت می دادند در کمال آزادی و احترام باور های مسیحی خویش را بیان و حتی تبلیغ کند؟
آیا همان طور که اسلام و محمد پیامبر اسلام که درود خداوند بر او باد، در بارهٔ مسیحیان سفارش کرده اند، با او رفتار می کردند؟
گمان نمی کنم هیچ یک از ما نیازی به پاسخ داشته باشیم…همگی ما پاسخ را می دانیم.
ما سرانجام پدر پائولو داللو گلایو را می دانیم. او زندگی خود را در سوریه وقف مسیحیان و مسلمانان کرد. -( ایشان توسط داعش شام سه سال پیش ربوده شده است و از سرنوشتش اطلاعی در دست نیست. او نزدیک به سی سال از عمر خود را در کلیسا یا معبد معروف مریم مقدس در پنجاه کیلومتری دمشق صرف کرد. در باز سازی معبد و تاسیس انجمن گفتگوی بین الادیان فعال بود، تابعیت سوری هم گرفته بود.)-
ما از سرانجام اسقف یوحنا ابراهیم با خبریم، ما امروز در تمام این مناسبت های سنت اجیدو و گفتگوهای مسلمان-مسیحی در خاورمیانه و فراتر از آن، او را در میان خود نداریم و دلتنگ او هستیم. ( سراسقف یوحنا ابراهیم اسقف کلیسای ارتدوکس حلب بود که سه سال پیش توسط داعش ربوده شد.)
ما می دانیم چه بر سر بسیاری از معابد و کلیسا ها و مساجد آمده است. بسیاری از آن ها ، برغم ان که قرآن این اماکن را به عنوان مکان عبادت خداوند ستوده است ویران شده اند. پیامبر سلام توصیه کرده بود و منع کرده بود که مسلمانان به هیچ عنوان از سنگ های کلیسا برای ساخت مسجد استفاده نکنند، یعنی مسلمانان مجاز نبوده و نیستند که کلیسا ها را ویران کنند. او چنین رفتاری را نافرمانی در برابر خداوند و پیامبرش تلقی می کرد..
اسلام تغییری نکرده است. نصّ قرآنی ثابت است، آموزه های پیامبر اسلام روشن و صریح و ثابت است. این متون پیش و پس از گفتگوی قدیس فرانسیس اسی سی با سلطان کامل ایوبی در مصر تغییر نیافته اند.
آن چه اتفاق افتاده است این است که یک گروه کینه خواهِ پریشان خاطر افراطی، اسلام را به گروگان گرفته اند و از آن به عنوان وسیله ای برای انتقام گیری و انسان کُشی استفاده می کنند. این ها گروهی قدرت طلب هستند که به نام دین جنایت می کنند.

به همین دلیل ما مسلمانان به خوبی می دانیم که بایست دین اسلام را که به گروگان گرفته شده است، آزاد کنیم. ما می بایست اسلام را در خانه و کشور خود، با اصول ارزش های والای معنوی و حقیقی اسلامی هماهنگ و منطبق نماییم. ارزش های والای معنوی که مسلمانان بر بنیاد آن تمدن خویش را آفریدند و ارزش هایی که تمدن انسانی نوین قرن بیست و یکم بر آن ها اتکا دارد..
.به همین دلیل تبیین افراطی گری به نام اسلام، بیش و پیش از همه وظیفه مسلمانان است. اسلام به تکثر گرایی باور دارد. باور های مختلف و ادیان مختلف را به رسمیت می شناسد. اختلاف مردم را امری طبیعی و متناسب با اراده الهی محسوب می کند. به همین خاطر از مردمان دعوت می کند تا فراآیند و با یکدیگر آشنا شوند و از حال و روز دیگری با خبر. گفتگو وسیله ای برای انجام چنین وظیفه و مسوولیتی است. در غیاب آزادی هیچ گفتگویی میّسر و ممکن نخواهد شد. آزادی مذهبی و دینی بنیاد هر نوع آزادی است.

************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)