کورش کبیر و آیة الله نوری همدانی

واقعیت این است که فهم مطالب و یا واکنش آیه الله نوری همدانی به اجتماع مردم در پاسارگاد، مزار کورش کبیرقابل فهم و آسان نیست. مثل فهم این عبارت از کتاب ِ داستان باستان ایشان، که در باره چهره های تاریخی پیش و پس از اسلام نوشته اند. این کتاب توسط جناب آقای محمد محمدی اشتهاردی تنظیم و منتشر شده و خوشبختانه در سایت آیه الله نوری همدانی در دسترس است. مقاله نخست کتاب در در باره اسکندر است که البته از بُعد ارزش پژوهشی مقاله ای بی اعتبار است. نوشته اند:
تاريخ گذشتگان آئينه عبرت است و بروجرد ما لازم است در اين نكته فكر كنيم كه آيـا ايـن قـدرتها و امكانات كه در اختيار انسانها قرار مي گيرد در چهارمحال بختياري راه بكـار گرفتـه مـي شـود ؟ آيـا در راه تأمين رفاه بشر يا در راه تخريب جهان و بدبختي انسانها ؟ آيا اسكندر با آنهمه تلاشها و توسـعه طلبيهـا و غارتها و كشتارها چهارمحال بختياري كرد ؟ و عاقبت كار كجا رفت؟ » (۱)
ابتدا گمان کردم که « بروجرد» ما لازم است، احتمالا « بر وجود» ما لازم است بوده است. منتها نمی دانستم و نمی دانم «‌ چهارمحال بختیاری » در اینجا و در رابطه با اسکندر چه می کند؟
داوری ایشان در بارهٔ اجتماع مردم در پاسارگاد هم که واکنشی تند و عاطفی و نیندیشیده ست در همین حد نامفهوم است. فرموده اند:
« تعجب می‌کنم چه طور می‌توانند در مزار کوروش جمع شوند، همان شعارهایی که برای رهبر معظم انقلاب می‌دهیم، برای کوروش بدهند و باز ما زنده، نشسته‌ایم و تماشاگر هستیم.»
خود ایشان در همان کتاب داستان باستان به کورش کبیر و مزار او در پاسارگاد اشاره کرده اند. افزون بر آن در باره مصداق ذوالقرنین در سوره کهف نکاتی را یاد آور شده اند و نهایتا نظریه مولانا ابوالکلام آزاد را که مورد تایید و ترجیح علامه طباطبایی در المیزان است ذکر کرده اند. بسیار خوب مردم ایران با توجه به همین استناد، می توانند کورش را نه تنها یک رهبر بلامنازع جهانی تلقی کنند که نظیر او را نه در تاریخ پیش از اسلام ایران و جهان می توان یافت؛ بلکه در تاریخ ایران دوران اسلامی هم هیچ شخصیت تاریخی-ملّی قابل سنجش با کورش نداریم. اگر قول علامه طباطبایی در المیزان را بپذیرم که موجه ترین تفسیر در باره مصداق ذوالقرنین است؛ کورش یک پیامبر- پادشاه است. او را می توان با سلیمان نبی قیاس کرد.
حال چه اشکالی دارد که مردم در روزی به نام کورش در مزارش جمع شوند؟ چه اشکالی دارد همانگونه که آن هموطن عرب ایرانی ما- کاش نامش را می دانستیم- کورش را پدر ملت ایران نامید. ما هم کورش را پدر ملت ایران بنامیم ؟ ملت ایران اعم از مسلمانانی است که در کشور ما زندگی می کنند. و ملت ایران پیش از اسلام هم تاریخ و تمدن و فرهنگی پر افتخار داراست. چه اشکالی دارد همانگونه که پیامبر عظیم الشان اسلام خود را پدر امت اسلامی خوانده است. ما کورش را پدر ملت ایرانی بنامیم؟
رحمت و رضوان خداوند بر مرحوم شهید مطهری که با کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران کوشید دو وجه یا دو بُعد فرهنگ اسلامی و ایرانی را با نگاهی متعادل و خردمندانه ببیند و بسنجد و بستاید.
کاش آقای نوری همدانی کتاب خودشان، داستان باستان را بار دیگر بخوانند و عظمت و شکوه کورش کبیر را در یابند. به جای رویکردی عاطفی و احساسی و تحریک آمیز، رویکردی سنجیده و خردمندانه داشته باشند و مثل فیلسوف و متفکر ممتاز دکتر ابراهیمی دینانی در بارهٔ کورش کبیر قول سدید بگویند. نهایتا هم توضیح بدهند داستان بروجرد و چهارمحال بختیاری در آن عبارت کتاب داستان باستان چیست.
***********

(۱) سایت نوری همدانی، داستان باستان، ص. ۱۵
http://www.noorihamedani.com/files/
51d16e0de9bd4.pdf
*******************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (7)